آلمانی Essential grammar

اختصارات استفاده‌شده در این راهنما

هر مثال در ادامه سه بخش دارد: متن اصلی، یک برگردان تحت‌اللفظی (گلاس) که نشان می‌دهد هر کلمه چه نقشی دارد، و یک ترجمهٔ روان و طبیعی. در برگردان‌های تحت‌اللفظی از چند نشانهٔ اختصاری استفاده شده تا کوتاه بمانند. لازم نیست آن‌ها را حفظ کنید؛ این بخش صرفاً مرجعی است که هر وقت لازم شد می‌توانید به آن مراجعه کنید.

شخص و شمار · 1sg / 2sg / 3sg — اول‌شخص / دوم‌شخص / سوم‌شخص مفرد (من، تو، او) · 1pl / 2pl / 3pl — اول‌شخص / دوم‌شخص / سوم‌شخص جمع (ما، شما، آن‌ها)

جنسیت دستوری و حالت · m / f / n — مذکر / مؤنث / خنثی · sg / pl — مفرد / جمع · m.sg — ترکیبی: مذکر مفرد (و به همین ترتیب f.pl، n.sg و غیره) · NOM / ACC / GEN / DAT / INS / LOC — حالت‌های دستوری (فاعلی/مفعولی/اضافی/به‌ای/ابزاری/مکانی) — نشان‌دهندهٔ نقش کلمه در جمله

زمان و نمود · PRES — زمان حال · PRET — ماضی ساده (رویدادی که در گذشته به پایان رسیده) · IMPF — ماضی استمراری (وضعیتی در گذشته که ادامه‌دار یا عادتی بوده) · FUT — زمان آینده · PERF — ماضی نقلی (کاری که به پایان رسیده اما با زمان حال ارتباط دارد) · PROG — استمراری (کاری که در حال انجام است، مثلاً در حال خوردن هستم) · COND — شرطی (می‌...م…)

وجه · IND — اخباری (جملهٔ خبری معمولی) · SUBJ — التزامی (تردید، آرزو، شک) · IMP — امری (فرمان) · INF — مصدر (شکل فرهنگ‌لغتی فعل: رفتن، خوردن)

سایر · REFL — انعکاسی (کاری که فرد روی خودش انجام می‌دهد: خودم، خودت) · PERS — «a» شخصی (فقط در اسپانیایی — نشان‌دهندهٔ مفعول مستقیم انسانی) · HON — احترامی (شکل بسیار مؤدبانه، رایج در ژاپنی/کره‌ای) · TOP / SUB / OBJ — نشانگرهای موضوع / فاعل / مفعول (ژاپنی، کره‌ای) · CL — طبقه‌بند (چینی، ژاپنی، کره‌ای — کلمه‌ای برای شمردن اسم‌ها) · NEG — نفی

ترتیب کلمات و قاب فعلی

جملات اصلی در زبان آلمانی از قاعدهٔ V2 پیروی می‌کنند: فعل صرف‌شده همیشه در جایگاه دوم قرار می‌گیرد، فارغ از اینکه چه عنصری پیش از آن بیاید. فاعل می‌تواند پیش یا پس از این فعل بنشیند. در جمله‌های پیرو (که با weil، dass، wenn، ob و... آغاز می‌شوند) فعل صرف‌شده به انتهای جمله منتقل می‌شود. وقتی جمله‌ای دو جزء فعلی داشته باشد (فعل وجهی + مصدر، فعل کمکی + جزء دوم فعل، فعل با پیشوند جدایی‌پذیر)، این دو جزء یک «قاب» می‌سازند: فعل صرف‌شده در جایگاه دوم باقی می‌ماند و جزء دیگر به انتهای جمله رانده می‌شود. هر چیز دیگری (مفعول‌ها، زمان، شیوه، مکان) داخل این قاب جای می‌گیرد.

  • Heute gehe ich ins Kino. — امروز می‌روم من به سینما.
    امروز به سینما می‌روم.
  • Ich habe gestern einen Film gesehen. — من دارم دیروز یک فیلم دیده.
    من دیروز یک فیلم دیدم.
  • Ich weiß, dass er morgen kommt. — من می‌دانم که او فردا می‌آید.
    می‌دانم که او فردا می‌آید.

سه جنسیت دستوری

هر اسم آلمانی یا مذکر است (der)، یا مؤنث (die)، یا خنثی (das)، و باید حرف تعریف هر کلمه را همراه با خود آن حفظ کرد. پایانه‌های کلمه سرنخ‌های قوی به دست می‌دهند. مذکر: اسم‌هایی که به -er، -ling، -ich، -ig ختم می‌شوند، بیشتر نام روزها، ماه‌ها، فصل‌ها و واژه‌های مربوط به آب‌وهوا. مؤنث: -e (در بیشتر موارد)، -heit، -keit، -ung، -schaft، -ion، -ie، -tät. خنثی: تصغیرهای دارای -chen و -lein (همیشه)، -ment، -um، بیشتر واژه‌های مربوط به موجودات نوزاد، و مصدرهایی که به‌صورت اسم به کار می‌روند. جنسیت دستوری، حرف تعریف، پایانهٔ صفت و ضمیر را تعیین می‌کند، پس عنصری بنیادین در ساختار زبان است، نه یک تزئین.

  • der Lehrer, die Lehrerin, das Mädchen — معلم-m، معلم-f، دختر-n
    معلم (مرد)، معلم (زن)، دختر.
  • die Freiheit, die Zeitung, die Universität — آزادی، روزنامه، دانشگاه
    پایانه‌های مؤنث -heit، -ung، -tät.
  • das Häuschen, das Dokument, das Datum — خانهٔ کوچک، سند، تاریخ
    خنثی به‌واسطهٔ -chen، -ment، -um.

