هندی Essential grammar

اختصارات استفاده‌شده در این راهنما

هر مثال زیر از سه بخش تشکیل شده است: متن اصلی، یک گلاس (gloss) تحت‌اللفظی که نشان می‌دهد هر واژه چگونه عمل می‌کند، و یک ترجمه‌ی طبیعی. گلاس‌ها از چند برچسبِ کوتاه‌شده استفاده می‌کنند تا مختصر بمانند. نیازی نیست آن‌ها را از حفظ کنید — این یک مرجع است که می‌توانید هر وقت لازم شد به آن بازگردید.

شخص و شمار · 1sg / 2sg / 3sg — اول/دوم/سوم شخص مفرد (من، تو، او) · 1pl / 2pl / 3pl — اول/دوم/سوم شخص جمع (ما، شما، آن‌ها)

جنس دستوری · M / F — مذکر / مؤنث · sg / pl — مفرد / جمع · M.sg — ترکیبی: مذکر مفرد (و به همین ترتیب F.pl و غیره)

حالت اسمی و پس‌اضافه‌ها · DIR — حالت مستقیم (فاعل فعل ناگذر/عادتی، شکل پایه‌ی پیش‌فرض) · OBL — حالت مایل (شکلی از اسم که پیش از هر پس‌اضافه به کار می‌رود) · ERG — نشانه‌ی ارگاتیو ne (کنش‌گر فعل گذرای کامل را نشان می‌دهد) · DAT/ACC — پس‌اضافه‌ی برایی/مفعولی ko (گیرنده‌ها و برخی مفعول‌های معین را نشان می‌دهد) · GEN — پس‌اضافه‌ی ملکی kā/ke/kī (مالکیت، «مالِ») · INS/ABL — پس‌اضافه‌ی ابزاری/مبدأیی se («از»، «به‌وسیله‌ی»، «با») · LOC — پس‌اضافه‌های مکانی meṁ («در») و par («روی»/«نزد»)

زمان و نمود · HAB — عادتی (حال یا گذشته: «هر روز می‌خواند»، «قبلاً می‌خواند») · PROG — استمراری (کنش در حال انجام: «در حال خواندن است») · PERF — کامل (کنش پایان‌یافته) · FUT — آینده · INF — مصدر / اسم مصدر (شکل -nā: paṛhnā «خواندن»)

سطوح ادب و تعارف · INT — خطاب صمیمی (بسیار غیررسمی، خانواده‌ی نزدیک یا حیوانات) · FAM — خطاب دوستانه tum (دوستان، افراد کم‌سن‌تر) · HON — خطاب محترمانه āp (غریبه‌ها، بزرگ‌ترها، موقعیت‌های رسمی)

سایر · NEG — نفی · SOV — ترتیب واژگان فاعل–مفعول–فعل · AUX — فعل کمکی · AGR — مطابقه (فعل با فاعل یا مفعول در جنس/شمار مطابقت می‌کند) · M.F. — برچسبی که نشان می‌دهد کدام شکل جنسیتی در یک مثال به کار رفته است

خط دواناگری

هندی با خط دواناگری نوشته می‌شود که یک ابوگیدا (abugida) است — نظامی که در آن هر نمادِ پایه یک همخوان را همراه با یک واکه‌ی کوتاهِ ذاتی به نام a (که شوا (schwa) نامیده می‌شود) نشان می‌دهد. برای نوشتنِ واکه‌ای متفاوت پس از همخوان، علامتی نگاره‌ای به نام ماترا (matra) به آن افزوده می‌شود؛ برای نشان‌دادنِ نبودِ کاملِ واکه (همخوانِ خالص)، علامتِ کوچکی به نام هلانت (halant) (्) افزوده می‌شود. هر هجا از یک خطِ افقی به نام mātrā-shar آویزان است که در بالای واژه کشیده می‌شود.

واکه‌ی ذاتی. نمادِ همخوانیِ क به‌تنهایی ka خوانده می‌شود (نه فقط k). وقتی یک ماترای واکه‌ای افزوده شود — برای مثال ि (i) — به ki تبدیل می‌شود. وقتی هلانتِ ् افزوده شود، به همخوانِ خالصِ k تبدیل می‌شود.

حروفِ واکه‌ای در برابرِ ماتراها. واکه‌ها دو شکل دارند: حرفی مستقل که در آغازِ هجا به کار می‌رود (अ، आ، इ …) و شکلِ ماترایی که به همخوانِ پیش از خود می‌چسبد (ा، ि، ी …). واکه‌ی مستقلِ अ (a) هیچ ماترایی ندارد — نبودِ هر ماترایی نشانه‌ی حضورِ همان a ذاتی است.

همخوان‌های مرکب. وقتی دو همخوان بدون هیچ واکه‌ای میانشان قرار گیرند، به یک همخوانِ مرکب (संयुक्त अक्षर) می‌پیوندند. نمونه‌های رایج عبارت‌اند از क्त (kta)، स्त (sta)، ट्ट (ṭṭa). زبان‌آموزان باید شکلِ رایج‌ترینِ آن‌ها را بشناسند.

نقطه‌ی نقطا (nuqta). هندی صداهایی را از فارسی و انگلیسی وام گرفته که در گنجینه‌ی اصلیِ سنسکریت وجود ندارند. یک نقطه‌ی کوچک زیرِ یک همخوان به نام نقطا (nuqta) (़) این صداهای وام‌گرفته‌شده را نشان می‌دهد: क़ (q)، ख़ (x/kh)، ग़ (ġ)، ज़ (z)، फ़ (f). در نوشتارِ غیررسمی نقطا اغلب حذف می‌شود، اما در متن‌های رسمی و ادبی، برای نمونه، बाज़ार (bāzār، بازار) را از حرفِ بدون‌تغییر متمایز می‌کند.

  • क → का, कि, की, कु, कू, के, कै, को, कौ — ka + matras: kā, ki, kī, ku, kū, ke, kai, ko, kau
    همخوان ka به همراه نه ماترای واکه‌ای متفاوت
  • क् (halant) = bare k, no vowel — k (فقط همخوان)
    هلانت واکه‌ی ذاتیِ «a» را حذف می‌کند
  • ज़ vs ज — z (با نقطا) در برابرِ j (بدونِ نقطا)
    نقطه‌ی نقطا، j را به z تبدیل می‌کند، مانندِ واژه‌های وام‌گرفته‌ای چون ज़रूरी (zarūrī، ضروری)

جدول مرجع دواناگری

جدول‌های زیر واکه‌ها و همخوان‌های دواناگری را همراه با آوانویسیِ IAST (استانداردِ آکادمیکی که در سراسر این راهنما استفاده می‌شود)، تلفظِ تقریبی، و یک واژه‌ی نمونه فهرست می‌کنند. IAST از نشانه‌های فراخط استفاده می‌کند: خطِ افقیِ روی حرف (ماکرون) برای واکه‌های بلند (ā = a بلند)، نقطه‌ی زیرین برای صداهای برگشته/رتروفلکس (ṭ, ḍ, ṇ, ṣ)، و ṁ/ṃ برای نازل‌شدگی.

