هر مثال زیر سه بخش دارد: متن اصلی، یک تحلیل واژهبهواژه (gloss) که نشان میدهد هر کلمه چگونه عمل میکند، و یک ترجمهٔ روان. این تحلیلها از چند برچسب کوتاه استفاده میکنند تا مختصر بمانند. نگران به خاطر سپردن آنها نباشید؛ این یک مرجع است که هر وقت لازم شد میتوانید به آن برگردید.
شخص و شمار · 1sg / 2sg / 3sg — اولشخص / دومشخص / سومشخص مفرد (من، تو، او) · 1pl / 2pl / 3pl — اولشخص / دومشخص / سومشخص جمع (ما، شما، آنها)
جنس و حالت اعرابی · m / f / n — مذکر / مؤنث / خنثی · sg / pl — مفرد / جمع · m.sg — ترکیبی: مذکر مفرد (و به همین ترتیب f.pl، n.sg و غیره) · NOM / ACC / GEN / DAT / INS / LOC — حالتهای دستوری (فاعلی/مفعولی/اضافهای/بهای/ابزاری/مکانی) — اینکه کلمه چه نقشی در جمله دارد
زمان و نمود · PRES — زمان حال · PRET — ماضی ساده (رویدادی گذشته و پایانیافته) · IMPF — ماضی استمراری (وضعیتی گذشته که ادامه داشته یا عادت بوده) · FUT — آینده · PERF — ماضی نقلی (کنشی تمامشده با ارتباط به زمان حال) · PROG — استمراری (کنشی در حال انجام، مثلاً «دارم میخورم») · COND — شرطی («…میبود»)
وجه · IND — اخباری (جملهٔ خبری معمولی) · SUBJ — التزامی (بیانگر عدم قطعیت، آرزو، تردید) · IMP — امری (فرمان) · INF — مصدر (شکل مرجع فرهنگ لغت: to go، to eat)
سایر · REFL — انعکاسی (کنش روی خود شخص: خودم، خودت) · PERS — «a» شخصی (فقط در اسپانیایی — نشانگر مفعول مستقیم انسانی) · HON — احترامی (شکل فوقمؤدبانه، رایج در ژاپنی/کرهای) · TOP / SUB / OBJ — نشانگرهای موضوع / فاعل / مفعول (ژاپنی، کرهای) · CL — طبقهنما (چینی، ژاپنی، کرهای — کلمهای شمارشی برای اسمها) · NEG — نفی
الفبای عربی ۲۸ حرف دارد و همهٔ آنها بیانگر صامت هستند. مصوتهای کوتاه حرف محسوب نمیشوند، بلکه علامتهای کوچکی هستند که بالا یا پایین صامتها نوشته میشوند — به آنها حرکات میگویند (فتحه برای a، کسره برای i، ضمه برای u) — و در متن روزمره معمولاً حذف میشوند؛ خواننده آنها را از بافت متن بازسازی میکند. مصوتهای بلند با حروف صامت ا و ي نوشته میشوند. این خط، خطی پیوسته است: بیشتر حروف به حروف مجاور خود میچسبند و هر حرف تا چهار شکل مختلف دارد — مجزا، ابتدایی، میانی و پایانی — بسته به موقعیتش در کلمه. عربی از راست به چپ خوانده و نوشته میشود. نیمی از ۲۸ حرف، «حروف شمسی» هستند که با لـ حرف تعریف ال همآوا میشوند، در حالی که بقیه «حروف قمری» هستند که چنین نمیکنند.
عربی از راست به چپ و با خطی پیوسته نوشته میشود که در آن بیشتر حروف به حروف مجاور خود میچسبند. این یک الفبای بیصدانویس (abjad) است: ۲۸ حرف، صامتها و مصوتهای بلند (ا و ي) را نشان میدهند. مصوتهای کوتاه (فتحه a، کسره i، ضمه u) علامتهای نوشتاریای هستند به نام تشکیل (تَشکیل) که معمولاً از متن روزمره حذف میشوند — خواننده آنها را از بافت متن و الگوهای کلمه بازسازی میکند. کتابهای مخصوص مبتدیان، قرآن و فرهنگهای لغت کلمات را بهطور کامل حرکتگذاری میکنند. شکل حرف بسته به موقعیت آن (ابتدایی، میانی، پایانی، مجزا) تغییر میکند. اعداد حتی درون خطی که از راست به چپ نوشته میشود، از چپ به راست نوشته میشوند. تمایزی میان حروف بزرگ و کوچک وجود ندارد.
عربی فصیح کلاسیک و روزنامهنگارانه ترتیب فعل-فاعل-مفعول (VSO) را ترجیح میدهد: فعل جمله را آغاز میکند، سپس فاعل و بعد مفعولها و قیدها میآیند. ترتیب فاعل-فعل-مفعول (SVO) هم به همان اندازه دستوری است و در نثر امروزی رایج است، بهویژه وقتی فاعل موضوع جمله یا مورد تأکید باشد. یکی از ویژگیهای خاص VSO این است: وقتی فعل قبل از فاعل جمع میآید، فعل مفرد میماند و فقط از نظر جنس مطابقت میکند؛ در ترتیب SVO فعل از نظر شمار هم مطابقت میکند. صفتها، مالکان و جملهوارههای موصولی بعد از اسمی که توصیف میکنند میآیند. قیدهای زمان و مکان انعطافپذیرند.
