سوئدی Essential grammar

اختصاراتی که در این راهنما استفاده شده‌اند

هر مثال زیر سه بخش دارد: متن اصلی، یک تحلیل واژه‌به‌واژه (گلاس) که نشان می‌دهد هر کلمه چگونه عمل می‌کند، و یک ترجمهٔ روان و طبیعی. این تحلیل‌ها از چند برچسب اختصاری استفاده می‌کنند تا کوتاه بمانند. لازم نیست آن‌ها را از حفظ کنید؛ این یک مرجع است که هر وقت لازم شد می‌توانید به آن بازگردید.

شخص و شمار · 1sg / 2sg / 3sg — اول‌شخص / دوم‌شخص / سوم‌شخص مفرد (من، تو، او) · 1pl / 2pl / 3pl — اول‌شخص / دوم‌شخص / سوم‌شخص جمع (ما، شما، آن‌ها)

جنس دستوری و حالت · m / f / n — مذکر / مؤنث / خنثی · sg / pl — مفرد / جمع · m.sg — ترکیبی: مذکر مفرد (و به همین ترتیب f.pl، n.sg و غیره) · NOM / ACC / GEN / DAT / INS / LOC — حالت‌های دستوری (فاعلی/مفعولی/اضافی/مفعولِ‌غیرمستقیم/ابزاری/مکانی) — نقشی که کلمه در جمله ایفا می‌کند

زمان و نمود · PRES — زمان حال · PRET — ماضی ساده (رویدادی که در گذشته به پایان رسیده) · IMPF — ماضی استمراری (وضعیتی مستمر یا عادتی در گذشته) · FUT — زمان آینده · PERF — ماضی نقلی (کنشی که کامل شده و به زمان حال ربط دارد) · PROG — استمراری (کنشی در حال انجام، مثلاً دارم می‌خورم) · COND — شرطی (would…)

وجه · IND — اخباری (جملهٔ خبری عادی) · SUBJ — التزامی (عدم قطعیت، آرزو، تردید) · IMP — امری (فرمان) · INF — مصدر (شکل پایه‌ای فعل در فرهنگ لغت: رفتن، خوردن)

سایر موارد · REFL — انعکاسی (کنش روی خود شخص: خودم، خودت) · PERS — حرف اضافهٔ شخصی a (فقط در اسپانیایی — نشان‌دهندهٔ مفعول مستقیم انسانی) · HON — احترامی (شکل بسیار مؤدبانه، رایج در ژاپنی/کره‌ای) · TOP / SUB / OBJ — نشانگرهای موضوع / فاعل / مفعول (ژاپنی، کره‌ای) · CL — طبقه‌نما (چینی، ژاپنی، کره‌ای — کلمه‌ای برای شمارش اسم‌ها) · NEG — نفی

ترتیب کلمات: بند اصلی V2، فعل دیرهنگام در بند پیرو

سوئدی یک زبان V2 است: در بند اصلی، فعل صرف‌شده باید در جایگاه دوم قرار بگیرد، صرف‌نظر از اینکه چه چیزی در آغاز جمله می‌آید. اگر فاعل جمله را باز کند، ترتیب سادهٔ فاعل-فعل-مفعول به دست می‌آید. اگر یک قید زمان، مفعول یا قید دیگری در آغاز جمله بیاید، فاعل بلافاصله بعد از فعل می‌آید (وارونگی) تا فعل همچنان در جایگاه دوم بماند. در بندهای پیرو (که با 'att' به‌معنی که، 'eftersom' به‌معنی چون، 'om' به‌معنی اگر، 'när' به‌معنی وقتی آغاز می‌شوند)، ترتیب فاعل-قید-فعل است: هر قید جمله‌ای مانند 'inte' (نه) پیش از فعل صرف‌شده می‌آید. زبان‌آموزان این را با قاعدهٔ BIFF به خاطر می‌سپارند: در یک Bisats (بند پیرو)، Inte پیش از (Före) Finita verbet (فعلِ صرف‌شده) می‌آید.