واکه‌ها (حرف مستقل | IAST | صدای تقریبی)

حرفIASTصدامثال
a«اَ» کوتاه، شبیه به صدای موجودِ در «دَر»अब (ab، اکنون)
ā«آ» بلند، مانندِ «آب»आम (ām، انبه)
i«ای» کوتاه، شبیه به صدای موجودِ در «دِل»इधर (idhar، اینجا)
ī«ای» بلند، مانندِ «دیر»ईमान (īmān، درستکاری)
u«او» کوتاه، شبیه به صدای موجودِ در «قُل»उम्र (umr، سن)
ū«او» بلند، مانندِ «دور»ऊपर (ūpar، بالا)
e«ای» بسته و کشیده، مانندِ «کِی»एक (ek، یک)
aiدوصداییِ «آی»، مانندِ «رأی»ऐसा (aisā، این‌گونه)
o«او» بسته، مانندِ «تو»ओर (or، سمت)
auدوصداییِ «اَئو»، نزدیک به «او» در «قول»औरत (aurat، زن)
अंaṁواکه‌ی نازل‌شدهअंदर (andar، داخل)
अःaḥدَمِشِ سبک (در هندیِ معیار کمیاب)

همخوان‌ها (حرف | IAST | راهنمای صدا)

حرفIASTراهنمای صدا
k«ک» مانندِ «کتاب» (بدونِ دَمِش)
kh«ک» همراه با دَمِش (فوتِ هوا)
g«گ» مانندِ «گل»
gh«گ» همراه با دَمِش
نازلِ «نگ»، به‌تنهایی کمیاب
c«چ» مانندِ «چای» (بدونِ دَمِش)
ch«چ» همراه با دَمِش
j«ج» مانندِ «جان»
jh«ج» همراه با دَمِش
ñنازلِ کامی، به‌تنهایی کمیاب
«ت» برگشته (رتروفلکس، نوکِ زبان به عقب خمیده)
ṭh«ت» برگشته همراه با دَمِش
«د» برگشته
ḍh«د» برگشته همراه با دَمِش
«ن» برگشته
t«ت» دندانی (نرم‌تر از ت فارسی)
th«ت» دندانی همراه با دَمِش
d«د» دندانی
dh«د» دندانی همراه با دَمِش
n«ن» مانندِ «نان»
p«پ» مانندِ «اسپند» (بدونِ دَمِش)
ph«پ» همراه با دَمِش
b«ب» مانندِ «باد»
bh«ب» همراه با دَمِش
m«م» مانندِ «مادر»
y«ی» مانندِ «یار»
r«ر» ضربه‌ای و سبک
l«ل» مانندِ «لب»
vمیانِ «و» و «ی» نیم‌واکه، نزدیک به «و» انگلیسی
ś«ش» مانندِ «شیر»
«ش» برگشته
s«س» مانندِ «سیب»
h«ه» مانندِ «های»

همخوان‌های وام‌گرفته (با نقطا)

حرفIASTصدا
क़q«ق» تهِ‌گلویی (عربی/اردو)
ख़xمانندِ «خ» فارسی
ग़ġنسخه‌ی واک‌دارِ ख़ ، مانندِ «غ» فارسی
ज़z«ز» مانندِ «زبان»
फ़f«ف» مانندِ «فیل»
  • नमस्ते — na-ma-ste [nəməste]
    سلام / درود (به معنایِ تحت‌اللفظیِ «به تو تعظیم می‌کنم»)
  • किताब — ki-tā-b [kitāb]
    کتاب (ماترای ि روی क باعث ki می‌شود؛ ماترای ा روی त باعث tā می‌شود)
  • ज़रूरी — za-rū-rī [zarūrī]
    ضروری (نقطا روی ज باعث z می‌شود؛ وام‌گرفته از عربی/اردو)

ترتیب واژگان (SOV)

هندی زبانی با ترتیبِ فاعل–مفعول–فعل (SOV) است: فعل در انتهای جمله می‌آید. این مهم‌ترین تفاوتِ ساختاری با انگلیسی است. قیدها و عبارت‌های قیدی هم معمولاً پیش از فعل می‌آیند، بنابراین یک جمله‌ی معمولیِ هندی این‌گونه است: زمان + فاعل + مفعول + فعل. از آنجا که ترتیبِ واژگان در هندی نسبت به روسی یا لاتین انعطافِ کمتری دارد (هرچند همچنان اطلاعاتی درباره‌ی کانونِ توجهِ جمله منتقل می‌کند)، در سطحِ A0–B1 بهتر است عموماً به همان ترتیبِ SOV پایبند بمانید.

قواعدِ کلیدی: · فعلِ اصلی همیشه در انتها (یا نزدیک به انتها، فقط پیش از فعلِ کمکی) قرار می‌گیرد. · پس‌اضافه‌ها پس از اسمِ خود می‌آیند (آن‌ها پس-اضافه‌اند، نه پیش‌اضافه). · صفت‌ها پیش از اسم می‌آیند، درست مانندِ انگلیسی. · جمله‌واره‌های موصولی پیش از اسمی که توصیف می‌کنند می‌آیند. · واژه‌های پرسشی در همان جایگاهِ واژه‌ای قرار می‌گیرند که جایگزینِ آن شده‌اند (بدون وارونگی).

بدونِ حرفِ تعریفِ نکره یا معرفه. هندی هیچ معادلی برای «a»، «an»، یا «the» ندارد. اسمی مانندِ किताब (kitāb) بسته به بافت می‌تواند به معنای «یک کتاب»، «آن کتاب»، یا «کتاب‌ها» باشد. معرفه‌بودن با اشاره‌های यह (yah، «این/همین نزدیک») و वह (vah، «آن/همان دور») یا صرفاً با بافتِ جمله بیان می‌شود.

  • मैं किताब पढ़ता हूँ। — من(1sg) کتاب(DIR) خواندن(HAB.M.sg) AUX(1sg)
    کتاب می‌خوانم. / یک کتاب می‌خوانم.
  • वह बाज़ार जाती है। — او(3sg) بازار(DIR) رفتن(HAB.F.sg) AUX(3sg)
    او به بازار می‌رود.
  • कल हम दिल्ली जाएँगे। — فردا ما(1pl) دهلی(DIR) رفتن(FUT.1pl)
    فردا به دهلی خواهیم رفت.

جنس دستوری

هر اسم در زبانِ هندی یا مذکر است یا مؤنث. جنسِ خنثی وجود ندارد. جنسِ دستوری بر پایان‌بندیِ صفت‌ها، مطابقه‌ی فعل در زمانِ کامل و برخی دیگر از ساخت‌ها، و شکلِ پس‌اضافه‌ی ملکی تأثیر می‌گذارد.

تشخیصِ جنس از رویِ پایانه. قابل‌اعتمادترین قاعده برای اسم‌های جاندار و بسیاری از اسم‌های غیرجاندار به‌کار می‌رود: · بیشترِ اسم‌هایی که در حالتِ مستقیمِ مفرد به (ा) ختم می‌شوند مذکراند: लड़का (laṛkā، پسر)، कमरा (kamrā، اتاق)، घोड़ा (ghoṛā، اسب). · بیشترِ اسم‌هایی که به (ी) یا -i (ि) ختم می‌شوند مؤنثاند: लड़की (laṛkī، دختر)، नदी (nadī، رودخانه)، रोटी (roṭī، نان). · اسم‌هایی که به یک همخوان ختم می‌شوند می‌توانند هر یک از دو جنس را داشته باشند: काम (kām، کار) مذکر است؛ रात (rāt، شب) مؤنث است. این‌ها باید یک‌به‌یک حفظ شوند.

شکل‌های جمع. اسم‌های مذکر با پایانه‌ی -ā در حالتِ مستقیمِ جمع به -e تبدیل می‌شوند (و نیز در حالتِ مایلِ مفرد/جمع): लड़का → लड़के (laṛke، پسرها). اسم‌های مؤنث با پایانه‌ی -ī در حالتِ مستقیمِ جمع -yāṁ می‌گیرند: लड़की → लड़कियाँ (laṛkiyāṁ، دخترها). اسم‌های مؤنث با پایانه‌ی همخوانی -eṁ می‌گیرند: रात → रातें (rāteṁ، شب‌ها).