چهار حالت دستوری

آلمانی نقش گروه اسمی را با چهار حالت دستوری نشان می‌دهد. حالت فاعلی (نومیناتیو) فاعل جمله است «چه‌کسی/چه‌چیزی کار را انجام می‌دهد». حالت مفعولی مستقیم (آکوزاتیو) مفعول مستقیم است (آنچه عمل مستقیماً بر آن انجام می‌شود) و برخی حروف اضافه نیز آن را می‌طلبند (durch، für، gegen، ohne، um). حالت مفعولی غیرمستقیم (داتیو) گیرندهٔ عمل است («به چه‌کسی») و آن را aus، bei، mit، nach، seit، von، zu و بسیاری از افعال (helfen، danken، gefallen) می‌طلبند. حالت اضافی (گنیتیو) مالکیت یا رابطه را نشان می‌دهد و پس از wegen، trotz، während، statt می‌آید. حروف اضافهٔ دوکاره (in، an، auf، unter و...) برای حرکت به‌سوی مکان، حالت مفعولی مستقیم و برای مکان ثابت، حالت مفعولی غیرمستقیم می‌گیرند.

  • Der Mann gibt dem Kind einen Apfel. — مرد-NOM به کودک-DAT یک سیب-ACC می‌دهد.
    مرد به کودک یک سیب می‌دهد.
  • Das Auto meines Bruders ist neu. — ماشین برادرِ من-GEN نو است.
    ماشین برادرم نو است.
  • Ich gehe in die Schule. Ich bin in der Schule. — من به مدرسه-ACC می‌روم. من در مدرسه-DAT هستم.
    حرکت = حالت مفعولی مستقیم (آکوزاتیو)، مکان ثابت = حالت مفعولی غیرمستقیم (داتیو).

صرف حرف تعریف معین و نامعین

حروف تعریف بر اساس جنسیت، شمار و حالت دستوری تغییر می‌کنند. حرف تعریف معین: حالت فاعلی der/die/das/die، حالت مفعولی مستقیم den/die/das/die، حالت مفعولی غیرمستقیم dem/der/dem/den (+ اسم-n)، حالت اضافی des/der/des/der (+ اسم-(e)s برای مذکر/خنثی). حرف تعریف نامعین ein/eine: حالت فاعلی ein/eine/ein، حالت مفعولی مستقیم einen/eine/ein، حالت مفعولی غیرمستقیم einem/einer/einem، حالت اضافی eines/einer/eines. صورت نامعینِ جمع وجود ندارد (فقط اسم بدون حرف تعریف به کار می‌رود، یا از «keine» برای «هیچ‌کدام» استفاده می‌شود). ضمایر ملکی (mein، dein، sein، ihr، unser، euer، ihr/Ihr) و «kein» دقیقاً مانند «ein» صرف می‌شوند و به آن‌ها ein-واژه (ein-Wörter) می‌گویند.

  • Ich sehe den Hund, die Katze und das Pferd. — من سگ-ACC.m، گربه-ACC.f و اسب-ACC.n را می‌بینم.
    من سگ، گربه و اسب را می‌بینم.
  • Ich helfe einem Freund und einer Freundin. — من به دوست-DAT.m و دوست-DAT.f کمک می‌کنم.
    دارم به یک دوست پسر و یک دوست دختر کمک می‌کنم.
  • Das ist das Buch meines Vaters. — آن کتاب پدر-GEN من است.
    آن کتابِ پدرِ من است.

ضمایر شخصی

حالت فاعلی: ich، du، er/sie/es، wir، ihr، sie/Sie. «du» مفرد و غیررسمی است؛ «ihr» جمع و غیررسمی است؛ «Sie» (با حرف بزرگ) صورت رسمی است، چه مفرد و چه جمع. ضمیر همچنین بر اساس حالت دستوری تغییر می‌کند. حالت مفعولی مستقیم: mich، dich، ihn، sie، es، uns، euch، sie/Sie. حالت مفعولی غیرمستقیم: mir، dir، ihm، ihr، ihm، uns، euch، ihnen/Ihnen. در زبان روزمره حالت اضافیِ مستقلی وجود ندارد؛ مالکیت با صفت‌های ملکی بیان می‌شود (mein، dein، sein، ihr، unser، euer، ihr/Ihr). ضمیر سوم‌شخص باید با جنسیت دستوریِ اسم مطابقت داشته باشد، نه جنسیت زیستی، پس یک میز (der Tisch) با «er» جایگزین می‌شود.

  • Er gibt mir das Buch und ich gebe es ihm zurück. — او کتاب را به من-DAT می‌دهد و من آن را به او-DAT پس می‌دهم.
    او کتاب را به من می‌دهد و من آن را به او پس می‌دهم.
  • Kennst du sie? Ja, ich kenne sie gut. — می‌شناسی تو-inf او را-ACC؟ بله، من او را-ACC خوب می‌شناسم.
    او را می‌شناسی؟ بله، خوب می‌شناسمش.
  • Wo ist der Schlüssel? Er liegt auf dem Tisch. — کجاست کلید؟ او روی میز است.
    کلید کجاست؟ روی میز است.

صرف فعل و افعال بی‌قاعدهٔ کلیدی

فعل باقاعدهٔ آلمانی، ستاک (مصدر منهای -en) به‌علاوهٔ پایانهٔ شخصی می‌گیرد: -e، -st، -t، -en، -t، -en (برای ich، du، er/sie/es، wir، ihr، sie/Sie). افعالی که ستاکشان به -d/-t ختم می‌شود، پیش از -st و -t یک -e- اضافه می‌کنند (arbeitest، arbeitet). بسیاری از افعال قوی، واکهٔ ستاک را در du/er/sie/es زمان حال تغییر می‌دهند (a → ä، e → i/ie). چهار فعل بی‌قاعدهٔ مهم‌تر sein (بودن)، haben (داشتن)، werden (شدن / ساخت زمان آینده و مجهول) و gehen (رفتن) هستند؛ صورت‌های آن‌ها باید از حفظ شود.

