هر مثال در ادامه سه بخش دارد: متن اصلی، یک برگردان تحتاللفظی (گلاس) که نشان میدهد هر کلمه چه نقشی دارد، و یک ترجمهٔ روان و طبیعی. در برگردانهای تحتاللفظی از چند نشانهٔ اختصاری استفاده شده تا کوتاه بمانند. لازم نیست آنها را حفظ کنید؛ این بخش صرفاً مرجعی است که هر وقت لازم شد میتوانید به آن مراجعه کنید.
شخص و شمار · 1sg / 2sg / 3sg — اولشخص / دومشخص / سومشخص مفرد (من، تو، او) · 1pl / 2pl / 3pl — اولشخص / دومشخص / سومشخص جمع (ما، شما، آنها)
جنسیت دستوری و حالت · m / f / n — مذکر / مؤنث / خنثی · sg / pl — مفرد / جمع · m.sg — ترکیبی: مذکر مفرد (و به همین ترتیب f.pl، n.sg و غیره) · NOM / ACC / GEN / DAT / INS / LOC — حالتهای دستوری (فاعلی/مفعولی/اضافی/بهای/ابزاری/مکانی) — نشاندهندهٔ نقش کلمه در جمله
زمان و نمود · PRES — زمان حال · PRET — ماضی ساده (رویدادی که در گذشته به پایان رسیده) · IMPF — ماضی استمراری (وضعیتی در گذشته که ادامهدار یا عادتی بوده) · FUT — زمان آینده · PERF — ماضی نقلی (کاری که به پایان رسیده اما با زمان حال ارتباط دارد) · PROG — استمراری (کاری که در حال انجام است، مثلاً در حال خوردن هستم) · COND — شرطی (می...م…)
وجه · IND — اخباری (جملهٔ خبری معمولی) · SUBJ — التزامی (تردید، آرزو، شک) · IMP — امری (فرمان) · INF — مصدر (شکل فرهنگلغتی فعل: رفتن، خوردن)
سایر · REFL — انعکاسی (کاری که فرد روی خودش انجام میدهد: خودم، خودت) · PERS — «a» شخصی (فقط در اسپانیایی — نشاندهندهٔ مفعول مستقیم انسانی) · HON — احترامی (شکل بسیار مؤدبانه، رایج در ژاپنی/کرهای) · TOP / SUB / OBJ — نشانگرهای موضوع / فاعل / مفعول (ژاپنی، کرهای) · CL — طبقهبند (چینی، ژاپنی، کرهای — کلمهای برای شمردن اسمها) · NEG — نفی
جملات اصلی در زبان آلمانی از قاعدهٔ V2 پیروی میکنند: فعل صرفشده همیشه در جایگاه دوم قرار میگیرد، فارغ از اینکه چه عنصری پیش از آن بیاید. فاعل میتواند پیش یا پس از این فعل بنشیند. در جملههای پیرو (که با weil، dass، wenn، ob و... آغاز میشوند) فعل صرفشده به انتهای جمله منتقل میشود. وقتی جملهای دو جزء فعلی داشته باشد (فعل وجهی + مصدر، فعل کمکی + جزء دوم فعل، فعل با پیشوند جداییپذیر)، این دو جزء یک «قاب» میسازند: فعل صرفشده در جایگاه دوم باقی میماند و جزء دیگر به انتهای جمله رانده میشود. هر چیز دیگری (مفعولها، زمان، شیوه، مکان) داخل این قاب جای میگیرد.
هر اسم آلمانی یا مذکر است (der)، یا مؤنث (die)، یا خنثی (das)، و باید حرف تعریف هر کلمه را همراه با خود آن حفظ کرد. پایانههای کلمه سرنخهای قوی به دست میدهند. مذکر: اسمهایی که به -er، -ling، -ich، -ig ختم میشوند، بیشتر نام روزها، ماهها، فصلها و واژههای مربوط به آبوهوا. مؤنث: -e (در بیشتر موارد)، -heit، -keit، -ung، -schaft، -ion، -ie، -tät. خنثی: تصغیرهای دارای -chen و -lein (همیشه)، -ment، -um، بیشتر واژههای مربوط به موجودات نوزاد، و مصدرهایی که بهصورت اسم به کار میروند. جنسیت دستوری، حرف تعریف، پایانهٔ صفت و ضمیر را تعیین میکند، پس عنصری بنیادین در ساختار زبان است، نه یک تزئین.