مطابقه‌ی صفت. صفت‌هایی که به ختم می‌شوند با اسمِ خود مطابقه می‌کنند: अच्छा लड़का (acchā laṛkā، پسرِ خوب، M.sg)، अच्छी लड़की (acchī laṛkī، دخترِ خوب، F.sg)، अच्छे लड़के (acche laṛke، پسرهای خوب، M.pl). صفت‌هایی که به یک همخوان ختم می‌شوند (مانندِ सुंदर، sundar، زیبا) تغییر نمی‌کنند.

  • बड़ा कमरा / बड़ी रसोई — بزرگ(M.sg) اتاق(M) / بزرگ(F.sg) آشپزخانه(F)
    یک اتاقِ بزرگ / یک آشپزخانه‌ی بزرگ
  • लड़का → लड़के (pl), लड़की → लड़कियाँ (pl) — پسر → پسرها (M)، دختر → دخترها (F)
    مذکر: -ā → -e در جمع؛ مؤنث: -ī → -iyāṁ در جمع
  • अच्छा खाना / अच्छी चाय — خوب(M.sg) غذا(M) / خوب(F.sg) چای(F)
    غذای خوب / چایِ خوب

پس‌اضافه‌ها

جایی که انگلیسی از حرفِ‌اضافه پیش از اسم استفاده می‌کند (in، on، to، from)، هندی از پس‌اضافه‌ها استفاده می‌کند که پس از اسم می‌آیند. پیش از هر پس‌اضافه، اسم باید شکلِ مایل (oblique) خود را بگیرد (به بخشِ «حالتِ مایل» نگاه کنید). ضروری‌ترین پس‌اضافه‌ها عبارت‌اند از:

پس‌اضافهIASTمعنا / کاربرد
का / के / कीkā / ke / kīمالکیت («مالِ»، «ـِ»)؛ با اسمِ مملوک در جنس/شمار مطابقه می‌کند
कोkoبرایی/مفعولی («به»، «برای»)؛ همچنین مفعول‌های معین/جاندار را نشان می‌دهد
सेseمبدأیی/ابزاری («از»، «به‌وسیله‌ی»، «با» برای ابزار)
मेंmeṁمکانیِ «در» (فضای محصور یا ظرفِ انتزاعی)
परparمکانیِ «روی»، «نزد» (سطح یا نقطه)
के लिएke lie«برای»، «به‌منظورِ»
तकtak«تا»، «تا حدِ»
के साथke sāth«با»، «همراه با» (همراهی)

مطابقه‌ی ملکی. پس‌اضافه‌ی ملکیِ का/के/की غیرعادی است: با اسمی که مملوک است مطابقه می‌کند (نه با مالک). برای اسمِ مملوکِ مذکرِ مفرد از ، برای مذکرِ جمع یا مایل از ke، و برای مؤنث از استفاده می‌شود.

ko به‌عنوانِ نشانه‌ی مفعولی. وقتی مفعولِ مستقیم معین یا جاندار باشد، ko می‌گیرد. مفعول‌های نامعین و غیرجاندار معمولاً بدونِ هیچ پس‌اضافه‌ای می‌آیند.

  • राम का घर / राम की बहन — رام GEN(M.sg) خانه(M) / رام GEN(F.sg) خواهر(F)
    خانه‌ی رام / خواهرِ رام
  • मैं दिल्ली से आया हूँ। — من(1sg) دهلی INS/ABL آمدن(PERF.M.sg) AUX(1sg)
    من از دهلی آمده‌ام.
  • मेज़ पर किताब है। — میز(OBL) LOC(par) کتاب(DIR) بودن(3sg.PRES)
    کتاب رویِ میز است.
  • मुझे पानी चाहिए। — من(DAT/شکل-ko) آب(DIR) نیاز‌داشتن/خواستن
    آب می‌خواهم/به آب نیاز دارم.

حالت مایل

اسم‌های هندی دو شکلِ حالتیِ اصلی دارند: مستقیم (direct) (برای فاعل‌ها و مفعول‌های خالص) و مایل (oblique) (پیش از هر پس‌اضافه). پیش از یک پس‌اضافه، اسم همیشه در شکلِ مایلِ خود قرار می‌گیرد — پس‌اضافه نمی‌تواند به شکلِ مستقیم بچسبد.

شکل‌های مایل: · اسم‌های مذکرِ مفرد با پایانه‌ی : مستقیم लड़का (laṛkā) → مایل लड़के (laṛke). توجه کنید این شکل دقیقاً مانندِ حالتِ مستقیمِ جمع است، اما بافتِ جمله آن‌ها را از هم متمایز می‌کند. · مذکرِ جمع: مستقیم लड़के (laṛke) → مایل लड़कों (laṛkoṁ) با پایانه‌ی نازل. · اسم‌های مؤنثِ مفرد با پایانه‌ی : حالتِ مستقیم و مایل یکسان‌اند: लड़की (laṛkī). · مؤنثِ جمع: مستقیم लड़कियाँ (laṛkiyāṁ) → مایل लड़कियों (laṛkiyoṁ). · اسم‌هایی که به همخوان ختم می‌شوند معمولاً در حالتِ مایلِ مفرد تغییر نمی‌کنند، اما در حالتِ مایلِ جمع -oṁ می‌گیرند.

شکل‌های مایلِ ضمیر. ضمیرهای شخصی نیز شکلِ مایل دارند: मैं (من) → मुझ (پیش از ko → मुझे)، हम (ما) → हम، तुम (تو، FAM) → तुम، आप (شما، HON) → आप، वह (او) → उस، यह (این) → इस، वे (آن‌ها) → उन، ये (این‌ها) → इन.

  • लड़के को किताब दो। — پسر(OBL.M.sg) DAT کتاب(DIR) دادن(IMP)
    کتاب را به پسر بده.
  • घर में कोई नहीं है। — خانه(OBL) LOC(meṁ) کسی NEG بودن(3sg)
    کسی در خانه نیست.
  • उस लड़की की किताब — آن(OBL.F.sg) دختر(OBL.F.sg) GEN(F) کتاب(DIR.F)
    کتابِ آن دختر

ساخت ارگاتیو (ne)

این ویژگی برای زبان‌آموزانی که زبانِ مادری‌شان اروپایی است، متمایزترین — و اغلب دشوارترین — ویژگیِ هندی است. در جمله‌های گذرایِ کامل (کنش‌های پایان‌یافته با یک مفعول)، کنش‌گر (انجام‌دهنده‌ی کار) پس‌اضافه‌ی ne (ने) می‌گیرد و فعل در جنس و شمار با مفعول مطابقه می‌کند، نه با فاعل.

چه زمانی از ne استفاده کنیم: · فعل کامل باشد (کنشِ پایان‌یافته). · فعل گذرا باشد (مفعولِ مستقیم دارد یا در بر دارد). · در این صورت کنش‌گرِ فاعل‌گونه با ne نشانه‌گذاری می‌شود و از نظرِ دستوری در حالتِ مایل قرار می‌گیرد.

مطابقه‌ی فعل در ساخت‌های ne. اگر مفعولِ مستقیم هیچ پس‌اضافه‌ای نداشته باشد (مفعولِ مستقیمِ خالص)، فعل با آن مطابقه می‌کند. اگر مفعول ko یا هر پس‌اضافه‌ی دیگری داشته باشد، فعل به‌طورِ پیش‌فرض به شکلِ مذکرِ مفرد درمی‌آید (نوعی مطابقه‌ی پیش‌فرض وقتی هدفی برای مطابقه در دسترس نیست).

خودِ نشانه‌ی ne صرف‌ناپذیر است — هرگز شکلش تغییر نمی‌کند. اسمِ کنش‌گر پیش از آن حالتِ مایل می‌گیرد.