  • Jag dricker kaffe på morgonen. — من می‌نوشم قهوه در صبح.
    من صبح‌ها قهوه می‌نوشم.
  • På morgonen dricker jag kaffe. — در صبح می‌نوشم من قهوه.
    صبح‌ها من قهوه می‌نوشم. (وارونگی: فعل در جایگاه دوم می‌ماند)
  • Jag stannar hemma eftersom jag inte mår bra. — من می‌مانم خانه چون من نه حالِ‌خوب دارم.
    چون حالم خوب نیست در خانه می‌مانم. (بند پیرو: 'inte' پیش از فعل می‌آید)

جنس دستوری و حروف تعریف: en / ett

اسم‌های سوئدی به یکی از دو جنس دستوری تعلق دارند: کلمات en (جنس عمومی، «اوتروم»، حدود ۷۵٪ اسم‌ها) و کلمات ett (خنثی، «نویتروم»). جنس دستوری معمولاً غیرقابل‌پیش‌بینی است، پس هر اسم را همراه با حرف تعریف نامعینش یاد بگیرید: 'en bil' (یک ماشین)، 'ett hus' (یک خانه). حرف تعریف نامعین همان کلمهٔ مستقل en/ett است، درست مانند فارسی «یک». اما حرف تعریف معین («the»)، برخلاف آن، یک پسوند است که به انتهای اسم می‌چسبد، نه یک کلمهٔ جداگانه: bil → bilen (آن ماشین)، hus → huset (آن خانه). وقتی اسم از قبل به مصوت ختم شود، فقط -n یا -t اضافه می‌کنید: flicka → flickan (آن دختر)، äpple → äpplet (آن سیب).

  • en bil — bilen — یک ماشین — آن ماشین
    یک ماشین — آن ماشین (کلمهٔ en: پسوند معین -en)
  • ett hus — huset — یک خانه — آن خانه
    یک خانه — آن خانه (کلمهٔ ett: پسوند معین -et)
  • Jag har en katt. Katten är svart. — من دارم یک گربه. گربه-آن است سیاه.
    من یک گربه دارم. آن گربه سیاه است.

ضمایر: فاعلی، مفعولی، ملکی

ضمایر فاعلی و مفعولی کلمات جداگانه‌ای هستند: jag/mig (من/مرا)، du/dig (تو/تو را)، han/honom (او/او را — مذکر)، hon/henne (او/او را — مؤنث)، vi/oss (ما/ما را)، ni/er (شما/شما را)، de/dem (آن‌ها/آن‌ها را). ضمایر غیرشخصی 'den' (برای کلمات en) و 'det' (برای کلمات ett) به‌معنی «آن» هستند و چه در نقش فاعل و چه مفعول یکسان می‌مانند. در گفتار، 'de' و 'dem' هر دو «دوم» تلفظ می‌شوند و بسیاری در نوشتار غیررسمی هم 'dom' می‌نویسند. ضمایر ملکی با جنس و شمار چیزِ تحت تملک مطابقت می‌کنند: min/mitt/mina (مالِ من)، din/ditt/dina (مالِ تو)، vår/vårt/våra (مالِ ما)، er/ert/era (مالِ شما)؛ اما hans (مالِ او — مذکر)، hennes (مالِ او — مؤنث)، dess (مالِ آن) و deras (مالِ آن‌ها) هرگز تغییر نمی‌کنند. یک ضمیرِ ملکیِ انعکاسیِ ویژه — sin/sitt/sina — زمانی استفاده می‌شود که مالک همان فاعلِ جمله باشد: 'Han älskar sin fru' یعنی او همسرِ (خودِ) خودش را دوست دارد.