  • ich bin, du bist, er ist, wir sind, ihr seid, sie sind — بودن: زمان حال
    صرف کامل زمان حال فعل sein.
  • ich habe, du hast, er hat, wir haben, ihr habt, sie haben — داشتن: زمان حال
    صرف کامل زمان حال فعل haben.
  • ich werde, du wirst, er wird, wir werden, ihr werdet, sie werden — شدن: زمان حال
    صرف کامل زمان حال فعل werden (که برای ساخت زمان آینده و مجهول نیز به کار می‌رود).

زمان حال

آلمانی تنها یک زمان حال دارد؛ این زمان هم معادل حال ساده و هم حال استمراری در انگلیسی را پوشش می‌دهد. «Ich lese» هم به معنای «می‌خوانم» و هم «در حال خواندن هستم» است. زمان حال همچنین معمولاً برای آیندهٔ نزدیک به کار می‌رود، وقتی یک قید زمان این موضوع را روشن کند («Ich komme morgen» = «فردا می‌آیم»). افعال قوی واکهٔ ستاک را در دوم‌شخص و سوم‌شخص مفرد تغییر می‌دهند: fahren → du fährst، er fährt؛ sprechen → du sprichst، er spricht؛ sehen → du siehst، er sieht. در غیر این صورت پایانه‌ها کاملاً باقاعده‌اند: -e، -st، -t، -en، -t، -en.

  • Ich lerne jeden Tag Deutsch. — من یاد می‌گیرم هر روز آلمانی.
    هر روز آلمانی یاد می‌گیرم.
  • Du fährst zu schnell! — تو رانندگی می‌کنی خیلی تند (تغییر واکه a→ä).
    داری خیلی تند رانندگی می‌کنی!
  • Morgen fliegen wir nach Berlin. — فردا پرواز می‌کنیم ما به برلین.
    فردا به برلین پرواز می‌کنیم.

پرفکت در برابر پرتریتوم

آلمانیِ گفتاری برای تقریباً همهٔ رویدادهای گذشته از پرفکت استفاده می‌کند: فعل کمکی haben یا sein (در زمان حال) + Partizip II در انتهای جمله. sein برای افعال حرکت یا تغییر حالت به کار می‌رود (gehen، fahren، kommen، werden، sterben) و برای خودِ sein/bleiben؛ haben برای همهٔ افعال دیگر به کار می‌رود. پرتریتوم (گذشتهٔ سادهٔ روایی: ich ging، ich machte، ich sah) گذشتهٔ نوشتاری/ادبی است و در روایت‌گری به کار می‌رود؛ در گفتار معمولاً فقط sein، haben، werden و افعال وجهی در پرتریتوم می‌آیند (war، hatte، wurde، konnte...).

  • Ich habe gestern einen Brief geschrieben. — من دارم دیروز یک نامه نوشته.
    دیروز یک نامه نوشتم.
  • Wir sind nach Berlin gefahren. — ما هستیم به‌خانه رفته.
    ما به برلین رفتیم.
  • Es war einmal ein König, der hatte drei Töchter. — بود روزی‌روزگاری یک پادشاه که داشت سه دختر.
    روزی روزگاری پادشاهی بود که سه دختر داشت.

زمان آینده

Futur I با زمان حالِ صرف‌شدهٔ werden + مصدر در انتهای جمله ساخته می‌شود: ich werde gehen، du wirst gehen، er wird gehen، wir werden gehen، ihr werdet gehen، sie werden gehen. با این حال، در آلمانیِ روزمره این زمان بیشتر برای بیان یک پیش‌بینی، یک قول، یک گمان یا یک ارادهٔ قوی به کار می‌رود. برای رویدادهای آیندهٔ معمولی، آلمانی‌زبان‌ها معمولاً از زمان حال به‌همراه یک قید زمان استفاده می‌کنند (morgen، nächste Woche). Futur II (werde + Partizip II + haben/sein) چیزی را بیان می‌کند که فرض بر این است تا نقطه‌ای در آینده تمام شده باشد.

  • Ich werde dich morgen anrufen. — من فردا تو را زنگ‌خواهم‌زد.
    فردا به تو زنگ خواهم زد.
  • Es wird bald regnen. — آن به‌زودی خواهد بارید.
    به‌زودی باران خواهد بارید.
  • Nächstes Jahr studiere ich in Wien. — سال آینده درس می‌خوانم من در وین.
    سال آینده در وین درس خواهم خواند (استفاده از زمان حال برای آینده).

زمان حال افعال باقاعده (ضعیف)

افعال ضعیف، افعال قابل‌پیش‌بینی و کاملاً باقاعدهٔ آلمانی هستند. برای صرف آن‌ها، مصدر را می‌گیریم، -en پایانی را حذف می‌کنیم و پایانهٔ شخصی را اضافه می‌کنیم: -e، -st، -t، -en، -t، -en. واکهٔ ستاک هرگز تغییر نمی‌کند (مقایسه کنید با افعال قوی مانند fahren / fährt). فعل «machen» (انجام دادن، ساختن) الگوی کتاب‌درسی است:

شخصmachen (انجام دادن)پایانه
ichmache-e
dumachst-st
er / sie / esmacht-t
wirmachen-en
ihrmacht-t
sie / Siemachen-en

وقتی ستاک به -d، -t یا به خوشهٔ همخوانی ختم شود که تلفظش را دشوار می‌کند (-tm-، -ffn-، -chn-)، پیش از -st و -t یک -e- اضافه می‌شود. فعل «arbeiten» (کار کردن) این الگو را نشان می‌دهد:

شخصarbeiten (کار کردن)توضیح
icharbeiteباقاعده
duarbeitest-e- افزوده شده
er / sie / esarbeitet-e- افزوده شده
wirarbeitenباقاعده
ihrarbeitet-e- افزوده شده
sie / Siearbeitenباقاعده

همین الگو در reden (du redest)، warten (du wartest)، finden (du findest)، atmen (du atmest)، öffnen (du öffnest) دیده می‌شود. افعالی که ستاکشان به -s، -ss، -ß، -z، -tz ختم می‌شود، با پایانهٔ du ادغام می‌شوند و تنها -t می‌نویسند: reisen → du reist، heißen → du heißt، sitzen → du sitzt، tanzen → du tanzt.