  • राम ने किताब पढ़ी। — رام ERG کتاب(DIR.F.sg) خواندن(PERF.F.sg)
    رام کتاب را خواند. (فعل با किताब مطابقه می‌کند، F.sg)
  • मैंने खाना खाया। — من(ERG) غذا(DIR.M.sg) خوردن(PERF.M.sg)
    من غذا را خوردم. (فعل با खाना مطابقه می‌کند، M.sg)
  • उसने मुझे देखा। — او(OBL+ERG) من(DAT/ko) دیدن(PERF.M.sg-پیش‌فرض)
    او من را دید. (مفعول ko دارد، پس فعل به‌طورِ پیش‌فرض M.sg می‌شود)
  • बच्चों ने गाने गाए। — بچه‌ها(OBL.pl+ERG) آهنگ‌ها(DIR.M.pl) خواندن(PERF.M.pl)
    بچه‌ها آهنگ‌ها را خواندند. (فعل با गाने مطابقه می‌کند، M.pl)

ضمیرهای شخصی و نظام تو–شما (T–V)

هندی نظامِ غنی‌ای از خطاب‌های شخصی دارد که فاصله‌ی اجتماعی را در خود رمزگذاری می‌کند. سه شکل برای «تو/شما» وجود دارد که سه سطح از صمیمیت و رسمیت را نشان می‌دهند:

· तू (tū) — صمیمی / INT: با اعضای بسیار نزدیکِ خانواده، کودکانِ خردسال، یا حیوانات به کار می‌رود. در گفت‌وگویِ میانِ بزرگسالان می‌تواند بی‌ادبانه یا بیش‌ازحد صمیمی به نظر برسد، مگر آنکه رابطه بسیار نزدیک باشد. در شعر و سخنانِ مذهبی خطاب به خدا رایج است. · तुम (tum) — دوستانه / FAM: با دوستان، بستگانِ کوچک‌تر، و افرادی با جایگاهِ اجتماعیِ برابر یا پایین‌تر به کار می‌رود. این رایج‌ترین شکلِ «تو» در گفت‌وگویِ روزمره است. · आप (āp) — محترمانه / HON: از نظرِ صرفی جمع است اما برای هر فردِ شایسته‌ی احترام به کار می‌رود — غریبه‌ها، بزرگ‌ترها، رؤسا، معلمان. همچنین وقتی کسی را خوب نمی‌شناسید، شکلِ «ایمن» پیش‌فرض است. همیشه با فعل در شکلِ جمع می‌آید.

ضمیرهای فاعلی (حالتِ مستقیم):

شخصضمیرIASTمایل
1sgमैंmaiṁमुझ (mujh)
2sg INTतूतुझ (tujh)
2sg FAMतुमtumतुम (tum)
2/3 HONआपāpआप (āp)
3sg نزدیکयहyahइस (is)
3sg دورवहvahउस (us)
1plहमhamहम (ham)
3pl نزدیکयेyeइन (in)
3pl دورवेveउन (un)

نکته. هندی ضمیرهای جداگانه‌ای برای «او (مذکر)» و «او (مؤنث)» ندارد: यह و वह هر دو را پوشش می‌دهند و جنس فقط در مطابقه‌ی فعل نمایان می‌شود. معمولاً بافتِ جمله مرجع را روشن می‌کند.

  • तुम कहाँ जा रहे हो? — تو(FAM.2sg) کجا رفتن(PROG.M.pl) AUX(FAM.2sg)
    کجا می‌روی؟ (خطاب به یک دوست)
  • आप क्या काम करते हैं? — شما(HON) چه‌کاری(DIR) انجام‌دادن(HAB.M.pl) AUX(HON.pl)
    شما چه‌کاری انجام می‌دهید؟ (مؤدبانه، خطاب به غریبه یا فردِ بزرگ‌تر)
  • वह मेरी दोस्त है। — او(3sg.دور) من(F.sg) دوست(F) بودن(3sg.PRES)
    او دوستِ من است.

نمای کلی فعل

فعل‌های هندی از یک بن (ستاک) به‌علاوه‌ی پایانه‌های زمان/نمود ساخته می‌شوند. شکلِ فرهنگ‌لغتی — مصدر — به -nā ختم می‌شود: जाना (jānā، رفتن)، खाना (khānā، خوردن)، पढ़ना (paṛhnā، خواندن). با حذفِ -nā به بن می‌رسیم: जा-، खा-، पढ़-.

ترکیب‌های اصلیِ زمان-نمود:

ساختنشانهمثال
عادتیِ حالبن + -tā/-tī/-te + होनापढ़ता है «می‌خواند»
استمراریِ حالبن + rahā/rahī/rahe + होनापढ़ रहा है «در حال خواندن است»
کامل (گذشته)بن + -ā/-ī/-e (+ ne برای گذراها)पढ़ा «خواند (پایان‌یافته)»
آیندهبن + -gā/-gī/-ge (با پایانه‌های شخصی)पढ़ेगा «خواهد خواند»
عادتیِ گذشتهبن + -tā/-tī/-te + था/थी/थेपढ़ता था «قبلاً می‌خواند»

مطابقه‌ی فعل. فعل‌های هندی در جنس و شمار با فاعل مطابقه می‌کنند — به‌جز در ساخت‌های ne (به بخشِ «ساخت ارگاتیو» نگاه کنید)، که در آن‌ها فعل با مفعول مطابقه می‌کند.

فعلِ کمکیِ होना (بودن) صرف می‌شود و به بیشترِ زمان‌ها افزوده می‌شود. شکل‌های حالِ آن عبارت‌اند از: हूँ (1sg)، है (3sg)، हो (2FAM)، हैं (HON/pl).

  • वह रोज़ पढ़ता है। — او(3sg) هرروز خواندن(HAB.M.sg) AUX(3sg.PRES)
    او هر روز می‌خواند.
  • वह पढ़ रही है। — او(3sg) خواندن(PROG.F.sg) AUX(3sg.PRES)
    او در حالِ خواندن است.
  • कल वह पढ़ेगी। — فردا او(3sg) خواندن(FUT.F.sg)
    او فردا خواهد خواند.

فعل «بودن» (होना)

होना (honā) رابطِ اصلی و فعلِ وجودیِ هندی است. شکل‌های زمانِ حالِ آن نامنظم و ضروریِ حفظ‌کردن‌اند.

زمانِ حالِ होना:

شخص/بافتشکلIAST
1sg (मैं)हूँhūṁ
2sg INT (तू)हैhai
2sg FAM (तुम)होho
3sg / 2HON یا رسمیहैhai
1pl (हम)हैंhaiṁ
3pl / HON جمعहैंhaiṁ

زمانِ گذشته‌ی होना (با فاعل در جنس و شمار مطابقه می‌کند):

شکلجنس/شمارIAST
थाM.sgthā
थीF.sgthī
थेM.pl یا HONthe
थींF.plthīṁ

کاربردها. होना این‌ها را بیان می‌کند: (۱) هویت یا حالت (वह डॉक्टर है، «او پزشک است»)، (۲) هستی و مکان (वह घर पर है، «او خانه است»)، و (۳) به‌عنوانِ فعلِ کمکی در زمان‌های مرکب (पढ़ रहा है، «در حالِ خواندن است»). در آینده: होगा/होगी/होंगे (hogā/hogī/hoṁge).

  • मैं छात्र हूँ। — من(1sg) دانشجو(M.sg) بودن(1sg.PRES)
    من دانشجو هستم.
  • वह घर पर नहीं है। — او(3sg) خانه(OBL) LOC(par) NEG بودن(3sg.PRES)
    او خانه نیست.
  • बच्चे बहुत खुश थे। — بچه‌ها(M.pl) خیلی خوشحال(M.pl) بودن(PAST.M.pl)
    بچه‌ها خیلی خوشحال بودند.