آلمانی نقش گروه اسمی را با چهار حالت دستوری نشان میدهد. حالت فاعلی (نومیناتیو) فاعل جمله است «چهکسی/چهچیزی کار را انجام میدهد». حالت مفعولی مستقیم (آکوزاتیو) مفعول مستقیم است (آنچه عمل مستقیماً بر آن انجام میشود) و برخی حروف اضافه نیز آن را میطلبند (durch، für، gegen، ohne، um). حالت مفعولی غیرمستقیم (داتیو) گیرندهٔ عمل است («به چهکسی») و آن را aus، bei، mit، nach، seit، von، zu و بسیاری از افعال (helfen، danken، gefallen) میطلبند. حالت اضافی (گنیتیو) مالکیت یا رابطه را نشان میدهد و پس از wegen، trotz، während، statt میآید. حروف اضافهٔ دوکاره (in، an، auf، unter و...) برای حرکت بهسوی مکان، حالت مفعولی مستقیم و برای مکان ثابت، حالت مفعولی غیرمستقیم میگیرند.
حروف تعریف بر اساس جنسیت، شمار و حالت دستوری تغییر میکنند. حرف تعریف معین: حالت فاعلی der/die/das/die، حالت مفعولی مستقیم den/die/das/die، حالت مفعولی غیرمستقیم dem/der/dem/den (+ اسم-n)، حالت اضافی des/der/des/der (+ اسم-(e)s برای مذکر/خنثی). حرف تعریف نامعین ein/eine: حالت فاعلی ein/eine/ein، حالت مفعولی مستقیم einen/eine/ein، حالت مفعولی غیرمستقیم einem/einer/einem، حالت اضافی eines/einer/eines. صورت نامعینِ جمع وجود ندارد (فقط اسم بدون حرف تعریف به کار میرود، یا از «keine» برای «هیچکدام» استفاده میشود). ضمایر ملکی (mein، dein، sein، ihr، unser، euer، ihr/Ihr) و «kein» دقیقاً مانند «ein» صرف میشوند و به آنها ein-واژه (ein-Wörter) میگویند.
حالت فاعلی: ich، du، er/sie/es، wir، ihr، sie/Sie. «du» مفرد و غیررسمی است؛ «ihr» جمع و غیررسمی است؛ «Sie» (با حرف بزرگ) صورت رسمی است، چه مفرد و چه جمع. ضمیر همچنین بر اساس حالت دستوری تغییر میکند. حالت مفعولی مستقیم: mich، dich، ihn، sie، es، uns، euch، sie/Sie. حالت مفعولی غیرمستقیم: mir، dir، ihm، ihr، ihm، uns، euch، ihnen/Ihnen. در زبان روزمره حالت اضافیِ مستقلی وجود ندارد؛ مالکیت با صفتهای ملکی بیان میشود (mein، dein، sein، ihr، unser، euer، ihr/Ihr). ضمیر سومشخص باید با جنسیت دستوریِ اسم مطابقت داشته باشد، نه جنسیت زیستی، پس یک میز (der Tisch) با «er» جایگزین میشود.
فعل باقاعدهٔ آلمانی، ستاک (مصدر منهای -en) بهعلاوهٔ پایانهٔ شخصی میگیرد: -e، -st، -t، -en، -t، -en (برای ich، du، er/sie/es، wir، ihr، sie/Sie). افعالی که ستاکشان به -d/-t ختم میشود، پیش از -st و -t یک -e- اضافه میکنند (arbeitest، arbeitet). بسیاری از افعال قوی، واکهٔ ستاک را در du/er/sie/es زمان حال تغییر میدهند (a → ä، e → i/ie). چهار فعل بیقاعدهٔ مهمتر sein (بودن)، haben (داشتن)، werden (شدن / ساخت زمان آینده و مجهول) و gehen (رفتن) هستند؛ صورتهای آنها باید از حفظ شود.
آلمانی تنها یک زمان حال دارد؛ این زمان هم معادل حال ساده و هم حال استمراری در انگلیسی را پوشش میدهد. «Ich lese» هم به معنای «میخوانم» و هم «در حال خواندن هستم» است. زمان حال همچنین معمولاً برای آیندهٔ نزدیک به کار میرود، وقتی یک قید زمان این موضوع را روشن کند («Ich komme morgen» = «فردا میآیم»). افعال قوی واکهٔ ستاک را در دومشخص و سومشخص مفرد تغییر میدهند: fahren → du fährst، er fährt؛ sprechen → du sprichst، er spricht؛ sehen → du siehst، er sieht. در غیر این صورت پایانهها کاملاً باقاعدهاند: -e، -st، -t، -en، -t، -en.