  • Ich mache jeden Tag Sport. — من انجام می‌دهم هر روز ورزش.
    هر روز ورزش می‌کنم.
  • Was machst du am Wochenende? — چه‌کاری انجام می‌دهی تو-inf در آخر-هفته؟
    آخر هفته چه‌کار می‌کنی؟
  • Sie arbeitet als Ärztin in Berlin. — او کار می‌کند به‌عنوان پزشک-f در برلین.
    او در برلین به‌عنوان پزشک کار می‌کند.
  • Wir arbeiten heute bis sechs Uhr. — ما کار می‌کنیم امروز تا ساعت شش.
    امروز تا ساعت شش کار می‌کنیم.
  • Ihr wartet schon eine Stunde. — شما-pl منتظرید از قبل یک ساعت.
    شما از قبل یک ساعت است که منتظرید.
  • Wie heißt du? Ich heiße Anna. — چه‌طور نامیده‌می‌شوی تو-inf؟ من نامیده‌می‌شوم آنا.
    اسمت چیست؟ اسم من آناست.

wollen + مصدر (خواستن)

برای گفتنِ «می‌خواهم فلان کار را انجام دهم»، آلمانی از فعل وجهی «wollen» به‌همراه مصدر سادهٔ فعل اصلی در انتهای جمله استفاده می‌کند. «wollen» در مفرد بی‌قاعده است (تغییر واکه o → i در ich/du/er) و یکی از شش فعل وجهیِ اصلی است. نکته: «wollen» قاطع و مستقیم است. برای درخواست‌های مؤدبانه («دوست دارم»)، آلمانی‌زبان‌ها به‌جای آن از «möchte» استفاده می‌کنند (بخش بعد را ببینید). گفتن «Ich will einen Kaffee» به یک گارسون، بی‌ادبانه به نظر می‌رسد.

شخصwollen (خواستن)
ichwill
duwillst
er / sie / eswill
wirwollen
ihrwollt
sie / Siewollen

الگو این است: فاعل + wollen صرف‌شده (در جایگاه دوم) + ... + مصدر (در انتهای جمله). در جمله‌های پیرو («dass»، «weil»، «wenn») فعل وجهی به جایگاه پایانی، پس از مصدر، منتقل می‌شود. «wollen» می‌تواند بدون مصدر و مستقیماً با یک اسم نیز بیاید («Ich will einen Apfel» = یک سیب می‌خواهم)، اما همراه با فعل، مصدر الزامی است و هرگز مانند افعال غیروجهی با «zu + مصدر» جایگزین نمی‌شود.

  • Ich will heute Abend ins Kino gehen. — من می‌خواهم امروز-عصر به‌سینما رفتن-INF.
    می‌خواهم امشب به سینما بروم.
  • Willst du etwas trinken? — می‌خواهی تو-inf چیزی نوشیدن-INF؟
    چیزی می‌خواهی بنوشی؟
  • Er will Arzt werden. — او می‌خواهد پزشک شدن-INF.
    او می‌خواهد پزشک شود.
  • Wir wollen nächstes Jahr nach Italien fahren. — ما می‌خواهیم سال-آینده به‌ایتالیا رفتن-INF.
    می‌خواهیم سال آینده به ایتالیا برویم.
  • Sie sagt, dass sie nicht kommen will. — او می‌گوید که او نه آمدن-INF می‌خواهد.
    او می‌گوید که نمی‌خواهد بیاید.
  • Was wollt ihr machen? — چه می‌خواهید شما-pl انجام‌دادن-INF؟
    شما چه می‌خواهید بکنید؟

werden + مصدر (Futur I، «قرار است / خواهم»)

Futur I با زمان حالِ «werden» به‌همراه مصدر فعل اصلی در انتهای جمله ساخته می‌شود. خودِ «werden» بی‌قاعده است (du wirst، er wird):

شخصwerden + مصدرمعادل فارسی
ichwerde gehenخواهم رفت
duwirst gehenخواهی رفت
er / sie / eswird gehenخواهد رفت
wirwerden gehenخواهیم رفت
ihrwerdet gehenخواهید رفت
sie / Siewerden gehenخواهند رفت / (رسمی) خواهید رفت

در گفتار روزمره، آلمانی‌زبان‌ها اغلب از Futur I صرف‌نظر می‌کنند و از زمان حال به‌همراه یک قید زمان استفاده می‌کنند: «Ich rufe dich morgen an» (فردا به تو زنگ می‌زنم). Futur I زمانی ترجیح داده می‌شود که بخواهیم بر (الف) یک پیش‌بینی یا گمان دربارهٔ آینده تأکید کنیم («Es wird bald regnen»)، (ب) یک قول یا ارادهٔ قوی («Ich werde es nie vergessen»)، یا (پ) یک گمان دربارهٔ زمان حال («Er wird wohl schon zu Hause sein» = احتمالاً او الان خانه است). در مقایسه با «going to» در انگلیسی: آلمانی ساختار جداگانه‌ای ندارد؛ هم «will» و هم «going to» بسته به تأکید، به زمان حال + قید زمان یا به Futur I ترجمه می‌شوند. مراقب باشید «werden + مصدر» (آینده) را با «werden + Partizip II» (مجهول) و با فعل کامل «werden» به‌معنای «شدن» («Es wird kalt» = دارد سرد می‌شود) اشتباه نگیرید.