معرفه بودن با افزودن ال (al-) در ابتدای اسم (و هر صفتی که با آن مطابقت دارد) نشان داده میشود. حرف تعریف نکرهای جداگانه وجود ندارد — اسم بدون هیچ پیشوندی نکره است. پیش از نیمی از حروف الفبا — «حروف شمسی» (ت ث د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ل ن) — لـ حرف ال با صامت بعدی همآوا میشود و آن صامت دوتایی (مشدد) تلفظ میشود. ال همچنان نوشته میشود اما بهصورت یک صامت ابتدایی دوتایی تلفظ میشود. پیش از «حروف قمری» (بقیهٔ حروف)، ل بهوضوح تلفظ میشود. الف ابتدایی ال نیز هنگامی که کلمهٔ پیشین به مصوت ختم شود، در تلفظ حذف میشود.
اسمها و صفتهای عربی یا مذکر هستند یا مؤنث؛ خنثی وجود ندارد. حالت پیشفرض مذکر است. یک اسم تقریباً همیشه در صورتی مؤنث است که به تاء مربوطه ة ختم شود (یک -a پایانی که هنگام افزودن پسوند به -at- تبدیل میشود)، و همچنین در صورتی مؤنث است که به موجودی مؤنث، اندامهای جفتی بدن (يَد دست، عَيْن چشم) یا فهرست کوتاه و بستهای از شهرها و کشورهای مؤنث (مِصر مصر) اشاره کند. فعلها، صفتها و ضمیرها همگی با جنس اسم مطابقت میکنند. ساختن صفت یا اسم فاعل مؤنث از مذکر معمولاً به سادگی افزودن ة است.
تقریباً هر کلمهٔ عربی از یک ریشهٔ صامتی — غالباً سهحرفی — ساخته میشود که معنایی انتزاعی را حمل میکند. این ریشه در قالبهایی («اوزان»، أَوْزان) از مصوتها و پیوندها ریخته میشود تا اسم، فعل و صفت مشخص از آن مشتق شود. ریشهٔ ك-ت-ب «نوشتن» کلماتی مانند kataba (او نوشت)، yaktubu (او مینویسد)، kātib (نویسنده)، kitāb (کتاب)، maktab (دفتر)، maktaba (کتابخانه)، maktūb (نوشتهشده) را پدید میآورد. یاد گرفتن تشخیص ریشه درون یک کلمهٔ ناآشنا به شما امکان میدهد معنای آن را حدس بزنید. فرهنگهای لغت بر اساس ریشه سازماندهی شدهاند، نه به ترتیب الفبایی شکل ظاهری کلمه، پس برای یافتن مَكْتَبة باید زیر ك-ت-ب جستوجو کرد.
عربی دارای ضمیرهای مستقل (فاعلی) و ضمیرهای پیوستهٔ پسوندی است که مالکیت را روی اسمها و مفعول را روی فعلها و حروف اضافه نشان میدهند. مجموعهٔ ضمیرهای مستقل از شخص دوم به بعد جنس را تمایز میدهد و علاوه بر مفرد و جمع، شکل مثنی (برای دو نفر) هم دارد. ضمیرهای فاعلی معمولاً حذف میشوند زیرا فعل خود شخص، جنس و شمار را نشان میدهد. مجموعهٔ پسوندی مستقیماً به یک اسم (بَيْت ← بَيْتي «خانهٔ من»، بَيْتُك «خانهٔ تو»)، به یک فعل (رَأَيْتُك «تو را دیدم»)، یا به یک حرف اضافه (مَعي «با من») میچسبد.
عربی کلاسیک سه حالت اعرابی دارد که با مصوتهای کوتاه پایانی (إعراب) نشان داده میشوند: حالت فاعلی -u (فاعل و خبر جملهٔ غیرفعلی)، حالت مفعولی -a (مفعول مستقیم، متممهای قیدی)، و حالت اضافه -i (پس از حروف اضافه و بهعنوان جزء دوم ترکیب اضافی/إضافه). اسمهای نکره تنوین میگیرند: -un، -an، -in (نوشتهشده بهصورت ـٌ ـً ـٍ). چون این پایانهها مصوت کوتاه هستند، معمولاً در متن امروزیِ بدون حرکت نوشته نمیشوند و در اخبار یا گفتوگو تلفظ نمیشوند؛ تنها حالت مفعولی نکرهٔ -an بهطور قابلاعتماد هم نوشته و هم تلفظ میشود (با یک الف پایانی: ـًا). زبانآموزان بهتر است این پایانهها را بشناسند تا اینکه بخواهند آنها را با دقت کامل تولید کنند.