آلمانیِ گفتاری برای تقریباً همهٔ رویدادهای گذشته از پرفکت استفاده میکند: فعل کمکی haben یا sein (در زمان حال) + Partizip II در انتهای جمله. sein برای افعال حرکت یا تغییر حالت به کار میرود (gehen، fahren، kommen، werden، sterben) و برای خودِ sein/bleiben؛ haben برای همهٔ افعال دیگر به کار میرود. پرتریتوم (گذشتهٔ سادهٔ روایی: ich ging، ich machte، ich sah) گذشتهٔ نوشتاری/ادبی است و در روایتگری به کار میرود؛ در گفتار معمولاً فقط sein، haben، werden و افعال وجهی در پرتریتوم میآیند (war، hatte، wurde، konnte...).
Futur I با زمان حالِ صرفشدهٔ werden + مصدر در انتهای جمله ساخته میشود: ich werde gehen، du wirst gehen، er wird gehen، wir werden gehen، ihr werdet gehen، sie werden gehen. با این حال، در آلمانیِ روزمره این زمان بیشتر برای بیان یک پیشبینی، یک قول، یک گمان یا یک ارادهٔ قوی به کار میرود. برای رویدادهای آیندهٔ معمولی، آلمانیزبانها معمولاً از زمان حال بههمراه یک قید زمان استفاده میکنند (morgen، nächste Woche). Futur II (werde + Partizip II + haben/sein) چیزی را بیان میکند که فرض بر این است تا نقطهای در آینده تمام شده باشد.
افعال ضعیف، افعال قابلپیشبینی و کاملاً باقاعدهٔ آلمانی هستند. برای صرف آنها، مصدر را میگیریم، -en پایانی را حذف میکنیم و پایانهٔ شخصی را اضافه میکنیم: -e، -st، -t، -en، -t، -en. واکهٔ ستاک هرگز تغییر نمیکند (مقایسه کنید با افعال قوی مانند fahren / fährt). فعل «machen» (انجام دادن، ساختن) الگوی کتابدرسی است:
| شخص | machen (انجام دادن) | پایانه |
|---|---|---|
| ich | mache | -e |
| du | machst | -st |
| er / sie / es | macht | -t |
| wir | machen | -en |
| ihr | macht | -t |
| sie / Sie | machen | -en |
وقتی ستاک به -d، -t یا به خوشهٔ همخوانی ختم شود که تلفظش را دشوار میکند (-tm-، -ffn-، -chn-)، پیش از -st و -t یک -e- اضافه میشود. فعل «arbeiten» (کار کردن) این الگو را نشان میدهد:
| شخص | arbeiten (کار کردن) | توضیح |
|---|---|---|
| ich | arbeite | باقاعده |
| du | arbeitest | -e- افزوده شده |
| er / sie / es | arbeitet | -e- افزوده شده |
| wir | arbeiten | باقاعده |
| ihr | arbeitet | -e- افزوده شده |
| sie / Sie | arbeiten | باقاعده |
همین الگو در reden (du redest)، warten (du wartest)، finden (du findest)، atmen (du atmest)، öffnen (du öffnest) دیده میشود. افعالی که ستاکشان به -s، -ss، -ß، -z، -tz ختم میشود، با پایانهٔ du ادغام میشوند و تنها -t مینویسند: reisen → du reist، heißen → du heißt، sitzen → du sitzt، tanzen → du tanzt.
برای گفتنِ «میخواهم فلان کار را انجام دهم»، آلمانی از فعل وجهی «wollen» بههمراه مصدر سادهٔ فعل اصلی در انتهای جمله استفاده میکند. «wollen» در مفرد بیقاعده است (تغییر واکه o → i در ich/du/er) و یکی از شش فعل وجهیِ اصلی است. نکته: «wollen» قاطع و مستقیم است. برای درخواستهای مؤدبانه («دوست دارم»)، آلمانیزبانها بهجای آن از «möchte» استفاده میکنند (بخش بعد را ببینید). گفتن «Ich will einen Kaffee» به یک گارسون، بیادبانه به نظر میرسد.