  • Jag ser dig. — من می‌بینم تو را.
    من تو را می‌بینم.
  • Det är min bok, inte din. — آن است کتابِ-من، نه کتابِ-تو.
    این کتاب من است، نه کتاب تو. (min با کلمهٔ en-ی 'bok' مطابقت دارد)
  • Han tar med sin hund. — او می‌برد با REFL.POSS سگ.
    او سگِ (خودِ) خودش را با خود می‌برد. ('sin' یعنی مالِ خودِ فاعل؛ 'hans hund' سگِ شخصِ دیگری خواهد بود)

صرفِ فعل: یک شکل برای همهٔ اشخاص

بهترین خبرِ دستورِ زبانِ سوئدی همین است: افعال برای شخص یا شمار تغییر نمی‌کنند. 'Jag är'، 'du är'، 'han är'، 'vi är'، 'de är' — فعل برای من، تو، او، ما و آن‌ها کاملاً یکسان است. پس برای هر فعل تنها یک شکلِ حال، یک شکلِ گذشته و یک سوپین (شکلِ -t که پس از 'har' استفاده می‌شود) یاد می‌گیرید. افعالِ باقاعده بر اساسِ نحوهٔ ساختِ گذشته به چهار گروه تقسیم می‌شوند، و افعالِ بی‌قاعدهٔ «قوی» (گروه ۴) به‌جای افزودنِ پسوند، مصوتِ ریشه‌شان را تغییر می‌دهند. فعلِ بسیار بی‌قاعدهٔ 'vara' (بودن) را ببینید: är (حال) / var (گذشته) / varit (سوپین).

  • Jag är trött. Vi är trötta. — من هستم خسته. ما هستیم خسته.
    من خسته‌ام. ما خسته‌ایم. (فعل 'är' برای هر دو یکسان است)
  • Hon talar svenska. De talar svenska. — او صحبت‌می‌کند سوئدی. آن‌ها صحبت‌می‌کنند سوئدی.
    او سوئدی صحبت می‌کند. آن‌ها سوئدی صحبت می‌کنند. ('talar' هرگز برای شخص تغییر نمی‌کند)
  • Du har en hund och jag har en katt. — تو داری یک سگ و من دارم یک گربه.
    تو یک سگ داری و من یک گربه دارم. ('har' برای هر دو فاعل یکسان است)

زمانِ حال

زمانِ حال با افزودنِ -r یا -er به ریشهٔ فعل ساخته می‌شود و هم معادلِ «کار می‌کنم» و هم «دارم کار می‌کنم» انگلیسی را پوشش می‌دهد — سوئدی شکلِ استمراریِ جداگانه‌ای ندارد. افعالِ گروه ۱ -ar می‌گیرند (jobba → jobbar)، گروه ۲ -er می‌گیرند (ringa → ringer)، گروه ۳ تنها -r می‌گیرد (bo → bor)، و گروه ۴ (قوی) بدونِ تغییرِ مصوت در حال -er می‌گیرد (skriva → skriver). چند فعلِ پرکاربرد در زمانِ حال بی‌قاعده‌اند: vara → är، ha → har، göra → gör، veta → vet، و افعالِ وجهیِ vill، ska، kan، måste، får، bör.

  • Jag jobbar i Stockholm. — من کار-می‌کنم در استکهلم.
    من در استکهلم کار می‌کنم. (گروه ۱: jobba → jobbar)
  • Hon bor i ett gammalt hus. — او زندگی‌می‌کند در یک خانهٔ قدیمی.
    او در خانه‌ای قدیمی زندگی می‌کند. (گروه ۳: bo → bor)
  • Vad gör du nu? — چه می‌کنی تو حالا؟
    الان داری چه‌کار می‌کنی؟ (شکلِ استمراریِ جداگانه‌ای وجود ندارد؛ 'göra → gör' بی‌قاعده است)