  • Ich werde dir helfen. — من خواهم به‌تو-DAT کمک‌کردن-INF.
    به تو کمک خواهم کرد.
  • Wirst du das wirklich tun? — خواهی تو-inf آن را واقعاً انجام‌دادن-INF؟
    واقعاً می‌خواهی این کار را بکنی؟
  • Es wird morgen regnen. — آن خواهد فردا باریدن-INF.
    فردا باران خواهد بارید.
  • Wir werden uns nie wiedersehen. — ما خواهیم ما‌را-ACC هرگز دوباره‌دیدن-INF.
    دیگر هرگز همدیگر را نخواهیم دید.
  • Er wird wohl im Stau stehen. — او خواهد احتمالاً در ترافیک ایستادن-INF.
    احتمالاً او در ترافیک گیر کرده است (گمان دربارهٔ زمان حال).
  • Nächstes Jahr werde ich in Wien studieren. — سال-آینده خواهم من در وین درس‌خواندن-INF.
    سال آینده در وین درس خواهم خواند.

haben / sein + Partizip II (پرفکت)

پرفکت زمان گذشتهٔ رایج در آلمانیِ گفتاری است. از دو جزء ساخته می‌شود: یک فعل کمکیِ صرف‌شده در جایگاه دوم (یا «haben» یا «sein» در زمان حال) و Partizip II فعل اصلی در انتهای جمله. انتخاب فعل کمکیِ درست بسیار مهم است.

از sein استفاده کنید وقتی فعل بیانگر: - حرکت از نقطهٔ A به نقطهٔ B باشد: gehen، fahren، kommen، fliegen، laufen، reisen، steigen، fallen - تغییر حالت باشد: werden، sterben، aufwachen، einschlafen، wachsen - یکی از سه فعل «ویژه» باشد: sein، bleiben، passieren / geschehen

برای همهٔ موارد دیگر از haben استفاده کنید، از جمله همهٔ افعال متعدی (افعالی که مفعول مستقیم می‌گیرند) و بیشتر افعالی که یک فعالیت را بدون تغییر مکان توصیف می‌کنند.

فعل کمکیفعلPartizip IIپرفکت کامل
habenmachengemachtich habe gemacht
habenarbeitengearbeitetdu hast gearbeitet
habensehengesehener hat gesehen
habensprechengesprochenwir haben gesprochen
seingehengegangenich bin gegangen
seinfahrengefahrensie ist gefahren
seinkommengekommenwir sind gekommen
seinseingewesenich bin gewesen
seinbleibengebliebener ist geblieben

ساخت Partizip II: افعال ضعیف با افزودن ge- + ستاک + -t ساخته می‌شوند (machen → gemacht). افعال قوی با افزودن ge- + ستاکِ (اغلب تغییریافته) + -en ساخته می‌شوند (sehen → gesehen، sprechen → gesprochen). افعال دارای پیشوندهای غیرجداشدنی (be-، ver-، er-، ent-، zer-، ge-) هیچ ge- نمی‌گیرند: verstehen → verstanden، bezahlen → bezahlt. افعال با پیشوند جداشدنی، -ge- را میان پیشوند و ستاک قرار می‌دهند: aufstehen → aufgestanden، anrufen → angerufen.

  • Ich habe gestern einen Film gesehen. — من دارم دیروز یک فیلم دیده.
    دیروز یک فیلم دیدم.
  • Wir sind nach Hause gegangen. — ما هستیم به‌خانه رفته.
    به خانه رفتیم.
  • Hast du schon gefrühstückt? — داری تو-inf از قبل صبحانه‌خورده؟
    صبحانه خورده‌ای؟
  • Er ist sehr früh aufgestanden. — او هست خیلی زود برخاسته.
    او خیلی زود بیدار شد (از رختخواب برخاست).
  • Was hat er gesagt? — چه دارد او گفته؟
    او چه گفت؟
  • Sie sind drei Tage in Berlin geblieben. — آن‌ها هستند سه روز در برلین مانده.
    آن‌ها سه روز در برلین ماندند.

ich möchte / würde gerne + مصدر (مایل بودن)

آلمانی دو شیوهٔ مؤدبانه برای گفتنِ «دوست دارم» دارد. اولی «möchte» است که از نظر تاریخی، صورت التزامیِ دوم (Konjunktiv II) فعل «mögen» (دوست داشتن) است، اما در کاربرد امروزی مانند یک فعل وجهی مستقل عمل می‌کند:

شخصmöchte (دوست داشتن)
ichmöchte
dumöchtest
er / sie / esmöchte
wirmöchten
ihrmöchtet
sie / Siemöchten

مانند همهٔ افعال وجهی، «möchte» در جایگاه دوم صرف می‌شود و فعل اصلی به‌صورت مصدر ساده در انتهای جمله باقی می‌ماند. «möchte» می‌تواند بدون هیچ فعلی و مستقیماً با یک اسم نیز بیاید («Ich möchte einen Kaffee» = یک قهوه می‌خواهم).

گزینهٔ دوم «würde gerne» + مصدر است. «würde» صورت التزامیِ دوم فعل werden است، و «gerne» (با کمال میل) نشانهٔ اشتیاق است. ساختار: فاعل + würde (جایگاه دوم) + ... + gerne + مصدر (انتها). «würde gerne» کمی گرم‌تر است و برای کارهایی که از انجامشان لذت می‌برید ترجیح داده می‌شود، درحالی‌که «möchte» صورت استاندارد برای سفارش‌دادن، درخواست‌کردن و آرزوهای مؤدبانه است.

هر دو صورت بسیار مؤدبانه‌تر از «wollen» هستند. در مغازه یا رستوران همیشه بگویید «Ich möchte» یا «Ich hätte gerne»، هرگز «Ich will» نگویید.