| شخص | wollen (خواستن) |
|---|---|
| ich | will |
| du | willst |
| er / sie / es | will |
| wir | wollen |
| ihr | wollt |
| sie / Sie | wollen |
الگو این است: فاعل + wollen صرفشده (در جایگاه دوم) + ... + مصدر (در انتهای جمله). در جملههای پیرو («dass»، «weil»، «wenn») فعل وجهی به جایگاه پایانی، پس از مصدر، منتقل میشود. «wollen» میتواند بدون مصدر و مستقیماً با یک اسم نیز بیاید («Ich will einen Apfel» = یک سیب میخواهم)، اما همراه با فعل، مصدر الزامی است و هرگز مانند افعال غیروجهی با «zu + مصدر» جایگزین نمیشود.
Futur I با زمان حالِ «werden» بههمراه مصدر فعل اصلی در انتهای جمله ساخته میشود. خودِ «werden» بیقاعده است (du wirst، er wird):
| شخص | werden + مصدر | معادل فارسی |
|---|---|---|
| ich | werde gehen | خواهم رفت |
| du | wirst gehen | خواهی رفت |
| er / sie / es | wird gehen | خواهد رفت |
| wir | werden gehen | خواهیم رفت |
| ihr | werdet gehen | خواهید رفت |
| sie / Sie | werden gehen | خواهند رفت / (رسمی) خواهید رفت |
در گفتار روزمره، آلمانیزبانها اغلب از Futur I صرفنظر میکنند و از زمان حال بههمراه یک قید زمان استفاده میکنند: «Ich rufe dich morgen an» (فردا به تو زنگ میزنم). Futur I زمانی ترجیح داده میشود که بخواهیم بر (الف) یک پیشبینی یا گمان دربارهٔ آینده تأکید کنیم («Es wird bald regnen»)، (ب) یک قول یا ارادهٔ قوی («Ich werde es nie vergessen»)، یا (پ) یک گمان دربارهٔ زمان حال («Er wird wohl schon zu Hause sein» = احتمالاً او الان خانه است). در مقایسه با «going to» در انگلیسی: آلمانی ساختار جداگانهای ندارد؛ هم «will» و هم «going to» بسته به تأکید، به زمان حال + قید زمان یا به Futur I ترجمه میشوند. مراقب باشید «werden + مصدر» (آینده) را با «werden + Partizip II» (مجهول) و با فعل کامل «werden» بهمعنای «شدن» («Es wird kalt» = دارد سرد میشود) اشتباه نگیرید.
پرفکت زمان گذشتهٔ رایج در آلمانیِ گفتاری است. از دو جزء ساخته میشود: یک فعل کمکیِ صرفشده در جایگاه دوم (یا «haben» یا «sein» در زمان حال) و Partizip II فعل اصلی در انتهای جمله. انتخاب فعل کمکیِ درست بسیار مهم است.
از sein استفاده کنید وقتی فعل بیانگر: - حرکت از نقطهٔ A به نقطهٔ B باشد: gehen، fahren، kommen، fliegen، laufen، reisen، steigen، fallen - تغییر حالت باشد: werden، sterben، aufwachen، einschlafen، wachsen - یکی از سه فعل «ویژه» باشد: sein، bleiben، passieren / geschehen
برای همهٔ موارد دیگر از haben استفاده کنید، از جمله همهٔ افعال متعدی (افعالی که مفعول مستقیم میگیرند) و بیشتر افعالی که یک فعالیت را بدون تغییر مکان توصیف میکنند.
| فعل کمکی | فعل | Partizip II | پرفکت کامل |
|---|---|---|---|
| haben | machen | gemacht | ich habe gemacht |
| haben | arbeiten | gearbeitet | du hast gearbeitet |
| haben | sehen | gesehen | er hat gesehen |
| haben | sprechen | gesprochen | wir haben gesprochen |
| sein | gehen | gegangen | ich bin gegangen |
| sein | fahren | gefahren | sie ist gefahren |
| sein | kommen | gekommen | wir sind gekommen |
| sein | sein | gewesen | ich bin gewesen |
| sein | bleiben | geblieben | er ist geblieben |
ساخت Partizip II: افعال ضعیف با افزودن ge- + ستاک + -t ساخته میشوند (machen → gemacht). افعال قوی با افزودن ge- + ستاکِ (اغلب تغییریافته) + -en ساخته میشوند (sehen → gesehen، sprechen → gesprochen). افعال دارای پیشوندهای غیرجداشدنی (be-، ver-، er-، ent-، zer-، ge-) هیچ ge- نمیگیرند: verstehen → verstanden، bezahlen → bezahlt. افعال با پیشوند جداشدنی، -ge- را میان پیشوند و ستاک قرار میدهند: aufstehen → aufgestanden، anrufen → angerufen.