گذشته: preteritum و perfekt

سوئدی دو زمانِ گذشتهٔ رایج دارد. preteritum (گذشتهٔ ساده) رویدادی به‌پایان‌رسیده را بیان می‌کند، اغلب با یک قیدِ زمان: «دیروز کار کردم». perfekt (har + سوپین) گذشته را به زمانِ حال پیوند می‌دهد یا زمان را مبهم می‌گذارد: «کار کرده‌ام». سوپین همان شکلِ ویژهٔ -t است که فقط پس از har/hade به‌کار می‌رود و هرگز تغییر نمی‌کند. پسوندهایِ هر گروه: گروه ۱ preteritum -ade / سوپین -at (jobbade / jobbat)؛ گروه ۲ -de یا -te / سوپین -t (ringde/ringt، läste/läst)؛ گروه ۳ -dde / -tt (bodde/bott)؛ افعالِ قویِ گروه ۴ مصوت را تغییر می‌دهند و سوپینِ -it می‌گیرند (skrev/skrivit، drack/druckit). pluskvamperfekt یعنی 'hade + سوپین' (کار کرده بودم) که گذشته‌ای در دلِ گذشته را نشان می‌دهد.

  • Jag jobbade hela dagen igår. — من کار-کردم تمامِ روز-آن دیروز.
    دیروز تمامِ روز کار کردم. (preteritum: رویدادی به‌پایان‌رسیده در گذشته)
  • Jag har bott i Sverige i tre år. — من دارم زندگی‌کرده در سوئد به‌مدتِ سه سال.
    من سه سال است که در سوئد زندگی کرده‌ام. (perfekt: هنوز به زمانِ حال مربوط است)
  • Hon hade redan gått när jag kom. — او داشت قبلاً رفته وقتی من آمدم.
    او وقتی من رسیدم، قبلاً رفته بود. (pluskvamperfekt: hade + سوپین)

آینده: ska، kommer att و زمانِ حال

سوئدی هیچ شکلِ فعلی برای آینده ندارد. برای صحبت دربارهٔ آینده از یکی از سه راهکار استفاده می‌کنید. 'ska' + مصدر قصد یا تصمیم را بیان می‌کند («می‌خواهم / قرار است»). 'kommer att' + مصدر پیش‌بینی یا چیزی را بیان می‌کند که به‌سادگی رخ خواهد داد، اغلب خارج از کنترلِ کسی («قرار است باران ببارد»). و زمانِ حالِ ساده برای رویدادهای برنامه‌ریزی‌شده یا تقریباً قطعی به‌کار می‌رود، معمولاً همراه با یک قیدِ زمان («قطار ساعتِ سه حرکت می‌کند»). توجه کنید که 'ska' مصدرِ بدونِ نشانه می‌گیرد اما 'kommer' به نشانهٔ 'att' نیاز دارد.

  • Jag ska resa till Spanien i sommar. — من قرار-است سفر-کنم به اسپانیا در تابستان.
    من امسال تابستان به اسپانیا سفر خواهم کرد. (قصد)
  • Det kommer att regna i morgon. — آن می‌آید که ببارد فردا.
    فردا باران خواهد بارید. (پیش‌بینی؛ به 'att' توجه کنید)
  • Tåget går klockan tre. — قطار-آن می‌رود ساعتِ سه.
    قطار ساعتِ سه حرکت می‌کند. (زمانِ حال برای رویدادی برنامه‌ریزی‌شده)

نفی: 'inte' و جایگاه آن

نفی با یک کلمهٔ واحد ساخته می‌شود: 'inte' (نه)؛ معادلی برای 'do'-support انگلیسی وجود ندارد. نکتهٔ دشوار جایگاه آن است. در بند اصلی 'inte' بعد از فعل صرف‌شده می‌آید: 'Jag dricker inte kaffe'. پس از وارونگی هم باز بعد از فعل می‌آید: 'På morgonen dricker jag inte kaffe'. اما در بند پیرو 'inte' پیش از فعل صرف‌شده می‌آید (قاعدهٔ BIFF): 'att jag inte dricker kaffe'. برای نفیِ 'some/any'، از 'ingen / inget / inga' (هیچ) استفاده کنید که مانند صفت‌ها مطابقت می‌کنند: 'ingen bil'، 'inget hus'، 'inga böcker'.