افعال عربی برای دو «زمان» پایه صرف میشوند (که بهتر است آنها را «نمود» بنامیم): ماضی (الماضي)، که کنشی تمامشده را توصیف میکند — معمولاً به گذشتهٔ انگلیسی ترجمه میشود — و مضارع (المضارع)، که کنشی در حال انجام یا عادتی را توصیف میکند — معمولاً به حال یا آینده ترجمه میشود. ماضی فقط با پسوند ساخته میشود. مضارع با پیشوند بههمراه پسوند ساخته میشود. هر شکل، شخص (اول/دوم/سوم)، شمار (مفرد/مثنی/جمع) و جنس (از شخص دوم به بعد) را نشان میدهد. مضارع سه وجه دارد — اخباری (-u)، التزامی (-a) و مجزوم (بدون پایانه) — که با ادات پیش از فعل انتخاب میشوند. شکل مرجع یک فعل، سومشخص مفرد مذکر ماضی است: kataba «او نوشت».
ماضی از یک ریشهٔ ثابت (شکل مرجع kataba، سومشخص مفرد مذکر است) با افزودن پسوندهای شخصی ساخته میشود: -tu (من)، -ta (تو، مذکر)، -ti (تو، مؤنث)، — (او، مذکر؛ همان ریشهٔ ساده)، -at (او، مؤنث)، -nā (ما)، -tum (شما، جمع مذکر)، -tunna (شما، جمع مؤنث)، -ū (آنها، مذکر)، -na (آنها، مؤنث). مصوت پس از صامت دومِ ریشه در ریشهٔ فعل بسته به فعل متفاوت است (kataba «نوشت»، sharība «نوشید»، kabura «بزرگ شد»)؛ این مصوت باید برای هر فعل بهخاطر سپرده شود. برای نفی ماضی از ما + ماضی یا لَمْ + مضارع مجزوم استفاده میشود (به بخش نفی مراجعه کنید).
مضارع هم پیشوند و هم پسوند به یک ریشه میچسباند (برای ریشهٔ k-t-b، ریشه -ktub- است). پیشوندها: ʾa- (من)، ta- (تو مذکر مفرد / او مؤنث)، ta- + -īna (تو مؤنث مفرد)، ya- (او مذکر)، ya- + -ūna (آنها مذکر)، na- (ما)، ta- + -ūna (شما جمع مذکر). وجه پیشفرض اخباری است که در شکلهای مفرد به -u و در جمع -ūna/-īna به -na ختم میشود؛ این -u/-na در وجه التزامی و مجزوم حذف میشود. همین صرف، حال ساده، حال عادتی و حال استمراری را بیان میکند — عربی از نظر دستوری میان آنها فرقی نمیگذارد.
صرف جداگانهای برای آینده وجود ندارد. آینده با قرار دادن یکی از دو ادات پیش از مضارع اخباری ساخته میشود: پیشوند سَـ (sa-) برای آیندهٔ نزدیک («خواهم…»، «قرار است...»)، که به فعل میچسبد، یا کلمهٔ جداگانهٔ سَوْفَ (sawfa) برای آیندهای کمی دورتر یا مؤکدتر. این دو در بیشتر بافتها قابل تعویضاند؛ سَوْفَ رسمیتر به نظر میرسد. برای نفی آینده از لَنْ (lan) + مضارع التزامی استفاده میشود — «هرگز نخواهم…».
نحوهٔ نفی به آنچه نفی میشود بستگی دارد. لا (lā) مضارع اخباری را نفی میکند («نمیکند»). ما (mā) ماضی را نفی میکند («نکرد»). لَمْ (lam) نیز ماضی را نفی میکند اما فعل بعد از آن باید مضارع مجزوم باشد — لَمْ + مجزوم رایجترین شکل استاندارد نفیِ ماضی است. لَنْ (lan) آینده را نفی میکند و فعل بعد از آن باید التزامی باشد. لَيْسَ (laysa) فعل خاصی است که برای نفی جملهٔ اسمی (غیرفعلی) در زمان حال به کار میرود — این فعل مانند یک فعل ماضی صرف میشود اما معنای «نیست» دارد.
پرسشهای بله/خیر با افزودن ادات هَلْ (hal) در ابتدای یک جملهٔ خبری معمولی ساخته میشوند؛ در عربی ادبی، ادات جایگزین أ (a-) بهصورت پیشوند به اولین کلمه میچسبد. نیازی به تغییر ترتیب کلمات نیست و آهنگ کلام بهتنهایی (بدون ادات) نیز ممکن است، بهویژه در گفتار. پرسشهای محتوایی با یک کلمهٔ پرسشی در آغاز جمله ساخته میشوند: ما (mā) چه (برای اشیاء)، مَنْ (man) چه کسی، أَيْنَ (ayna) کجا، مَتى (matā) کِی، كَيْفَ (kayfa) چگونه، لِماذا (limādhā) چرا، كَمْ (kam) چند. ما پیش از فعل به ماذا (mādhā) تبدیل میشود.
عربی مثنی (برای دقیقاً دو چیز) و دو نوع جمع دارد. جمع «سالم» قاعدهمند است: اسمهای مذکرِ انسانی ـونَ (-ūna) را در حالت فاعلی و ـينَ (-īna) را در جاهای دیگر میگیرند؛ اسمهای مؤنث ة را با ـات (-āt) جایگزین میکنند. جمع «مکسر» درونی است: صامتهای ریشه در الگوی مصوتی جدیدی ریخته میشوند، که اغلب غیرقابلپیشبینی است و باید همراه با شکل مفرد حفظ شود (kitāb ← kutub، walad ← awlād، rajul ← rijāl). بیشتر اسمهای غیرانسانی روزمره و بسیاری از اسمهای مذکر انسانی، جمع مکسر میگیرند. نکتهٔ مهم اینکه جمع اشیاء غیرانسانی، مطابقت مفرد مؤنث میگیرد.