آلمانی دو شیوهٔ مؤدبانه برای گفتنِ «دوست دارم» دارد. اولی «möchte» است که از نظر تاریخی، صورت التزامیِ دوم (Konjunktiv II) فعل «mögen» (دوست داشتن) است، اما در کاربرد امروزی مانند یک فعل وجهی مستقل عمل میکند:
| شخص | möchte (دوست داشتن) |
|---|---|
| ich | möchte |
| du | möchtest |
| er / sie / es | möchte |
| wir | möchten |
| ihr | möchtet |
| sie / Sie | möchten |
مانند همهٔ افعال وجهی، «möchte» در جایگاه دوم صرف میشود و فعل اصلی بهصورت مصدر ساده در انتهای جمله باقی میماند. «möchte» میتواند بدون هیچ فعلی و مستقیماً با یک اسم نیز بیاید («Ich möchte einen Kaffee» = یک قهوه میخواهم).
گزینهٔ دوم «würde gerne» + مصدر است. «würde» صورت التزامیِ دوم فعل werden است، و «gerne» (با کمال میل) نشانهٔ اشتیاق است. ساختار: فاعل + würde (جایگاه دوم) + ... + gerne + مصدر (انتها). «würde gerne» کمی گرمتر است و برای کارهایی که از انجامشان لذت میبرید ترجیح داده میشود، درحالیکه «möchte» صورت استاندارد برای سفارشدادن، درخواستکردن و آرزوهای مؤدبانه است.
هر دو صورت بسیار مؤدبانهتر از «wollen» هستند. در مغازه یا رستوران همیشه بگویید «Ich möchte» یا «Ich hätte gerne»، هرگز «Ich will» نگویید.
آلمانی زمان استمراریِ اختصاصی مانند انگلیسی ندارد. «Ich lese» هم «میخوانم» و هم «در حال خواندن هستم» را پوشش میدهد. وقتی گوینده بخواهد تأکید کند که کاری همین الان، در همین لحظه در حال انجام است، قید «gerade» (اکنون، همین حالا) پیش یا پس از فعل اضافه میشود:
| الگو | مثال | معادل فارسی |
|---|---|---|
| فاعل + فعل + gerade | Ich esse gerade. | همین الان دارم غذا میخورم. |
| فاعل + gerade + فعل | Was machst du gerade? | همین الان چهکار میکنی؟ |
صورتی تأکیدیتر و محاورهای/منطقهای (که اغلب rheinische Verlaufsform نامیده میشود و در غرب آلمان رایج است و در هلندیِ گفتاری صورت استاندارد است) عبارت است از «am + مصدرِ بهکاررفتهبهعنواناسم»:
| الگو | مثال | معادل فارسی |
|---|---|---|
| sein + am + مصدر | Ich bin am Lesen. | (همین الان) دارم میخوانم. |
| sein + dabei + zu + مصدر | Ich bin dabei, das Buch zu lesen. | در حال خواندن کتاب هستم (وسط کارم). |
صورت «am + مصدر» در گفتار بسیار رایج است اما در نوشتار همچنان محاورهای تلقی میشود. «dabei, zu + مصدر» کاملاً استاندارد و کمی رسمیتر است. نکته: مصدرِ بهکاررفتهبهعنواناسم با حرف بزرگ نوشته میشود (am Lesen، beim Essen). «gerade» بیشک رایجترین و امنترین گزینه برای زبانآموزان است.