  • Jag förstår inte. — من می‌فهمم نه.
    من نمی‌فهمم. (بند اصلی: 'inte' بعد از فعل)
  • Hon säger att hon inte kommer. — او می‌گوید که او نه می‌آید.
    او می‌گوید که نمی‌آید. (بند پیرو: 'inte' پیش از فعل)
  • Vi har ingen mjölk hemma. — ما داریم هیچ شیر خانه.
    ما در خانه هیچ شیری نداریم. ('ingen' با کلمهٔ en-ی 'mjölk' مطابقت دارد)

پرسش‌ها: وارونگی و کلماتِ پرسشی

پرسشِ بله/نه صرفاً با وارونگی ساخته می‌شود — فعلِ صرف‌شده را اول بیاورید، سپس فاعل را، بدونِ هیچ کلمهٔ کمکی: 'Dricker du kaffe؟' (قهوه می‌نوشی؟). پرسشِ ویژه (frågeord) با یک کلمهٔ پرسشی آغاز می‌شود که همان وارونگیِ فعل-سپس-فاعل را دنبال می‌کند: vad (چه)، vem (چه‌کسی)، var (کجا)، vart (به‌کجا)، när (کِی)، hur (چگونه)، varför (چرا)، و صفتِ مطابقت‌پذیرِ 'vilken / vilket / vilka' (کدام). چون سوئدی 'do'-support ندارد، 'do/does' انگلیسی به‌سادگی ناپدید می‌شود.

  • Talar du engelska? — صحبت‌می‌کنی تو انگلیسی؟
    آیا انگلیسی صحبت می‌کنی؟ (وارونگی، بدونِ فعلِ کمکی)
  • Var bor du? — کجا زندگی‌می‌کنی تو؟
    کجا زندگی می‌کنی؟
  • Vilken bok läser du? — کدام کتاب می‌خوانی تو؟
    کدام کتاب را می‌خوانی؟ ('vilken' با کلمهٔ en-ی 'bok' مطابقت دارد)

جمعِ اسم‌ها: پنج گروهِ صرفی

اسم‌های سوئدی جمعشان را با یکی از پنج پسوند می‌سازند، و پسوند تا حدی به جنسِ دستوری وابسته است. پنج گروهِ صرفی عبارت‌اند از: -or (بیشترِ کلماتِ en که به -a ختم می‌شوند: flicka → flickor)، -ar (بسیاری از کلماتِ en: bil → bilar)، -er (بسیاری از کلماتِ en، غالباً وام‌واژه‌ها: park → parker)، -n (کلماتِ ett که به مصوت ختم می‌شوند: äpple → äpplen)، و -∅ بدونِ پسوند (بیشترِ کلماتِ ett که به صامت ختم می‌شوند: hus → hus، ett hus / flera hus). صورتِ جمعِ معین ('the cars') به کلماتِ en پسوندِ -na (bilarna) و به کلماتِ ett پسوندِ -en/-a (husen، äpplena) اضافه می‌کند.

  • en flicka → tre flickor — یک دختر ← سه دختر
    یک دختر ← سه دختر (گروهِ صرفیِ ۱: -or)
  • en bil → många bilar → bilarna — یک ماشین ← ماشین‌های بسیار ← ماشین‌ها-آن
    یک ماشین ← ماشین‌های بسیار ← آن ماشین‌ها (گروهِ صرفیِ ۲: -ar، معینِ -arna)
  • ett hus → flera hus → husen — یک خانه ← چند خانه ← خانه‌ها-آن
    یک خانه ← چند خانه ← آن خانه‌ها (گروهِ صرفیِ ۵: بدونِ پسوندِ جمع)

مطابقتِ صفت و معینیِ دوگانه

صفت‌ها در جنس و شمار با اسم مطابقت می‌کنند. در شکلِ نامعین سه صورت وجود دارد: شکلِ ساده با کلماتِ en (en stor bil)، افزودنِ -t با کلماتِ ett (ett stort hus)، افزودنِ -a در جمع (stora bilar). در شکلِ معین، سوئدی از «معینیِ دوگانه» استفاده می‌کند: حرفِ تعریفِ آزادِ den/det/de را جلوی اسم می‌گذارید، صفت را به شکلِ -a درمی‌آورید، و پسوندِ معینِ اسم را هم نگه می‌دارید: 'den stora bilen'، 'det stora huset'، 'de stora bilarna'. پس معینی دو بار نشان داده می‌شود — یک‌بار با den/det/de و یک‌بار با پایانِ اسم.