حال عادتی (-tā hai)

حالِ عادتی معادلِ هندیِ زمانِ حالِ ساده‌ی انگلیسی است («می‌خوانم»، «کار می‌کند»، «می‌خورند»). این زمان کنش‌های تکراری یا عادتی، حقیقت‌های کلی، و حالت‌های همیشگی را توصیف می‌کند.

ساخت: بنِ فعل + -tā (M.sg) / -tī (F.sg) / -te (M.pl) + شکلِ حالِ होना.

پایانه‌ی بن با فاعل در جنس و شمار مطابقه می‌کند. فعلِ کمکیِ होना هم مطابقه می‌کند.

पढ़ना (paṛhnā، «خواندن») — حالِ عادتی

فاعلشکلIAST
मैं (M)पढ़ता हूँpaṛhtā hūṁ
मैं (F)पढ़ती हूँpaṛhtī hūṁ
तू (M)पढ़ता हैpaṛhtā hai
तुम (M)पढ़ते होpaṛhte ho
आप / वह (M)पढ़ते / पढ़ता हैpaṛhte / paṛhtā hai
वह (F)पढ़ती हैpaṛhtī hai
हम (M)पढ़ते हैंpaṛhte haiṁ
वे / आप (M.pl)पढ़ते हैंpaṛhte haiṁ

نکته. आप (HON) همیشه با فعل در شکلِ جمع می‌آید: आप पढ़ते हैं حتی برای یک نفر.

  • मैं हर रोज़ चाय पीती हूँ। — من(1sg.F) هرروز چای(DIR) نوشیدن(HAB.F.sg) AUX(1sg)
    من هر روز چای می‌نوشم. (گوینده زن است)
  • वह हिंदी बोलता है। — او(3sg) هندی(DIR) صحبت‌کردن(HAB.M.sg) AUX(3sg)
    او هندی صحبت می‌کند.
  • बच्चे स्कूल जाते हैं। — بچه‌ها(M.pl) مدرسه(DIR) رفتن(HAB.M.pl) AUX(3pl)
    بچه‌ها به مدرسه می‌روند.
  • क्या आप यहाँ काम करते हैं? — Q شما(HON) اینجا کار(DIR) انجام‌دادن(HAB.M.pl) AUX(HON.pl)؟
    شما اینجا کار می‌کنید؟

استمراری (rahā + honā)

استمراری کنشی را بیان می‌کند که در لحظه‌ی سخن‌گفتن در حالِ انجام است («در حالِ خواندن»، «در حالِ خوردن») یا در حالِ انجام حولِ یک زمانِ مرجع.

ساخت: بنِ فعل + rahā (M.sg) / rahī (F.sg) / rahe (M.pl) + شکلِ حالِ होना.

جزءِ rah- درست مانندِ نشانه‌ی عادتی، با فاعل در جنس و شمار مطابقه می‌کند. فعلِ کمکی پس از آن می‌آید.

जाना (jānā، «رفتن») — استمراریِ حال

فاعلشکلIAST
मैं (M)जा रहा हूँjā rahā hūṁ
मैं (F)जा रही हूँjā rahī hūṁ
तुम (M)जा रहे होjā rahe ho
वह (M)जा रहा हैjā rahā hai
वह (F)जा रही हैjā rahī hai
हम / वे (M)जा रहे हैंjā rahe haiṁ

استمراریِ گذشته. فعلِ کمکیِ होना را با شکلِ گذشته‌اش جایگزین کنید: जा रहा था (M.sg)، जा रही थी (F.sg)، जा रहे थे (M.pl) — «در حالِ رفتن بود/بودند».

  • वह खाना बना रही है। — او(3sg) غذا(DIR) درست‌کردن(PROG.F.sg) AUX(3sg.PRES)
    او در حالِ درست‌کردنِ غذاست.
  • मैं पढ़ रहा था जब वह आई। — من(1sg.M) خواندن(PROG.M.sg) AUX(PAST.M.sg) وقتی او(3sg) آمدن(PERF.F.sg)
    وقتی او رسید، من داشتم می‌خواندم.
  • बच्चे खेल रहे हैं। — بچه‌ها(M.pl) بازی‌کردن(PROG.M.pl) AUX(3pl.PRES)
    بچه‌ها در حالِ بازی‌کردن‌اند.

زمان گذشته — کامل

کامل کنشِ پایان‌یافته‌ی گذشته را بیان می‌کند. این رایج‌ترین زمانِ گذشته در هندی است. همان‌طور که در بخشِ ارگاتیو گفته شد، ساختِ این زمان برای فعل‌های ناگذر و گذرا متفاوت است.

کاملِ ناگذر. فعل با فاعل مطابقه می‌کند. ساخت: بنِ فعل + (M.sg) / (F.sg) / -e (M.pl) / -īṁ (F.pl). فعلِ کمکیِ होना در گذشته‌ی ساده اختیاری است اما رایج است.

کاملِ گذرا (ساختِ ne). کنش‌گر ne می‌گیرد؛ فعل با مفعولِ مستقیم مطابقه می‌کند (اگر خالص باشد). برای جزئیاتِ کامل به بخشِ «ساختِ ارگاتیو» نگاه کنید.

जाना (ناگذر) — کامل

فاعل (M)شکلفاعل (F)شکل
मैंगयामैंगई
तुमगएतुमगई
आप/वहगए / गयावहगई
हम/वेगएवेगईं

(जाना در زمانِ کامل بنِ نامنظمِ ग- دارد.)

खाना (گذرا) — کامل با ne

کنش‌گرشکلنکته
मैंनेखाया (مفعولِ M.sg)من خوردم (غذا — مذکر)
उसनेखाई (مفعولِ F.sg)او خورد (نان — مؤنث)
हमनेखाए (مفعولِ M.pl)ما خوردیم (سیب‌ها — مذکرِ جمع)
  • वह कल घर गई। — او(3sg) دیروز خانه(DIR) رفتن(PERF.F.sg)
    او دیروز به خانه رفت.
  • मैंने चाय पी। — من(ERG) چای(DIR.F.sg) نوشیدن(PERF.F.sg)
    من چای نوشیدم. (فعل با चाय مطابقه می‌کند، F.sg)
  • उन्होंने हिंदी सीखी। — آن‌ها(OBL.pl+ERG) هندی(DIR.F.sg) یادگرفتن(PERF.F.sg)
    آن‌ها هندی یاد گرفتند.
  • हम सब मिले। — ما(1pl) همه ملاقات‌کردن(PERF.M.pl)
    همه‌ی ما همدیگر را دیدیم.

زمان آینده (-gā/-gī/-ge)

زمانِ آینده با افزودنِ مستقیمِ -gā/-gī/-ge/-geṁ به یک بنِ تغییریافته ساخته می‌شود. بنی که استفاده می‌شود همان بنِ مایلِ مصدر است (یعنی برای بیشترِ فعل‌ها همان بنِ ساده؛ بن با حذفِ -nā به دست می‌آید).

ساخت: بنِ فعل + پایانه‌ی آینده. این پایانه هم شخص/شمارِ فاعل و هم جنس را رمزگذاری می‌کند:

जाना (jānā، «رفتن») — زمانِ آینده

شخصM.sgF.sgM.plF.plIAST (M.sg)
1sg (मैं)जाऊँगाजाऊँगीjāūṁgā
2sg INT (तू)जाएगाजाएगीjāegā
2sg FAM (तुम)जाओगेजाओगीjāoge
2/3 HON (आप)जाएँगेजाएँगीjāeṁge
3sg (वह)जाएगाजाएगीjāegā
1pl (हम)जाएँगेजाएँगीjāeṁge
3pl (वे)जाएँगेजाएँगीjāeṁge

آینده فعلِ کمکیِ جداگانه ندارد. برخلافِ عادتی و استمراری، پایانه‌ی آینده یک واژه‌ی واحدِ ادغام‌شده است. جنس/شمار همچنان در پایانه نمایان است: -gā (M.sg)، -gī (F.sg)، -ge یا -geṁ (جمع/HON).