«können» فعل وجهیِ توانایی، اجازه (بهصورت غیررسمی) و امکان است. مانند همهٔ شش فعل وجهی، در مفرد تغییر واکه نشان میدهد (ö → a) و صورت er/sie/es پایانهٔ -t ندارد:
| شخص | können (توانستن) |
|---|---|
| ich | kann |
| du | kannst |
| er / sie / es | kann |
| wir | können |
| ihr | könnt |
| sie / Sie | können |
ساختار: فاعل + können (جایگاه دوم) + ... + مصدر (انتها). «können» همچنین میتواند بهصورت فعل کامل (بدون مصدر دیگر) و بهمعنای «بلد بودن، تسلط داشتن» به یک زبان یا مهارت به کار رود: «Ich kann Deutsch» = آلمانی بلدم / آلمانی صحبت میکنم. برای درخواستهای مؤدبانه («میشود...؟»)، آلمانی از التزامیِ دومِ «könnte» استفاده میکند (ich könnte، du könntest، er könnte، wir könnten، ihr könntet، sie könnten). «Könnten Sie mir helfen?» یک عبارت مؤدبانهٔ بسیار رایج است.
«können» (توانایی/امکان) را با «dürfen» (اجازه، «مجاز بودن») اشتباه نگیرید. «Kann ich rauchen?» بهمعنای تحتاللفظی «آیا توانایی سیگارکشیدن دارم؟» است، اما در محاوره برای «میشود سیگار بکشم؟» هم به کار میرود. صورت کاملاً درست آن «Darf ich rauchen?» است.
افعال با پیشوند جداشدنی در آلمانی همهجا حضور دارند. پیشوند، تکیه و بیشترِ معنای عینیِ فعل را حمل میکند و در جملههای اصلی بهطور فیزیکی از فعل جدا میشود. پیشوندهای رایج عبارتاند از: ab-، an-، auf-، aus-، bei-، ein-، fest-، fort-، her-، hin-، los-، mit-، nach-، vor-، weg-، weiter-، wieder-، zu-، zurück-، zusammen-.
| فعل | معنا | زمان حال (er) | پرفکت | Partizip II |
|---|---|---|---|---|
| aufstehen | بلند شدن | er steht ... auf | ist aufgestanden | aufgestanden |
| ankommen | رسیدن | er kommt ... an | ist angekommen | angekommen |
| anrufen | زنگزدن | er ruft ... an | hat angerufen | angerufen |
| aufmachen | بازکردن | er macht ... auf | hat aufgemacht | aufgemacht |
| zumachen | بستن | er macht ... zu | hat zugemacht | zugemacht |
| einkaufen | خریدکردن | er kauft ... ein | hat eingekauft | eingekauft |
| mitkommen | همراهآمدن | er kommt ... mit | ist mitgekommen | mitgekommen |
| ausgehen | بیرونرفتن | er geht ... aus | ist ausgegangen | ausgegangen |
| abfahren | حرکتکردن (عزیمت) | er fährt ... ab | ist abgefahren | abgefahren |
| zurückgeben | پسدادن | er gibt ... zurück | hat zurückgegeben | zurückgegeben |
پیشوند کجا قرار میگیرد؟ - جملهٔ اصلی، زمان ساده: پیشوند در انتهای جمله. «Ich stehe um sieben auf.» - پس از یک فعل وجهی: فعل بهصورت یک کلمهٔ واحد (مصدر) در انتها میماند. «Ich muss um sieben aufstehen.» - پرفکت: -ge- میان پیشوند و ستاک جای میگیرد. «Ich bin um sieben aufgestanden.» - جملهٔ پیرو (weil، dass، wenn): کل کلمه بههمپیوسته، در انتهای جمله میماند. «Er sagt, dass er um sieben aufsteht.» - امری (du): پیشوند به انتها پرتاب میشود. «Steh auf!» = بلند شو!
افعال با پیشوندهای جداشدنیِ مرتبط با حرکت (aufstehen، ankommen، abfahren، ausgehen) در پرفکت sein میگیرند؛ افعال فعالیتی (anrufen، aufmachen، einkaufen) haben میگیرند. این انتخاب از قواعد معمولِ فعل کمکی پیروی میکند (بخش haben/sein را ببینید).
شش فعل وجهی عبارتاند از können (توانستن/قادربودن)، müssen (باید/مجبوربودن)، sollen (قرار بودن)، wollen (خواستن)، dürfen (اجازهداشتن) و mögen (دوستداشتن) / صورت التزامیِ آن möchte (مایلبودن). این افعال در زمان حال بیقاعدهاند: بیشترشان در مفرد تغییر واکه نشان میدهند (ich kann، du kannst، er kann؛ ich muss، du musst، er muss). فعل وجهی در جایگاه دوم صرف میشود و فعل اصلی بهصورت مصدر ساده در انتهای جمله میماند و «قاب فعلی» را میسازد. در جملههای پیرو، فعل وجهی به انتهای جمله، پس از مصدر، منتقل میشود.