صفتهای وصفی پس از اسمی که توصیف میکنند میآیند و در سه چیز با آن مطابقت دارند: جنس، شمار و معرفه/نکره بودن. اگر اسم ال داشته باشد، صفت هم ال میگیرد. اسم نکره ← صفت نکره. یک صفتِ خبری در جملهٔ غیرفعلی از نظر جنس و شمار مطابقت میکند اما نکره باقی میماند — همین تضاد در معرفه/نکره بودن است که جمله را «X، Y است» میسازد نه «آن Yِ X». یک نکتهٔ حیاتی: جمع اشیاء غیرانسانی (اشیاء، حیوانات، مفاهیم) مطابقتِ مفرد مؤنث میگیرند، صرفنظر از جنس مفرد آن.
در زمان حال، عربی فعل ربط آشکاری برای «بودن» ندارد. یک جملهٔ اسمی به سادگی یک فاعل معرفه را کنار یک خبر نکره قرار میدهد و رابط، ضمنی فهمیده میشود: al-baytu kabīr-un «آن-خانه بزرگ» = «خانه بزرگ است». برای زمان گذشته، فعل كانَ (kāna «او بود») به کار میرود و مانند هر فعل ماضی دیگری صرف میشود؛ متمم آن (اسم یا صفتِ خبری) به حالت مفعولی میرود. همین فعل كان در ساختهای مرکب نیز به کار میرود: كانَ يَكْتُبُ «او در حال نوشتن بود» (ماضی استمراری/مستمر = كان + مضارع). آیندهٔ فعل «بودن»، سَيَكونُ است.
هر حرف عربی تا چهار شکل دارد که به محل قرارگیری آن در کلمه بستگی دارد. شش حرف (ا د ذ ر ز و) غیرمتصل هستند: به حرف سمت راست خود میچسبند اما هرگز به حرف سمت چپ خود نمیچسبند، بنابراین کلمهای که یکی از این حروف را داشته باشد از نظر بصری به چند تکه میشکند. تمام حروف دیگر از هر دو طرف متصل میشوند. جدول زیر ۲۸ حرف را به ترتیب سنتی الفبایی، همراه با چهار شکل موقعیتی، آوانویسی لاتین و یک کلیدواژهٔ راهنمای تلفظ فهرست میکند. توجه کنید که ح ع غ ق صداهایی هستند که معادل نزدیکی در فارسی ندارند، و ث ذ به ترتیب معادل «th» بیواک و باواک انگلیسی هستند.
| نام | مجزا | ابتدایی | میانی | پایانی | آوانویسی | راهنمای تلفظ |
|---|---|---|---|---|---|---|
| alif | ا | ا | ـا | ـا | ā / a | «ا»ی بلند (حامل مصوت هم هست) |
| bāʾ | ب | بـ | ـبـ | ـب | b | «ب» مثل باد |
| tāʾ | ت | تـ | ـتـ | ـت | t | «ت» مثل تاب |
| thāʾ | ث | ثـ | ـثـ | ـث | th | «th» بیواک انگلیسی (مثل think)، معادلی در فارسی ندارد |
| jīm | ج | جـ | ـجـ | ـج | j | «ج» مثل جام (در مصر: «گ» سخت) |
| ḥāʾ | ح | حـ | ـحـ | ـح | ḥ | «ح» گلویی و نفسی |
| khāʾ | خ | خـ | ـخـ | ـخ | kh | «خ» مثل خانه |
| dāl | د | د | ـد | ـد | d | «د» مثل در (غیرمتصل) |
| dhāl | ذ | ذ | ـذ | ـذ | dh | «th» باواک انگلیسی (مثل this)، معادلی در فارسی ندارد (غیرمتصل) |
| rāʾ | ر | ر | ـر | ـر | r | «ر» غلتان (غیرمتصل) |
| zāy | ز | ز | ـز | ـز | z | «ز» مثل زبان (غیرمتصل) |
| sīn | س | سـ | ـسـ | ـس | s | «س» مثل سیب |
| shīn | ش | شـ | ـشـ | ـش | sh | «ش» مثل شیر |
| ṣād | ص | صـ | ـصـ | ـص | ṣ | «ص» تفخیمی |
| ḍād | ض | ضـ | ـضـ | ـض | ḍ | «ض» تفخیمی |
| ṭāʾ | ط | طـ | ـطـ | ـط | ṭ | «ط» تفخیمی |
| ẓāʾ | ظ | ظـ | ـظـ | ـظ | ẓ | «ظ» تفخیمی (بین th/z) |
| ʿayn | ع | عـ | ـعـ | ـع | ʿ | صدای گلوییِ واکدار (معادلی در فارسی ندارد) |
| ghayn | غ | غـ | ـغـ | ـغ | gh | مثل «ر» غلتانِ فرانسوی (ملازی) |