  • Ich möchte einen Kaffee, bitte. — من مایلم یک قهوه-ACC، لطفاً.
    لطفاً یک قهوه می‌خواهم.
  • Möchtest du etwas essen? — مایلی تو-inf چیزی خوردن-INF؟
    دوست داری چیزی بخوری؟
  • Wir möchten ein Zimmer für zwei Nächte reservieren. — ما مایلیم یک اتاق برای دو‌شب رزروکردن-INF.
    می‌خواهیم یک اتاق برای دو شب رزرو کنیم.
  • Ich würde gerne mit dir reden. — من می‌خواهم با کمال‌میل با تو-DAT صحبت‌کردن-INF.
    خیلی دوست دارم با تو صحبت کنم.
  • Er würde gerne nach Japan reisen. — او می‌خواهد با کمال‌میل به‌ژاپن سفرکردن-INF.
    او خیلی دوست دارد به ژاپن سفر کند.
  • Was möchten Sie trinken? — چه مایلید شما-formal نوشیدن-INF؟
    چه میل دارید بنوشید؟

gerade + فعل (راه‌حلی برای زمان استمراری)

آلمانی زمان استمراریِ اختصاصی مانند انگلیسی ندارد. «Ich lese» هم «می‌خوانم» و هم «در حال خواندن هستم» را پوشش می‌دهد. وقتی گوینده بخواهد تأکید کند که کاری همین الان، در همین لحظه در حال انجام است، قید «gerade» (اکنون، همین حالا) پیش یا پس از فعل اضافه می‌شود:

الگومثالمعادل فارسی
فاعل + فعل + geradeIch esse gerade.همین الان دارم غذا می‌خورم.
فاعل + gerade + فعلWas machst du gerade?همین الان چه‌کار می‌کنی؟

صورتی تأکیدی‌تر و محاوره‌ای/منطقه‌ای (که اغلب rheinische Verlaufsform نامیده می‌شود و در غرب آلمان رایج است و در هلندیِ گفتاری صورت استاندارد است) عبارت است از «am + مصدرِ به‌کاررفته‌به‌عنوان‌اسم»:

الگومثالمعادل فارسی
sein + am + مصدرIch bin am Lesen.(همین الان) دارم می‌خوانم.
sein + dabei + zu + مصدرIch bin dabei, das Buch zu lesen.در حال خواندن کتاب هستم (وسط کارم).

صورت «am + مصدر» در گفتار بسیار رایج است اما در نوشتار همچنان محاوره‌ای تلقی می‌شود. «dabei, zu + مصدر» کاملاً استاندارد و کمی رسمی‌تر است. نکته: مصدرِ به‌کاررفته‌به‌عنوان‌اسم با حرف بزرگ نوشته می‌شود (am Lesen، beim Essen). «gerade» بی‌شک رایج‌ترین و امن‌ترین گزینه برای زبان‌آموزان است.

  • Was machst du gerade? — چه‌کاری انجام می‌دهی تو-inf همین‌الان؟
    همین الان چه‌کار می‌کنی؟
  • Ich lese gerade ein interessantes Buch. — من می‌خوانم همین‌الان یک کتاب جالب.
    همین الان دارم یک کتاب جالب می‌خوانم.
  • Sie telefoniert gerade mit ihrer Mutter. — او تلفن می‌کند همین‌الان با مادر-DAT خودش.
    او همین الان دارد با مادرش تلفنی صحبت می‌کند.
  • Ich bin gerade am Kochen. — من هستم همین‌الان در‌حال پختن-INF.
    الان دارم آشپزی می‌کنم (محاوره‌ای).
  • Wir sind dabei, das Haus zu renovieren. — ما هستیم وسط‌کار، خانه را بازسازی‌کردن-INF.
    در حال بازسازی خانه هستیم.
  • Gerade jetzt regnet es stark. — همین الان می‌بارد آن به‌شدت.
    همین الان باران شدیدی می‌بارد.

können + مصدر (توانستن)

«können» فعل وجهیِ توانایی، اجازه (به‌صورت غیررسمی) و امکان است. مانند همهٔ شش فعل وجهی، در مفرد تغییر واکه نشان می‌دهد (ö → a) و صورت er/sie/es پایانهٔ -t ندارد:

شخصkönnen (توانستن)
ichkann
dukannst
er / sie / eskann
wirkönnen
ihrkönnt
sie / Siekönnen

ساختار: فاعل + können (جایگاه دوم) + ... + مصدر (انتها). «können» همچنین می‌تواند به‌صورت فعل کامل (بدون مصدر دیگر) و به‌معنای «بلد بودن، تسلط داشتن» به یک زبان یا مهارت به کار رود: «Ich kann Deutsch» = آلمانی بلدم / آلمانی صحبت می‌کنم. برای درخواست‌های مؤدبانه («می‌شود...؟»)، آلمانی از التزامیِ دومِ «könnte» استفاده می‌کند (ich könnte، du könntest، er könnte، wir könnten، ihr könntet، sie könnten). «Könnten Sie mir helfen?» یک عبارت مؤدبانهٔ بسیار رایج است.

«können» (توانایی/امکان) را با «dürfen» (اجازه، «مجاز بودن») اشتباه نگیرید. «Kann ich rauchen?» به‌معنای تحت‌اللفظی «آیا توانایی سیگارکشیدن دارم؟» است، اما در محاوره برای «می‌شود سیگار بکشم؟» هم به کار می‌رود. صورت کاملاً درست آن «Darf ich rauchen?» است.

  • Ich kann sehr gut schwimmen. — من می‌توانم خیلی خوب شنا‌کردن-INF.
    من خیلی خوب شنا می‌کنم.
  • Kannst du mir bitte helfen? — می‌توانی تو-inf به‌من-DAT لطفاً کمک‌کردن-INF؟
    می‌شود لطفاً کمکم کنی؟
  • Er kann drei Sprachen sprechen. — او می‌تواند سه زبان صحبت‌کردن-INF.
    او می‌تواند به سه زبان صحبت کند.
  • Wir können heute Abend leider nicht kommen. — ما می‌توانیم امروز-عصر متأسفانه نه آمدن-INF.
    متأسفانه امشب نمی‌توانیم بیاییم.
  • Könnten Sie das bitte wiederholen? — می‌توانستید شما-formal آن را لطفاً تکرارکردن-INF؟
    می‌شود لطفاً آن را تکرار کنید؟
  • Sie kann Spanisch und Italienisch. — او می‌تواند اسپانیایی و ایتالیایی.
    او اسپانیایی و ایتالیایی بلد است.