  • en stor bil — ett stort hus — stora bilar — یک ماشینِ بزرگ — یک خانهٔ بزرگ — ماشین‌های بزرگ
    یک ماشینِ بزرگ — یک خانهٔ بزرگ — ماشین‌های بزرگ (نامعین: -∅ / -t / -a)
  • den stora bilen — آن ماشینِ بزرگ-آن
    آن ماشینِ بزرگ (معین: den + صفتِ-a + معینیِ اسم — دوبار نشان داده می‌شود)
  • Jag köpte ett rött äpple och de gröna äpplena. — من خریدم یک سیبِ قرمز و آن سیب‌های سبز-آن.
    من یک سیبِ قرمز خریدم و آن سیب‌های سبز را. (rött با کلمهٔ ett مطابقت دارد؛ de gröna äpplena جمعِ معین است)

حالتِ اضافه: -s، بدونِ آپاستروف

مالکیت با افزودنِ -s مستقیماً به مالک نشان داده می‌شود، بدونِ آپاستروف (برخلافِ انگلیسی): 'Annas bok' (کتابِ آنا)، 'Sveriges huvudstad' (پایتختِ سوئد)، 'barnens leksaker' (اسباب‌بازی‌های بچه‌ها). چیزِ تحتِ تملک شکلِ ساده و نامعینِ خود را می‌گیرد، حتی اگر کلِ عبارت معین باشد: 'min systers bil' یعنی ماشینِ خواهرم (نه 'bilen'). اگر نامِ مالک از قبل به -s، -x یا -z ختم شود، چیزی اضافه نمی‌کنید و فقط بافت (یا گاهی در نوشتار، یک آپاستروف) اضافه‌بودن را نشان می‌دهد: 'Lars bok' (کتابِ لارس).

  • Annas bok ligger på bordet. — کتابِ-آنا قرار-دارد روی میز-آن.
    کتابِ آنا روی میز است. (اضافهٔ -s، بدونِ آپاستروف)
  • Vad är Sveriges huvudstad? — چه است پایتختِ-سوئد؟
    پایتختِ سوئد چیست؟
  • Det är min brors hus. — آن است خانهٔ برادرِ-من.
    این خانهٔ برادرم است. (اسمِ تحتِ تملک نامعین می‌ماند: 'hus'، نه 'huset')

فعل‌های ذره‌ای و افعالِ انعکاسی

بسیاری از افعالِ سوئدی با یک ذرهٔ کوتاهِ تکیه‌دار ترکیب می‌شوند که معنا را تغییر می‌دهد، شبیهِ 'turn off' یا 'give up' در انگلیسی: 'tycka om' (دوست داشتن)، 'stänga av' (خاموش کردن)، 'känna igen' (تشخیص دادن)، 'gå sönder' (خراب شدن). برخلافِ آلمانی، ذره به ابتدای فعل نمی‌چسبد — به‌صورتِ کلمه‌ای جدا درست بعد از فعل می‌ماند، و تکیهٔ اصلی روی همان ذره است. افعالِ انعکاسی از ضمیرِ مفعولیِ خودشخص استفاده می‌کنند: mig، dig، sig، oss، er، sig — به‌ویژه 'sig' ویژهٔ سوم‌شخص برای han/hon/den/det/de. نمونه‌های رایج: 'tvätta sig' (خود را شستن)، 'känna sig' (احساس کردن)، 'gifta sig' (ازدواج کردن)، 'sätta sig' (نشستن).