| fāʾ | ف | فـ | ـفـ | ـف | f | «ف» مثل فیل |
| qāf | ق | قـ | ـقـ | ـق | q | «ق» تهگلویی |
| kāf | ك | كـ | ـكـ | ـك | k | «ک» مثل کتاب |
| lām | ل | لـ | ـلـ | ـل | l | «ل» مثل لب |
| mīm | م | مـ | ـمـ | ـم | m | «م» مثل ماه |
| nūn | ن | نـ | ـنـ | ـن | n | «ن» مثل نان |
| hāʾ | ه | هـ | ـهـ | ـه | h | «ه» سبک مثل های |
| wāw | و | و | ـو | ـو | w / ū | «و» صامت، یا «او» بلند (غیرمتصل) |
| yāʾ | ي | يـ | ـيـ | ـي | y / ī | «ی» صامت، یا «ای» بلند |
چند نکتهٔ نوشتاری اضافی که زبانآموز بلافاصله با آنها مواجه میشود: همزه (ء) صدای انسدادی چاکنایی است که روی یک حرف «صندلی» (أ إ ؤ ئ) سوار میشود یا بهتنهایی میآید؛ تاء مربوطه (ة) پایانهٔ مؤنثساز است که در وقف خاموش و پیش از پسوند بهصورت «ت» تلفظ میشود؛ الف مقصوره (ى) شکلی پایانی شبیه «ی» است که مانند مصوت بلند «ا» تلفظ میشود. عربی از راست به چپ نوشته میشود، حروف بزرگ ندارد، حرف تعریف پیوسته ال- مستقیماً به اسم میچسبد (و پیش از ۱۴ حرف شمسی همآوا میشود؛ به بخش حرف تعریف مراجعه کنید)، و اعداد ۰ تا ۹ درون یک خط عربی از چپ به راست نوشته میشوند.
باب اول، الگوی فعلی پایه و بدون افزایش faʿala / yafʿulu است. مضارع (زمان حال) پیشوندی که شخص را نشان میدهد و پسوندی که شمار/جنس را نشان میدهد به ریشهای که از سه صامتِ ریشه بههمراه یک مصوتِ ریشهای ساخته شده است، میچسباند. مصوتِ ریشهٔ مضارع (اینجا برای k-t-b مصوت «u» است: -ktub-) بسته به فعل متفاوت است و باید همراه با مدخل فرهنگ لغت یاد گرفته شود؛ الگوهای رایج عبارتاند از yaktubu (ریشهٔ u)، yajlisu (ریشهٔ i)، yashrabu (ریشهٔ a). پایانههای اخباری -u (مفرد، جمع اولشخص، سومشخص مفرد) و -na/-ni (مثنی، جمع با پسوند مصوت بلند) هنگامی که هیچ ادات خاصی وجه دیگری را الزامی نکند، روی فعل ظاهر میشوند. جدول زیر yaktubu «او مینویسد» را بهطور کامل نشان میدهد.
| شخص | ضمیر | مضارع | آوانویسی |
|---|---|---|---|
| مفرد اولشخص | أنا | أَكْتُبُ | aktubu |
| مفرد دومشخص مذکر | أنتَ | تَكْتُبُ | taktubu |
| مفرد دومشخص مؤنث | أنتِ | تَكْتُبينَ | taktubīna |
| مفرد سومشخص مذکر | هو | يَكْتُبُ | yaktubu |
| مفرد سومشخص مؤنث | هي | تَكْتُبُ | taktubu |
| جمع اولشخص | نحن | نَكْتُبُ | naktubu |
| جمع دومشخص مذکر | أنتم | تَكْتُبونَ | taktubūna |
| جمع دومشخص مؤنث | أنتنّ | تَكْتُبْنَ | taktubna |
| جمع سومشخص مذکر | هم | يَكْتُبونَ | yaktubūna |
| جمع سومشخص مؤنث | هنّ | يَكْتُبْنَ | yaktubna |
همین صرف، هم وظیفهٔ حال ساده («او مینویسد»)، هم حال عادتی («او هر روز مینویسد») و هم حال استمراری («او در حال نوشتن است») را انجام میدهد؛ عربی از نظر دستوری میان اینها فرقی نمیگذارد. شکلهای مثنی (تَكْتُبانِ برای مثنیِ دومشخص، يَكْتُبانِ برای مثنیِ سومشخص مذکر، تَكْتُبانِ برای مثنیِ سومشخص مؤنث) برای دقیقاً دو نفر به کار میروند و در مرجعهای کاملتر فهرست شدهاند. پایانههای -īna در دومشخص مفرد مؤنث و -ūna/-na در جمع، در وجههای التزامی و مجزوم که با اداتی مانند أن، لن، لم ایجاد میشوند، پایانهٔ -na/-u خود را از دست میدهند.