افعال با پیشوند جداشدنی، به‌تفصیل

افعال با پیشوند جداشدنی در آلمانی همه‌جا حضور دارند. پیشوند، تکیه و بیشترِ معنای عینیِ فعل را حمل می‌کند و در جمله‌های اصلی به‌طور فیزیکی از فعل جدا می‌شود. پیشوندهای رایج عبارت‌اند از: ab-، an-، auf-، aus-، bei-، ein-، fest-، fort-، her-، hin-، los-، mit-، nach-، vor-، weg-، weiter-، wieder-، zu-، zurück-، zusammen-.

فعلمعنازمان حال (er)پرفکتPartizip II
aufstehenبلند شدنer steht ... aufist aufgestandenaufgestanden
ankommenرسیدنer kommt ... anist angekommenangekommen
anrufenزنگ‌زدنer ruft ... anhat angerufenangerufen
aufmachenبازکردنer macht ... aufhat aufgemachtaufgemacht
zumachenبستنer macht ... zuhat zugemachtzugemacht
einkaufenخریدکردنer kauft ... einhat eingekaufteingekauft
mitkommenهمراه‌آمدنer kommt ... mitist mitgekommenmitgekommen
ausgehenبیرون‌رفتنer geht ... ausist ausgegangenausgegangen
abfahrenحرکت‌کردن (عزیمت)er fährt ... abist abgefahrenabgefahren
zurückgebenپس‌دادنer gibt ... zurückhat zurückgegebenzurückgegeben

پیشوند کجا قرار می‌گیرد؟ - جملهٔ اصلی، زمان ساده: پیشوند در انتهای جمله. «Ich stehe um sieben auf.» - پس از یک فعل وجهی: فعل به‌صورت یک کلمهٔ واحد (مصدر) در انتها می‌ماند. «Ich muss um sieben aufstehen.» - پرفکت: -ge- میان پیشوند و ستاک جای می‌گیرد. «Ich bin um sieben aufgestanden.» - جملهٔ پیرو (weil، dass، wenn): کل کلمه به‌هم‌پیوسته، در انتهای جمله می‌ماند. «Er sagt, dass er um sieben aufsteht.» - امری (du): پیشوند به انتها پرتاب می‌شود. «Steh auf!» = بلند شو!

افعال با پیشوندهای جداشدنیِ مرتبط با حرکت (aufstehen، ankommen، abfahren، ausgehen) در پرفکت sein می‌گیرند؛ افعال فعالیتی (anrufen، aufmachen، einkaufen) haben می‌گیرند. این انتخاب از قواعد معمولِ فعل کمکی پیروی می‌کند (بخش haben/sein را ببینید).

  • Ich stehe jeden Morgen um halb sieben auf. — من برمی‌خیزم هر صبح ساعت شش‌ونیم بالا.
    هر روز صبح ساعت شش‌ونیم بیدار می‌شوم.
  • Wann kommt der Zug aus Berlin an? — چه‌وقت می‌آید قطارِ برلین در؟
    قطار برلین کی می‌رسد؟
  • Mach bitte das Fenster zu, es ist kalt! — کن لطفاً پنجره را بسته، سرد است!
    لطفاً پنجره را ببند، سرد است!
  • Wir sind gestern Abend mit Freunden ausgegangen. — ما هستیم دیشب با دوستان بیرون‌رفته.
    دیشب با دوستان بیرون رفتیم.
  • Sie hat mich gestern dreimal angerufen. — او دارد من‌را دیروز سه‌بار زنگ-زده.
    او دیروز سه بار به من زنگ زد.
  • Ich muss jetzt einkaufen gehen. — من باید الان خریدکردن-INF رفتن-INF.
    الان باید بروم خرید کنم.

افعال وجهی

شش فعل وجهی عبارت‌اند از können (توانستن/قادربودن)، müssen (باید/مجبوربودن)، sollen (قرار بودن)، wollen (خواستن)، dürfen (اجازه‌داشتن) و mögen (دوست‌داشتن) / صورت التزامیِ آن möchte (مایل‌بودن). این افعال در زمان حال بی‌قاعده‌اند: بیشترشان در مفرد تغییر واکه نشان می‌دهند (ich kann، du kannst، er kann؛ ich muss، du musst، er muss). فعل وجهی در جایگاه دوم صرف می‌شود و فعل اصلی به‌صورت مصدر ساده در انتهای جمله می‌ماند و «قاب فعلی» را می‌سازد. در جمله‌های پیرو، فعل وجهی به انتهای جمله، پس از مصدر، منتقل می‌شود.

  • Ich kann gut Deutsch sprechen. — من می‌توانم خوب آلمانی صحبت‌کردن.
    می‌توانم آلمانی را خوب صحبت کنم.
  • Du musst jetzt nach Hause gehen. — تو باید الان به‌خانه رفتن.
    الان باید به خانه بروی.
  • Er sagt, dass er nicht kommen kann. — او می‌گوید که او نه آمدن می‌تواند.
    او می‌گوید که نمی‌تواند بیاید.

افعال با پیشوند جداشدنی

بسیاری از افعال آلمانی با یک پیشوندِ تکیه‌دار ساخته می‌شوند (auf-، an-، ab-، aus-، ein-، mit-، vor-، zu-، weg-، zurück-...) که در جمله‌های اصلی از فعل جدا می‌شود. ستاکِ صرف‌شده در جایگاه دوم می‌ماند و پیشوند به انتهای جمله پرتاب می‌شود. در مصدر، در جمله‌های پیرو، و پس از یک فعل وجهی، فعل به‌صورت یک کلمهٔ واحد نوشته می‌شود. Partizip II با قراردادنِ -ge- میان پیشوند و ستاک ساخته می‌شود: aufstehen → aufgestanden، anrufen → angerufen. پیشوندهای بی‌تکیه (be-، ent-، er-، ge-، ver-، zer-) جداناشدنی‌اند و هرگز از فعل جدا نمی‌شوند.