بسیاری از افعال آلمانی با یک پیشوندِ تکیهدار ساخته میشوند (auf-، an-، ab-، aus-، ein-، mit-، vor-، zu-، weg-، zurück-...) که در جملههای اصلی از فعل جدا میشود. ستاکِ صرفشده در جایگاه دوم میماند و پیشوند به انتهای جمله پرتاب میشود. در مصدر، در جملههای پیرو، و پس از یک فعل وجهی، فعل بهصورت یک کلمهٔ واحد نوشته میشود. Partizip II با قراردادنِ -ge- میان پیشوند و ستاک ساخته میشود: aufstehen → aufgestanden، anrufen → angerufen. پیشوندهای بیتکیه (be-، ent-، er-، ge-، ver-، zer-) جداناشدنیاند و هرگز از فعل جدا نمیشوند.
آلمانی دو نافی دارد. «kein» اسمی را نفی میکند که در غیر این صورت حرف تعریف نامعین میگرفت یا اصلاً حرف تعریف نمیگرفت؛ «kein» دقیقاً مانند «ein» صرف میشود (kein، keine، keinen، keinem...). «nicht» همهچیز دیگر را نفی میکند: فعلها، صفتها، قیدها، عبارتهای حرفاضافهای، یا کل جمله را. قواعد جایگاهِ «nicht»: پیش از عنصری میآید که نفی میکند (صفتها، مکانها، قیدهای شیوه) و در انتهای جمله میآید وقتی کل فعل یا کل جمله را نفی کند. در ساختار قابی، درست پیش از جزء فعلیِ دوم در انتهای جمله مینشیند.
پرسشهای بله/خیر از نوع V1 هستند: فعل صرفشده به جایگاه نخست منتقل میشود و بلافاصله فاعل میآید. پرسشهای پرسشی با یک کلمهٔ پرسشی آغاز میشوند (wer «چهکسی»، was «چه»، wo «کجا»، wohin «بهکجا»، woher «ازکجا»، wann «کِی»، warum «چرا»، wie «چگونه»، welcher «کدام»، wie viel(e) «چهقدر/چندتا») و سپس الگوی V2 را حفظ میکنند، پس فعل در جایگاه دوم میماند. «wer» برای حالت دستوری صرف میشود: wer (فاعلی)، wen (مفعولیمستقیم)، wem (مفعولیغیرمستقیم)، wessen (اضافی). برای پرسیدن مؤدبانهٔ چیزی، معمولاً «bitte» اضافه میشود.
آلمانی هیچ صورتِ جمعِ پیشفرضِ واحدی ندارد. رایجترین الگوها عبارتاند از: -e (اغلب با اُمالاوت در مذکرها: der Tisch → die Tische، der Stuhl → die Stühle)؛ -er (با اُمالاوت در جای ممکن، بیشتر در خنثیها: das Kind → die Kinder، das Buch → die Bücher)؛ -(e)n (بیشتر مؤنثها: die Frau → die Frauen، die Blume → die Blumen)؛ -s (وامواژهها و کلمات کوتاه: das Auto → die Autos، das Hotel → die Hotels)؛ بدون پایانه اما با اُمالاوت (برخی مذکرها/خنثیهای به -er، -el، -en: der Bruder → die Brüder، der Apfel → die Äpfel). همهٔ جمعها در حالت فاعلی حرف تعریف «die» میگیرند.
صفتی که پیش از اسم میآید باید پایانهای بگیرد که جنسیت، شمار و حالت دستوری را نشان دهد؛ فقط صفتهای مسندی (پس از sein، werden، bleiben) بدون تصریف باقی میمانند: «Das Haus ist alt». دو الگوی اصلی وجود دارد. صرفِ ضعیف پس از یک حرف تعریف معین میآید (der، die، das، dieser...) که خودش اطلاعات حالت دستوری را حمل میکند، پس صفت فقط -e یا -en میگیرد. صرفِ قوی زمانی به کار میرود که هیچ حرف تعریفی نباشد و خودِ صفت باید حالت دستوری را نشان دهد؛ در این حالت پایانهها شبیه حرف تعریف معین میشوند (kalter Kaffee، gutes Bier، frische Milch). پس از حرف تعریف نامعین (صرفِ مختلط)، الگو ترکیبی از این دو است.