  • मैं कल आऊँगा। — من(1sg.M) فردا آمدن(FUT.M.sg)
    من فردا خواهم آمد. (گوینده مرد است)
  • वह परीक्षा पास करेगी। — او(3sg) امتحان(DIR) قبول‌شدن(FUT.F.sg)
    او در امتحان قبول خواهد شد.
  • हम साथ खाएँगे। — ما(1pl) باهم خوردن(FUT.M.pl)
    ما با هم غذا خواهیم خورد.

الگوهای صرفی زمان حال

دو ساختِ اصلیِ زمانِ حال — عادتی و استمراری — از یک منطقِ مطابقه‌ای یکسان پیروی می‌کنند. جدولِ زیر هر دو را برای فعلِ पढ़ना (paṛhnā، «خواندن»، بنِ पढ़-) کنارِ هم نشان می‌دهد و مطابقه را در همه‌ی اشخاص و هر دو جنس به تصویر می‌کشد.

حالِ عادتی (पढ़ता/पढ़ती/पढ़ते + होना)

فاعلمذکرمؤنث
मैं (من)पढ़ता हूँपढ़ती हूँ
तू (INT)पढ़ता हैपढ़ती है
तुम (FAM)पढ़ते होपढ़ती हो
आप / वहपढ़ते हैं / पढ़ता हैपढ़ती हैं / पढ़ती है
हम (ما)पढ़ते हैंपढ़ती हैं
वे (آن‌ها)पढ़ते हैंपढ़ती हैं

استمراریِ حال (पढ़ रहा/रही/रहे + होना)

فاعلمذکرمؤنث
मैंपढ़ रहा हूँपढ़ रही हूँ
तूपढ़ रहा हैपढ़ रही है
तुमपढ़ रहे होपढ़ रही हो
आप / वहपढ़ रहे हैं / पढ़ रहा हैपढ़ रही हैं / पढ़ रही है
हमपढ़ रहे हैंपढ़ रही हैं
वेपढ़ रहे हैंपढ़ रही हैं

الگوی کلیدی. هم نشانه‌ی عادتیِ -tā/-tī/-te و هم نشانه‌ی استمراریِ rahā/rahī/rahe با جنس و شمارِ فاعل مطابقه می‌کنند. تفاوت در نمود است: عادتی برای کنش‌های منظم/تکراری، استمراری برای کنشی که هم‌اکنون در حالِ انجام است.

  • मैं अखबार पढ़ता हूँ। — من(1sg.M) روزنامه(DIR.M) خواندن(HAB.M.sg) AUX(1sg)
    من روزنامه می‌خوانم. (مرد، عادتی)
  • मैं अखबार पढ़ रहा हूँ। — من(1sg.M) روزنامه(DIR.M) خواندن(PROG.M.sg) AUX(1sg)
    من در حالِ خواندنِ روزنامه‌ام. (مرد، هم‌اکنون)
  • वे लोग हिंदी सीखते हैं। — آن‌مردم(M.pl) هندی(DIR) یادگرفتن(HAB.M.pl) AUX(3pl)
    آن مردم هندی یاد می‌گیرند.
  • आप क्या पढ़ रहे हैं? — شما(HON) چه‌چیزی خواندن(PROG.M.pl) AUX(HON.pl)؟
    شما چه‌چیزی می‌خوانید؟

خواستنِ + فعل (चाहना و चाहिए)

هندی دو عبارتِ کلیدی برای خواستن دارد.

۱. चाहना (cāhnā، «خواستن/آرزوکردن») — مانندِ یک فعلِ معمولی وقتی فاعل فعالانه می‌خواهد کاری انجام دهد، به کار می‌رود. فاعل را با مصدرِ مایل (مصدری که -nā آن پیش از یک پس‌اضافه به -ne تبدیل می‌شود، اما در اینجا معمولاً همان شکلِ ساده‌ی INF به کار می‌رود) به‌همراهِ चाहना صرف‌شده ترکیب کنید.

الگو: فاعل + INF(-nā) + चाहना (صرف‌شده). برای «می‌خواهم بروم»: मैं जाना चाहता हूँ (M) / मैं जाना चाहती हूँ (F).

चाहना مانندِ یک فعلِ معمولی صرف می‌شود؛ مطابقه با فاعلِ اصلی است.

۲. चाहिए (cāhie، «لازم است/باید») — عبارتی غیرشخصی برای نیاز یا الزامِ ملایم. صرف نمی‌شود. کسی که نیاز دارد/می‌خواهد ko (برایی) می‌گیرد. چیزی که لازم است، فاعلِ دستوریِ جمله است.

الگو: شخص + ko + چیز/کنش + चाहिए.

برای «به آب نیاز دارم»: मुझे पानी चाहिए (mujhe pānī cāhie). برای «باید بروم»: मुझे जाना चाहिए (mujhe jānā cāhie). चाहिए صرفِ‌نظر از شخص یا شمار، همیشه بدونِ تغییر می‌ماند.

  • मैं सोना चाहती हूँ। — من(1sg.F) خوابیدن(INF) خواستن(HAB.F.sg) AUX(1sg)
    می‌خواهم بخوابم. (گوینده زن است)
  • वह घर जाना चाहता है। — او(3sg) خانه رفتن(INF) خواستن(HAB.M.sg) AUX(3sg)
    او می‌خواهد به خانه برود.
  • मुझे पानी चाहिए। — من(DAT) آب(DIR) نیاز/خواستن(بدون‌تغییر)
    به آب نیاز دارم.
  • तुम्हें आराम करना चाहिए। — تو(FAM.DAT) استراحت انجام‌دادن(INF) باید(بدون‌تغییر)
    باید استراحت کنی.

توانستنِ + فعل (सकना)

توانایی و امکان با فعلِ सकना (saknā، «توانستن») بیان می‌شود. این یک فعلِ مرکب است که با بنِ خالصِ فعلِ اصلی به کار می‌رود.

ساخت: بنِ فعل + सक + پایانه‌های زمانیِ सकना.

خودِ सकना با همان پایانه‌های عادتی/استمراری/آینده‌ی هر فعلِ دیگری صرف می‌شود. شکلِ کامل با فاعل مطابقه می‌کند.

حالِ عادتی (می‌تواند): · वह जा सकता है — او می‌تواند برود (M) · वह जा सकती है — او می‌تواند برود (F) · हम जा सकते हैं — ما می‌توانیم برویم

کاملِ گذشته (توانست/قادر بود — ناگذر): · वह जा सका — او توانست برود (M.sg) · वह जा सकी — او توانست برود (F.sg)

آینده (خواهد توانست): · वह जा सकेगा — او خواهد توانست برود (M)

نفی. नहीं را پیش از सकना قرار دهید: वह नहीं जा सकता — او نمی‌تواند برود. یا: वह जा नहीं सकता (هر دو ترتیب طبیعی‌اند).

  • मैं हिंदी बोल सकता हूँ। — من(1sg.M) هندی(DIR) صحبت‌کردن توانستن(HAB.M.sg) AUX(1sg)
    من می‌توانم هندی صحبت کنم.
  • क्या तुम कल आ सकते हो? — Q تو(FAM.M) فردا آمدن توانستن(HAB.M.pl) AUX(FAM)؟
    می‌توانی فردا بیایی؟
  • वह तेज़ नहीं दौड़ सकती। — او(3sg) سریع NEG دویدن توانستن(HAB.F.sg)
    او نمی‌تواند سریع بدود.