فعل أرادَ / يُريدُ (arāda / yurīdu، «خواستن») که با أنْ (an، «که») بههمراه مضارع التزامی میآید، معادل «want to + فعل» در انگلیسی است. عربی در این ساخت مصدر ندارد: در عوض فعل دوم بهطور کامل صرف میشود و باید با همان فاعلِ أريد مطابقت داشته باشد. ادات أنْ وجه التزامی را ایجاد میکند، پس -u پایانیِ اخباری در شکلهای مفرد حذف میشود و -na پایانی در شکلهای جمع حذف میشود (تَفْعَلُ ← تَفْعَلَ؛ يَفْعَلونَ ← يَفْعَلوا با یک الف خاموش). برای نفی، لا درون جملهٔ أنْ قرار میگیرد (أنْ لا = أَلّا) وقتی که کنش دوم ممنوع میشود.
| شخص | «میخواهم بنویسم» | آوانویسی |
|---|---|---|
| مفرد اولشخص | أُريدُ أَنْ أَكْتُبَ | urīdu an aktuba |
| مفرد دومشخص مذکر | تُريدُ أَنْ تَكْتُبَ | turīdu an taktuba |
| مفرد دومشخص مؤنث | تُريدينَ أَنْ تَكْتُبي | turīdīna an taktubī |
| مفرد سومشخص مذکر | يُريدُ أَنْ يَكْتُبَ | yurīdu an yaktuba |
| مفرد سومشخص مؤنث | تُريدُ أَنْ تَكْتُبَ | turīdu an taktuba |
| جمع اولشخص | نُريدُ أَنْ نَكْتُبَ | nurīdu an naktuba |
| جمع دومشخص مذکر | تُريدونَ أَنْ تَكْتُبوا | turīdūna an taktubū |
| جمع سومشخص مذکر | يُريدونَ أَنْ يَكْتُبوا | yurīdūna an yaktubū |
وقتی مفعول «خواستن» یک اسم باشد (نه یک کنش)، أنْ حذف میشود و یک مفعول مستقیم میآید: أُريدُ قَهْوة «قهوه میخواهم». مقایسه کنید با شکل مؤدبانهتر أَوَدُّ أَنْ (به بخش بعد مراجعه کنید) و نفیِ آینده لَنْ که از همین شکل التزامی استفاده میکند.
آینده با افزودن یکی از دو نشانگر پیش از یک مضارع اخباریِ کامل ساخته میشود. سَـ (sa-، که به فعل میچسبد) آیندهٔ نزدیک را میرساند، قابلمقایسه با «will» یا «going to» در انگلیسی. سَوْفَ (sawfa، که جدا نوشته میشود) همان مفهوم را میرساند اما کمی رسمیتر یا دورتر به نظر میرسد («خواهد بود، سرانجام خواهد...»). فعل پس از هرکدام از این نشانگرها در حالت اخباری میماند؛ فقط نشانگر تغییر میکند. نفیِ آینده این نشانگرها را با لَنْ (lan) جایگزین میکند و فعل را به التزامی تبدیل میکند: لَنْ أَكْتُبَ «من نخواهم نوشت».
| شخص | شکل با سـ | شکل با سوف | آوانویسی |
|---|---|---|---|
| مفرد اولشخص | سَأَكْتُبُ | سَوْفَ أَكْتُبُ | sa-aktubu / sawfa aktubu |
| مفرد دومشخص مذکر | سَتَكْتُبُ | سَوْفَ تَكْتُبُ | sa-taktubu / sawfa taktubu |
| مفرد دومشخص مؤنث | سَتَكْتُبينَ | سَوْفَ تَكْتُبينَ | sa-taktubīna |
| مفرد سومشخص مذکر | سَيَكْتُبُ | سَوْفَ يَكْتُبُ | sa-yaktubu |
| مفرد سومشخص مؤنث | سَتَكْتُبُ | سَوْفَ تَكْتُبُ | sa-taktubu |
| جمع اولشخص | سَنَكْتُبُ | سَوْفَ نَكْتُبُ | sa-naktubu |
| جمع دومشخص مذکر | سَتَكْتُبونَ | سَوْفَ تَكْتُبونَ | sa-taktubūna |
| جمع سومشخص مذکر | سَيَكْتُبونَ | سَوْفَ يَكْتُبونَ | sa-yaktubūna |
قیدهای زمان (غَدًا «فردا»، بَعْدَ قَليل «کمی بعد»، العامَ القادِم «سال آینده») اغلب همراه فعل آینده میآیند و بهتنهایی نیز میتوانند کافی باشند؛ نشانگر با وجود یک قید آیندهٔ روشن، از نظر دستوری اختیاری است اما در نوشتار همچنان مورد انتظار است.
عربی معادل مرکبی مانند «have written» در انگلیسی ندارد. ماضی ساده اغلب بهتنهایی این نقش را ایفا میکند. برای تأکید بر اینکه کنشی اخیر یا تمامشده با ارتباط به زمان حال است، ادات قَدْ (qad) درست پیش از یک فعل ماضی قرار میگیرد. ترکیب قد + ماضی بهصورت «تازه انجام داده» یا «از پیش انجام داده» ترجمه میشود. لَقَدْ (laqad)، صورتی مؤکد با پیشوند تأکیدی la-، در نوشتار رایج است و به معنای «(بهراستی) انجام داده» است. با فعل مضارع، قد + مضارع به معنای «ممکن است، شاید، گاهی» است، معنایی کاملاً متفاوت، پس شکل فعل تعیینکنندهٔ برداشت است.