  • Jag tycker om dig. — من دوست‌دارم PRT تو را.
    من تو را دوست دارم. (فعلِ ذره‌ایِ 'tycka om'؛ تکیه روی 'om' می‌افتد)
  • Kan du stänga av lampan? — می‌توانی تو خاموش‌کنی PRT چراغ-آن؟
    می‌توانی چراغ را خاموش کنی؟ (ذرهٔ 'av' بعد از فعل جدا می‌ماند)
  • Han känner sig trött. — او احساس‌می‌کند REFL خسته.
    او احساسِ خستگی می‌کند. (انعکاسیِ 'känna sig'، سوم‌شخصِ 'sig')

زمانِ حال: چهار گروهِ صرفی

هر فعلِ باقاعدهٔ سوئدی به یکی از چهار گروه تعلق دارد، و این گروه تمامِ شکل‌های دیگرِ فعل را هم تعیین می‌کند. چون فعل هرگز برای شخص تغییر نمی‌کند، یک سطر برای هر گروه کافی است. از مصدر (شکلِ پس از 'att') شروع کنید و زمانِ حال را بسازید:

گروهمصدرحالماضیِ سادهسوپین
۱ (-ar)att tala (صحبت کردن)talartaladetalat
۲a (-er، صامتِ واک‌دار)att ringa (زنگ زدن)ringerringderingt
۲b (-er، صامتِ بی‌واک)att läsa (خواندن)läserlästeläst
۳ (-r)att bo (زندگی کردن)borboddebott
۴ (قوی)att skriva (نوشتن)skriverskrevskrivit

گروهِ ۱ به‌مراتب بزرگ‌ترین گروه است و گزینهٔ پیش‌فرض برای افعالِ جدید (jobba، prata، titta، fråga). گروهِ ۲ بر اساسِ اینکه ریشه به همخوانِ واک‌دار یا بی‌واک ختم شود تقسیم می‌شود، که تعیین‌کنندهٔ -de یا -te در گذشته است. افعالِ گروهِ ۳ کوتاه‌اند و به مصوتِ تکیه‌دار ختم می‌شوند (bo، tro، sy، by). افعالِ گروهِ ۴ افعالِ بی‌قاعدهٔ «قوی» هستند که مصوتِ ریشه را در گذشته تغییر می‌دهند (skriva → skrev، dricka → drack، springa → sprang). به‌یاد داشته باشید: زمانِ حال برای jag، du، han، hon، vi، ni و de یکسان است.

  • Jag talar tre språk. — من صحبت‌می‌کنم سه زبان.
    من به سه زبان صحبت می‌کنم. (گروهِ ۱: tala → talar)
  • Hon ringer sin mamma varje dag. — او زنگ‌می‌زند به مادرِ-خودش هر روز.
    او هر روز به مادرش زنگ می‌زند. (گروهِ ۲a: ringa → ringer)
  • Vi bor i Göteborg. — ما زندگی‌می‌کنیم در گوتنبرگ.
    ما در گوتنبرگ زندگی می‌کنیم. (گروهِ ۳: bo → bor)
  • Han skriver ett brev. — او می‌نویسد یک نامه.
    او دارد نامه‌ای می‌نویسد. (گروهِ ۴ قوی: skriva → skriver)
  • De läser tidningen på morgonen. — آن‌ها می‌خوانند روزنامه-آن در صبح.
    آن‌ها روزنامه را صبح‌ها می‌خوانند. (گروهِ ۲b: läsa → läser)

VILJA + مصدر (خواستن)

برای گفتنِ اینکه می‌خواهید کاری انجام دهید، از فعلِ وجهیِ 'vilja' (خواستن) به‌همراهِ مصدرِ ساده استفاده کنید — بدونِ 'att' در میان. 'Vilja' بی‌قاعده است: حالِ آن 'vill' است (برای هر شخص یکسان)، گذشته‌اش 'ville'، و سوپینش 'velat'. مراقب باشید: 'vill' یعنی «می‌خواهد»، نه «will» (زمانِ آینده) — یک دوستِ دروغینِ کلاسیک برای انگلیسی‌زبان‌ها. برای خواستنِ یک چیز (اسم) به‌جایِ یک کنش، از 'vill ha' (به‌معنایِ تحت‌اللفظیِ «خواستنِ داشتن») استفاده کنید: 'Jag vill ha en kaffe' یعنی یک قهوه می‌خواهم.