مایل‌بودنِ + فعل (चाहेंगे / चाहेगी)

هندی «مایل بودن به» را به‌شکلی مؤدبانه با به‌کاربردنِ चाहना در زمانِ آینده بیان می‌کند. از آنجا که آینده در هندی از پیش نوعی حسِ نیتِ مؤدبانه دارد (به‌ویژه با شکلِ HON یعنی आप)، این روشی طبیعی و به‌خوبی‌جاافتاده برای ساختنِ درخواست‌ها و پیشنهادهای مؤدبانه است.

الگو: فاعل + INF + चाहना (آینده). آینده‌ی चाहना: चाहूँगा/चाहूँगी (1sg M/F)، चाहोगे/चाहोगी (2FAM M/F)، चाहेंगे/चाहेंगी (HON/3pl M/F).

برای بافت‌های رسمی‌ترِ پرداخته‌شده، می‌توان कृपया (kṛpayā، لطفاً) را پیش از درخواست آورد.

راهی دیگر برای نرم‌کردنِ خواسته، استفاده از ज़रा (zarā، فقط کمی) پیش از فعل است که نوعی مِن‌مِن‌کردنِ محتاطانه به آن می‌افزاید: ज़रा बताइए «می‌شود لطفاً بگویید؟».

  • मैं एक कप चाय लेना चाहूँगी। — من(1sg.F) یک‌فنجان چای(DIR) گرفتن(INF) خواستن(FUT.F.sg)
    مایلم یک فنجان چای بنوشم. (گوینده زن است)
  • आप क्या खाना चाहेंगे? — شما(HON) چه‌چیزی خوردن(INF) خواستن(FUT.M.pl)؟
    شما مایلید چه بخورید؟
  • हम आपसे मिलना चाहेंगे। — ما(1pl) شما(HON.OBL+se) ملاقات‌کردن(INF) خواستن(FUT.M.pl)
    ما مایلیم شما را ملاقات کنیم.

در شرفِ انجام / آینده‌ی برنامه‌ریزی‌شده (ساخت वाला)

برای کنشی که در شُرُفِ وقوع یا برنامه‌ریزی‌شده است — «در شرف»، «قرار است»، «نزدیک به انجام» — هندی از ساختِ vālā استفاده می‌کند: مصدرِ مایل (شکلِ -ne) + वाला (vālā)، که مانندِ یک صفت با فاعل در جنس و شمار مطابقه می‌کند.

الگو: فاعل + INF(-ne) + वाला (M.sg) / वाली (F.sg) / वाले (M.pl) + होना.

برای نمونه: «در شرفِ رفتنم» = मैं जाने वाला हूँ (M) / मैं जाने वाली हूँ (F).

کاربردِ مرتبطِ دیگر: INF + वाला + اسم به معنایِ «کسی که فلان کار را می‌کند» یا «مرتبط با فلان کار» است: पढ़ने वाला = «کسی که می‌خواند»، खाने वाली चीज़ें = «چیزهایی برای خوردن».

زمانِ آینده‌ی ساده به‌عنوانِ «قرار است». خودِ زمانِ آینده، وقتی با یک قیدِ زمانی همراه شود (कल «فردا»، अगले हफ़्ते «هفته‌ی آینده»)، اغلب معنایِ آینده‌ی برنامه‌ریزی‌شده را نیز در بر دارد. ساختِ vālā به‌طورِ مشخص بر نزدیکیِ زمانیِ کنش تأکید می‌کند.

  • ट्रेन जाने वाली है। — قطار(F) رفتن(INF-OBL) vāla(F.sg) AUX(3sg.PRES)
    قطار در شرفِ حرکت است.
  • मैं सोने वाला था। — من(1sg.M) خوابیدن(INF-OBL) vāla(M.sg) AUX(PAST.M.sg)
    در شرفِ خوابیدن بودم.
  • वह डॉक्टर बनने वाली है। — او(3sg) پزشک شدن(INF-OBL) vāla(F.sg) AUX(3sg.PRES)
    او قرار است پزشک شود.

فعل‌های مرکب (فعل‌های برداری)

هندی به‌طورِ گسترده از فعل‌های مرکب (संयुक्त क्रिया، saṁyukt kriyā) استفاده می‌کند که در آن‌ها بنِ یک فعلِ اصلی با یک فعلِ دومِ «برداری» یا «سبک» همراه می‌شود که نوعی نمود یا نگرش می‌افزاید. فعلِ دوم صرف می‌شود؛ بنِ فعلِ نخست ثابت می‌ماند.

رایج‌ترین فعل‌های برداری عبارت‌اند از:

فعل برداریمعنایِ اصلیِ افزوده
लेना (lenā)کنشی که به سود/برایِ نهایی‌شدنِ خودِ فاعل انجام شده
देना (denā)کنشی که برای دیگری انجام شده، یا با حسی از دادن/اجازه‌دادن
जाना (jānā)کنشی که با حسی از رفتن/تغییرِ برگشت‌ناپذیر کامل شده
आना (ānā)فرارسیدنِ تدریجی یا طبیعیِ کنش
पड़ना (paṛnā)کنشی که بر فاعل تحمیل شده (اجبار)
उठना (uṭhnā)آغازِ ناگهانیِ کنش

نمونه‌هایی از تفاوتِ ظریف در معنا: · खाना = خوردن (خنثی)؛ खा लेना = تمام‌کردنِ خوردن/همه را خوردن (سودمند برای خودِ فاعل). · देखना = دیدن؛ देख लेना = نگاهی‌انداختن (برای خودِ فرد)؛ देख देना = بررسی‌کردن/نشان‌دادن (برای دیگری). · भूलना = فراموش‌کردن؛ भूल जाना = کاملاً فراموش‌کردن (برگشت‌ناپذیر).

در سطحِ A0–B1، مفیدترین‌ها lenā (اتمامی برای خود) و jānā (تغییرِ برگشت‌ناپذیر) هستند. فعلِ برداری درست مانندِ فعلِ اصلی در زمان صرف می‌شود.

  • मैंने काम कर लिया। — من(ERG) کار(DIR) انجام‌دادن+گرفتن(PERF.M.sg — اتمامی)
    کار را (برای خودم) تمام کردم / حالا انجام شده است.
  • वह चला गया। — او(3sg) راه‌رفتن+رفتن(PERF.M.sg — رفتنِ برگشت‌ناپذیر)
    او رفته است (و دیگر برنمی‌گردد).
  • ज़रा बता दो। — فقط گفتن+دادن(IMP — به‌سودِ من/برای کمک به من)
    فقط به من بگو (این کار را برایم انجام بده).

نفی

هندی سه واژه‌ی نفیِ اصلی دارد که هر یک در بافتی مشخص به کار می‌رود.

नहीं (nahīṁ) — نافیِ عمومی برای جمله‌های خبری و بیشترِ پرسش‌ها. در زمان‌های مرکب پیش از فعلِ کمکی می‌آید، یا اگر فعلِ کمکی وجود نداشته باشد، پیش از فعلِ اصلی. این به‌مراتب رایج‌ترین نافی است.

(na) — نافیِ نرم‌تر یا ادبی‌تر که در برخی عبارت‌های ثابت و در ساختِ न ... न («نه ... نه») نیز به کار می‌رود.

मत (mat) — منحصراً برای امرِ منفی (فرمانِ عدمِ انجامِ کاری) به کار می‌رود. هرگز در جمله‌های خبری استفاده نمی‌شود.