| شخص | قد + ماضی | آوانویسی |
|---|---|---|
| مفرد اولشخص | قَدْ كَتَبْتُ | qad katabtu |
| مفرد دومشخص مذکر | قَدْ كَتَبْتَ | qad katabta |
| مفرد دومشخص مؤنث | قَدْ كَتَبْتِ | qad katabti |
| مفرد سومشخص مذکر | قَدْ كَتَبَ | qad kataba |
| مفرد سومشخص مؤنث | قَدْ كَتَبَتْ | qad katabat |
| جمع اولشخص | قَدْ كَتَبْنا | qad katabnā |
| جمع دومشخص مذکر | قَدْ كَتَبْتُمْ | qad katabtum |
| جمع سومشخص مذکر | قَدْ كَتَبوا | qad katabū |
یک ساخت دومِ ماضی، ماضی بعید («انجام داده بود») را میسازد: كانَ + قد + ماضی، بهمعنای تحتاللفظیِ «او بود از پیش او نوشت» = «او نوشته بود». فعل كان خودش یک ماضی است و فعل دوم در ماضی میماند: كانَ قَدْ ذَهَبَ «او رفته بود».
توانایی با فعل اِسْتَطاعَ / يَسْتَطيعُ (istaṭāʿa / yastaṭīʿu، «توانستن») بههمراه أنْ و مضارع التزامی بیان میشود، دقیقاً موازی با أُريدُ أَنْ. فاعل يَسْتَطيع و فاعل فعل درونجمله همیشه یک شخص هستند و هر دو فعل صرف میشوند. این ساخت توانایی جسمانی («میتوانم شنا کنم»)، اجازه («میتوانم بیایم تو؟») و امکان («ممکن است در اکتبر باران ببارد») را پوشش میدهد. برای درخواستهای مؤدبانه («میتوانید...؟») عربی معمولاً از همین ساخت با یک ادات مؤدبانه استفاده میکند یا فقط مِنْ فَضْلِك («لطفاً») میافزاید؛ شکل شرطی جداگانهای وجود ندارد.
| شخص | «میتوانم بنویسم» | آوانویسی |
|---|---|---|
| مفرد اولشخص | أَسْتَطيعُ أَنْ أَكْتُبَ | astaṭīʿu an aktuba |
| مفرد دومشخص مذکر | تَسْتَطيعُ أَنْ تَكْتُبَ | tastaṭīʿu an taktuba |
| مفرد دومشخص مؤنث | تَسْتَطيعينَ أَنْ تَكْتُبي | tastaṭīʿīna an taktubī |
| مفرد سومشخص مذکر | يَسْتَطيعُ أَنْ يَكْتُبَ | yastaṭīʿu an yaktuba |
| مفرد سومشخص مؤنث | تَسْتَطيعُ أَنْ تَكْتُبَ | tastaṭīʿu an taktuba |
| جمع اولشخص | نَسْتَطيعُ أَنْ نَكْتُبَ | nastaṭīʿu an naktuba |
| جمع دومشخص مذکر | تَسْتَطيعونَ أَنْ تَكْتُبوا | tastaṭīʿūna an taktubū |
| جمع سومشخص مذکر | يَسْتَطيعونَ أَنْ يَكْتُبوا | yastaṭīʿūna an yaktubū |
یک هممعنای کوتاهتر، فعل قَدِرَ / يَقْدِرُ («توانستن») است که به همین شکل رفتار میکند: أَقْدِرُ أَنْ أَفْعَلَ «میتوانم انجام دهم». شکل منفی ساده است: لا أَسْتَطيعُ أَنْ ... «نمیتوانم...».
فعل أَحَبَّ / يُحِبُّ (aḥabba / yuḥibbu، «دوست داشتن، عاشق بودن») که با أنْ + التزامی میآید، معادل «I like to / I love to + فعل» در انگلیسی است. این رایجترین شیوهٔ بیان لذت از یک فعالیت منظم است («دوست دارم بخوانم»، «عاشق سفر کردنم»). بدون أنْ، يُحِبّ مستقیماً مفعول اسمی میگیرد: أُحِبُّ القَهْوة «قهوه را دوست دارم». مصوت نخست فعل کوتاه u است (yuḥibbu، نه yaḥibbu) زیرا أَحَبَّ فعلی از باب چهارمِ ریشهٔ مضاعف است (ʾaḥabba). برای نفی، لا پیش از فعل اصلی میآید: لا أُحِبُّ أَنْ أَنْتَظِرَ «دوست ندارم منتظر بمانم».
| شخص | «دوست دارم بخوانم» | آوانویسی |
|---|---|---|
| مفرد اولشخص | أُحِبُّ أَنْ أَقْرَأَ | uḥibbu an aqraʾa |
| مفرد دومشخص مذکر | تُحِبُّ أَنْ تَقْرَأَ | tuḥibbu an taqraʾa |
| مفرد دومشخص مؤنث | تُحِبّينَ أَنْ تَقْرَأي | tuḥibbīna an taqraʾī |
| مفرد سومشخص مذکر | يُحِبُّ أَنْ يَقْرَأَ | yuḥibbu an yaqraʾa |
| مفرد سومشخص مؤنث | تُحِبُّ أَنْ تَقْرَأَ | tuḥibbu an taqraʾa |
| جمع اولشخص | نُحِبُّ أَنْ نَقْرَأَ | nuḥibbu an naqraʾa |
| جمع دومشخص مذکر | تُحِبّونَ أَنْ تَقْرَأوا | tuḥibbūna an taqraʾū |
| جمع سومشخص مذکر | يُحِبّونَ أَنْ يَقْرَأوا | yuḥibbūna an yaqraʾū |
یک هممعنای ملایمتر در برخی سیاقها يَوَدُّ («او دوست خواهد داشت») است؛ برای «دوست داشتن (شرطی)» به بخش بعد مراجعه کنید. به این تفاوت توجه کنید: أُحِبّ + اسم = «(چیزی را) دوست دارم»؛ أُحِبّ + أن + فعل = «دوست دارم (کاری را) انجام دهم».