  • Ich stehe jeden Morgen um sieben auf. — من برمی‌خیزم هر صبح ساعت هفت بالا.
    هر روز صبح ساعت هفت بیدار می‌شوم.
  • Ruf mich bitte heute Abend an! — بزن به‌من لطفاً امروز-عصر زنگ!
    لطفاً امشب به من زنگ بزن!
  • Ich habe ihn gestern angerufen. — من دارم او‌را دیروز زنگ-زده.
    دیروز به او زنگ زدم.

نفی: nicht و kein

آلمانی دو نافی دارد. «kein» اسمی را نفی می‌کند که در غیر این صورت حرف تعریف نامعین می‌گرفت یا اصلاً حرف تعریف نمی‌گرفت؛ «kein» دقیقاً مانند «ein» صرف می‌شود (kein، keine، keinen، keinem...). «nicht» همه‌چیز دیگر را نفی می‌کند: فعل‌ها، صفت‌ها، قیدها، عبارت‌های حرف‌اضافه‌ای، یا کل جمله را. قواعد جایگاهِ «nicht»: پیش از عنصری می‌آید که نفی می‌کند (صفت‌ها، مکان‌ها، قیدهای شیوه) و در انتهای جمله می‌آید وقتی کل فعل یا کل جمله را نفی کند. در ساختار قابی، درست پیش از جزء فعلیِ دوم در انتهای جمله می‌نشیند.

  • Ich habe kein Auto. — من دارم هیچ ماشین.
    ماشین ندارم.
  • Ich gehe heute nicht ins Büro. — من می‌روم امروز نه به‌اداره.
    امروز به اداره نمی‌روم.
  • Sie ist nicht müde. — او هست نه خسته.
    او خسته نیست.

پرسش‌ها

پرسش‌های بله/خیر از نوع V1 هستند: فعل صرف‌شده به جایگاه نخست منتقل می‌شود و بلافاصله فاعل می‌آید. پرسش‌های پرسشی با یک کلمهٔ پرسشی آغاز می‌شوند (wer «چه‌کسی»، was «چه»، wo «کجا»، wohin «به‌کجا»، woher «از‌کجا»، wann «کِی»، warum «چرا»، wie «چگونه»، welcher «کدام»، wie viel(e) «چه‌قدر/چندتا») و سپس الگوی V2 را حفظ می‌کنند، پس فعل در جایگاه دوم می‌ماند. «wer» برای حالت دستوری صرف می‌شود: wer (فاعلی)، wen (مفعولی‌مستقیم)، wem (مفعولی‌غیرمستقیم)، wessen (اضافی). برای پرسیدن مؤدبانهٔ چیزی، معمولاً «bitte» اضافه می‌شود.

  • Kommst du heute Abend? — می‌آیی تو امروز-عصر؟
    امشب می‌آیی؟
  • Wo wohnst du? — کجا زندگی‌می‌کنی تو؟
    کجا زندگی می‌کنی؟
  • Wem gehört dieses Buch? — به‌چه‌کسی-DAT تعلق‌دارد این کتاب؟
    این کتاب مال کیست؟

ساخت جمع

آلمانی هیچ صورتِ جمعِ پیش‌فرضِ واحدی ندارد. رایج‌ترین الگوها عبارت‌اند از: -e (اغلب با اُمالاوت در مذکرها: der Tisch → die Tische، der Stuhl → die Stühle)؛ -er (با اُمالاوت در جای ممکن، بیشتر در خنثی‌ها: das Kind → die Kinder، das Buch → die Bücher)؛ -(e)n (بیشتر مؤنث‌ها: die Frau → die Frauen، die Blume → die Blumen)؛ -s (وام‌واژه‌ها و کلمات کوتاه: das Auto → die Autos، das Hotel → die Hotels)؛ بدون پایانه اما با اُمالاوت (برخی مذکرها/خنثی‌های به -er، -el، -en: der Bruder → die Brüder، der Apfel → die Äpfel). همهٔ جمع‌ها در حالت فاعلی حرف تعریف «die» می‌گیرند.

  • der Tisch → die Tische — میز ← میزها (-e + اُمالاوت در جای ممکن)
    میز ← میزها
  • das Kind → die Kinder — کودک ← کودکان (-er)
    کودک ← کودکان
  • die Frau → die Frauen; das Auto → die Autos — زن ← زنان (-en)؛ خودرو ← خودروها (-s)
    دو الگوی رایج دیگر.

مطابقت صفت

صفتی که پیش از اسم می‌آید باید پایانه‌ای بگیرد که جنسیت، شمار و حالت دستوری را نشان دهد؛ فقط صفت‌های مسندی (پس از sein، werden، bleiben) بدون تصریف باقی می‌مانند: «Das Haus ist alt». دو الگوی اصلی وجود دارد. صرفِ ضعیف پس از یک حرف تعریف معین می‌آید (der، die، das، dieser...) که خودش اطلاعات حالت دستوری را حمل می‌کند، پس صفت فقط -e یا -en می‌گیرد. صرفِ قوی زمانی به کار می‌رود که هیچ حرف تعریفی نباشد و خودِ صفت باید حالت دستوری را نشان دهد؛ در این حالت پایانه‌ها شبیه حرف تعریف معین می‌شوند (kalter Kaffee، gutes Bier، frische Milch). پس از حرف تعریف نامعین (صرفِ مختلط)، الگو ترکیبی از این دو است.

  • der gute Wein, den guten Wein, dem guten Wein — شراب خوب (فاعلی، مفعولی‌مستقیم، مفعولی‌غیرمستقیم) — صرفِ ضعیف
    پس از حرف تعریف معین: -e / -en.
  • guter Wein, guten Wein, gutem Wein — شراب خوب (فاعلی، مفعولی‌مستقیم، مفعولی‌غیرمستقیم) — صرفِ قوی
    بدون حرف تعریف: صفت نشانهٔ حالت دستوری را حمل می‌کند.
  • ein guter Wein, einen guten Wein, einem guten Wein — یک شراب خوب (فاعلی، مفعولی‌مستقیم، مفعولی‌غیرمستقیم) — صرفِ مختلط
    پس از ein/kein/mein: ترکیبی از صرفِ ضعیف و قوی.