قواعدِ جایگاه: · حالِ عادتی: فاعل + مفعول + بنِ فعل + -tā/tī/te + नहीं + AUX ← वह हिंदी नहीं बोलता है (یا है را حذف کنید: वह हिंदी नहीं बोलता). · استمراری: فاعل + مفعول + بن + नहीं + شکلِ rah- + AUX. · با امر (FAM): بنِ فعل + मत — जाओ = برو؛ मत जाओ = نرو.

  • मैं नहीं जानता। — من(1sg.M) NEG دانستن(HAB.M.sg)
    نمی‌دانم.
  • यहाँ मत बैठो। — اینجا NEG(IMP) نشستن(IMP.FAM)
    اینجا ننشین.
  • वह न हाँ बोला न ना। — او(3sg) نه بله گفتن(PERF.M.sg) نه نه
    او نه گفت بله، نه گفت نه.

پرسش‌ها

پرسش‌های بله/خیر با افزودنِ حرفِ क्या (kyā) در ابتدایِ جمله ساخته می‌شوند، بدون هیچ تغییری در ترتیبِ واژگان. هندیِ گفتاری همچنین پرسش‌های بله/خیر را تنها با آهنگِ صداییِ رو به بالا می‌سازد — क्या اختیاری اما رایج است.

پرسش‌های محتوایی (پرسش‌های wh) از واژه‌ی پرسشی در همان جایگاهی استفاده می‌کنند که واژه‌ی جایگزین‌شده در آن قرار داشت. هندی واژه‌های پرسشی را مانندِ انگلیسی به ابتدایِ جمله منتقل نمی‌کند — آن‌ها در جایگاهِ طبیعیِ SOV خود باقی می‌مانند.

واژه‌های پرسشیِ رایج:

واژهIASTمعنا
क्याkyāچه؛ همچنین نشانه‌ی بله/خیر
कौनkaunچه‌کسی
कहाँkahāṁکجا
कबkabچه‌زمانی
क्योंkyoṁچرا
कैसेkaiseچگونه
कितना/कितनीkitnā/kitnīچه‌مقدار/چه‌تعداد
कौन सा / कौन सीkaun sā / kīکدام

क्या دووجهی است: در ابتدایِ جمله پرسشِ بله/خیر می‌سازد؛ در میانِ جمله پرسشِ «چه» می‌سازد. بافت و آهنگِ صدا آن‌ها را از هم متمایز می‌کند.

  • क्या आप हिंदी बोलते हैं? — Q شما(HON) هندی(DIR) صحبت‌کردن(HAB.M.pl) AUX(HON.pl)؟
    آیا شما هندی صحبت می‌کنید؟
  • आप कहाँ रहते हैं? — شما(HON) کجا زندگی‌کردن(HAB.M.pl) AUX(HON.pl)؟
    شما کجا زندگی می‌کنید؟
  • यह क्या है? — این چه بودن(3sg.PRES)؟
    این چیست؟
  • वह कब आएगा? — او(3sg) چه‌زمانی آمدن(FUT.M.sg)؟
    او چه‌زمانی خواهد آمد؟

جمع اسم‌ها

جمعِ هندی به جنس و صدایِ پایانیِ اسم بستگی دارد. الگوهای کلیدی:

اسم‌های مذکر: · اسم‌هایی که به (ा) ختم می‌شوند: جمعِ مستقیم به -e (े) تغییر می‌کند. लड़का → लड़के (پسر ← پسرها)، कमरा → कमरे (اتاق ← اتاق‌ها). · اسم‌هایی که به واکه‌ای غیر از -ā، یا به یک همخوان ختم می‌شوند: معمولاً بدونِ تغییر در جمعِ مستقیم (اما جمعِ مایل -oṁ می‌گیرد). कवि → कवि (شاعر ← شاعران)، आदमी → आदमी (مرد ← مردان، در جمعِ مستقیم).

اسم‌های مؤنث: · اسم‌هایی که به (ी) یا -i (ि) ختم می‌شوند: -yāṁ (याँ) می‌گیرند. लड़की → लड़कियाँ (دختر ← دخترها)، नदी → नदियाँ (رودخانه ← رودخانه‌ها). · اسم‌هایی که به همخوان ختم می‌شوند: -eṁ (ें) می‌گیرند. रात → रातें (شب ← شب‌ها)، किताब → किताबें (کتاب ← کتاب‌ها). · اسم‌های مؤنثِ کمیابی که به ختم می‌شوند: -eṁ می‌گیرند.

جمعِ مایل (پیش از هر پس‌اضافه): همه‌ی اسم‌ها (مذکر و مؤنث) به بنِ جمعِ مستقیم -oṁ می‌افزایند: लड़कों को (به پسرها)، किताबों में (در کتاب‌ها).

  • लड़का → लड़के, कमरा → कमरे — پسر → پسرها (M)، اتاق → اتاق‌ها (M)
    اسم‌های مذکرِ -ā در جمعِ مستقیم به -e تغییر می‌کنند
  • किताब → किताबें, रात → रातें — کتاب → کتاب‌ها (F)، شب → شب‌ها (F)
    اسم‌های مؤنثِ همخوان‌پایان، -eṁ می‌گیرند
  • बच्चों को मिठाई दो। — بچه‌ها(OBL.pl+DAT) شیرینی(DIR) دادن(IMP)
    به بچه‌ها شیرینی بده. (جمعِ مایلِ -oṁ پیش از ko)

مطابقه صفت

صفت‌های متغیر در شکلِ پایه به (ा) ختم می‌شوند و در جنس و شمار با اسمِ خود مطابقه می‌کنند. آن‌ها از همان الگویِ اسم‌های مذکر پیروی می‌کنند: · M.sg: -ā → अच्छा (acchā) · M.pl یا مایلِ M: -e → अच्छे (acche) · F (همه‌ی شکل‌ها): -ī → अच्छी (acchī)

صفت‌های ثابت (بی‌تغییر) به همخوان ختم می‌شوند و تغییر نمی‌کنند: सुंदर (sundar، زیبا)، साफ़ (sāf، تمیز)؛ बड़ा متغیر است اما साफ़ نیست. صفت‌های وام‌گرفته‌ای مانندِ ज़रूरी (zarūrī، ضروری) که به -ī ختم می‌شوند، در برخی کاربردها می‌توانند ثابت رفتار کنند.

نقشِ وصفی در برابرِ نقشِ اِسنادی. چه صفت پیش از اسم بیاید (وصفی) یا پس از فعل (اِسنادی)، باز هم مطابقه می‌کند: वह लड़की अच्छी है (آن دختر خوب است، F.sg).

صفت‌ها در حالتِ مایل. وقتی یک صفتِ متغیر یک اسمِ مایل را توصیف می‌کند، شکلِ مایل/M.pl می‌گیرد: अच्छे लड़के को (به پسرِ خوب)، अच्छे कमरे में (در اتاقِ خوب).

  • अच्छा खाना / अच्छी रोटी / अच्छे बच्चे — خوب(M.sg) غذا / خوب(F.sg) نان / خوب(M.pl) بچه‌ها
    غذای خوب / نانِ خوب / بچه‌های خوب
  • वह बड़े कमरे में रहती है। — او(3sg) بزرگ(M.OBL) اتاق(OBL) LOC زندگی‌کردن(HAB.F.sg) AUX(3sg)
    او در یک اتاقِ بزرگ زندگی می‌کند. (صفت پیش از پس‌اضافه شکلِ مایل می‌گیرد)
  • यह फ़िल्म बहुत सुंदर है। — این فیلم(F) خیلی زیبا(بدون‌تغییر) بودن(3sg.PRES)
    این فیلم خیلی زیباست.