عربی زمان استمراری اختصاصی ندارد. مضارع ساده (يَفْعَلُ) از قبل هم «انجام میدهد» و هم «در حال انجام دادن است» را پوشش میدهد. وقتی بخواهید بهطور خاص تأکید کنید که کنشی همین الان در حال رخدادن است، سه راهبرد در دسترس است. نخست، فقط یک قید زمان مانند الآنَ («اکنون») به مضارع اضافه کنید: يَكْتُبُ الآنَ «او اکنون مینویسد». دوم، از اسم فاعل (اسم الفاعل) استفاده کنید، شکلی صفتمانند بر وزن fāʿil (kātib «نویسنده/در حال نوشتن»، dhāhib «در حال رفتن») که بهعنوان یک حالت موقت در نظر گرفته میشود و بنابراین نزدیکترین معادل «I am V-ing» انگلیسی برای فعلهای حرکت و حالت بدنی است. سوم، برای استمراری گذشته («در حال انجام دادن بود»)، از فعل کمکی كانَ + مضارع استفاده کنید: كانَ يَكْتُبُ «او در حال نوشتن بود».
| ساخت | مثال | معنا |
|---|---|---|
| مضارع + الآن | يَكْتُبُ الآن | او اکنون در حال نوشتن است |
| اسم فاعل | هو كاتِبٌ رِسالة | او در حال نوشتنِ نامه است |
| اسم فاعل (حرکت) | أنا ذاهِبٌ إلى السّوق | من (همین الان) دارم به بازار میروم |
| كانَ + مضارع | كانَ يَكْتُبُ | او در حال نوشتن بود |
| كانَ + اسم فاعل | كانَ كاتِبًا الرِّسالة | او (در بحبوحهٔ) نوشتنِ نامه بود |
اسم فاعل از نظر جنس و شمار صرف میشود: kātib (مذکر مفرد)، kātiba (مؤنث مفرد)، kātibūn (مذکر جمع)، kātibāt (مؤنث جمع). این شکل بهویژه با فعلهای حرکتیِ ذَهَبَ («رفتن»)، جاءَ («آمدن»)، رَجَعَ («بازگشتن») و با فعل «نشستن» (جالِس) و «خوابیدن» (نائِم) رایج است، جایی که مضارع عادتی به نظر میرسید.
عربی صرف شرطیِ صرفی ندارد، پس «دوست دارم که...» با فعل وَدَّ / يَوَدُّ (wadda / yawaddu، «آرزو کردن، دوست داشتن») در مضارع بههمراه أنْ + التزامی بیان میشود. مضارعِ باب اولِ ریشهٔ مضاعف w-d-d، يَوَدُّ را برای «او آرزو دارد/دوست دارد» میدهد؛ با پیشوند مؤدبانهٔ أَ-، أَوَدُّ («دوست دارم») به دست میآید. این عبارت بهطور محسوسی مؤدبانهتر از أُريدُ («میخواهم») است و شیوهٔ استاندارد ساختن درخواستها، پیشنهادها و دعوتهای رسمی است. نزدیکترین معادل انگلیسی «I would like to» یا «I'd love to» است. نفی: لا أَوَدُّ أَنْ ... «دوست ندارم که...».
| شخص | «دوست دارم بیایم» | آوانویسی |
|---|---|---|
| مفرد اولشخص | أَوَدُّ أَنْ آتيَ | awaddu an ātiya |
| مفرد دومشخص مذکر | تَوَدُّ أَنْ تَأْتيَ | tawaddu an taʾtiya |
| مفرد دومشخص مؤنث | تَوَدّينَ أَنْ تَأْتي | tawaddīna an taʾtī |
| مفرد سومشخص مذکر | يَوَدُّ أَنْ يَأْتيَ | yawaddu an yaʾtiya |
| مفرد سومشخص مؤنث | تَوَدُّ أَنْ تَأْتيَ | tawaddu an taʾtiya |
| جمع اولشخص | نَوَدُّ أَنْ نَأْتيَ | nawaddu an naʾtiya |
| جمع دومشخص مذکر | تَوَدّونَ أَنْ تَأْتوا | tawaddūna an taʾtū |
| جمع سومشخص مذکر | يَوَدّونَ أَنْ يَأْتوا | yawaddūna an yaʾtū |
در بافتهای رستوران و خرید، اغلب از عبارت مِنْ فَضْلِك («لطفاً») همراه با مضارع ساده یا با أُريدُ استفاده میشود؛ أَوَدُّ أَنْ برای گفتگوهای رسمیتر، مکاتبات کتبی و پیشنهادهای مؤدبانه به کار میرود.