شکلسوئدیفارسی
مصدرatt viljaخواستن
حالvillمی‌خواهد/می‌خواهم
ماضیِ سادهvilleخواست
سوپینvelatخواسته است

به مصدرِ سادهٔ بعد از vill توجه کنید: 'Jag vill resa' (می‌خواهم سفر کنم)، هرگز 'Jag vill att resa'.

  • Jag vill lära mig svenska. — من می‌خواهم یاد‌بگیرم REFL سوئدی.
    می‌خواهم سوئدی یاد بگیرم. (vill + مصدرِ ساده؛ انعکاسیِ 'lära sig')
  • Vill du dansa? — می‌خواهی تو برقصی؟
    آیا می‌خواهی برقصی؟ (وارونگی برای پرسش)
  • Jag vill ha en kopp kaffe, tack. — من می‌خواهم داشته‌باشم یک فنجان قهوه، ممنون.
    یک فنجان قهوه می‌خواهم، لطفاً. ('vill ha' برای خواستنِ یک چیز)
  • Hon ville inte komma. — او خواست نه بیاید.
    او نمی‌خواست بیاید. (گذشتهٔ 'ville'؛ 'inte' بعد از فعل)
  • Vi har alltid velat resa till Japan. — ما داریم همیشه خواسته سفرکنیم به ژاپن.
    ما همیشه خواسته‌ایم به ژاپن سفر کنیم. (سوپینِ 'velat' بعد از 'har')

KOMMER ATT + مصدر (قرار است)

برای پیش‌بینیِ اینکه چیزی قرار است رخ دهد — یک پیش‌بینی، یک انتظار، پیامدی که کسی آن را انتخاب نمی‌کند — سوئدی از 'kommer att' + مصدر استفاده می‌کند. برخلافِ سایرِ افعالِ وجهی، این ساختار نشانهٔ مصدریِ 'att' را نگه می‌دارد. این ساختار در برابرِ 'ska' قرار می‌گیرد که تصمیم یا قصد را بیان می‌کند؛ 'kommer att' خنثی‌تر و پیش‌بینی‌کننده‌تر است. در گفتارِ روزمره 'att' اغلب بلعیده می‌شود و به‌سختی شنیده می‌شود، اما در نوشتار باید آن را نگه دارید.

ساختارکاربردمثال
ska + مصدرقصد، برنامهJag ska träna i morgon.
kommer att + مصدرپیش‌بینی، پیشگوییDet kommer att bli kallt.
حال + قیدِ زمانواقعیتِ برنامه‌ریزی‌شدهBussen går kl. 8.

فعلِ صرف‌شده در اینجا 'kommer' است (حالِ 'komma')، که هرگز برای شخص تغییر نمی‌کند.

  • Det kommer att bli en fin dag. — آن می‌آید که بشود یک روزِ خوب.
    روزِ خوبی خواهد بود. (پیش‌بینی؛ به 'att' توجه کنید)
  • Du kommer att klara provet. — تو می‌آیی که قبول‌شوی امتحان-آن.
    تو در امتحان قبول خواهی شد. (پیش‌بینیِ مطمئن)
  • Jag tror att det kommer att regna. — من فکر‌می‌کنم که آن می‌آید که ببارد.
    فکر می‌کنم باران خواهد بارید. (درونِ یک بندِ پیرو)
  • Vi kommer att flytta nästa år. — ما می‌آییم که نقلِ‌مکان‌کنیم سالِ آینده.
    ما سالِ آینده نقلِ مکان خواهیم کرد.
  • De kommer inte att hinna. — آن‌ها می‌آیند نه که برسند.
    آن‌ها به‌موقع نخواهند رسید. ('inte' بینِ 'kommer' و 'att')

HAR + سوپین (پرفکت)

پرفکت (ماضیِ نقلی) با کمکِ‌فعلِ حالِ 'har' به‌همراهِ سوپین ساخته می‌شود — شکلِ ویژهٔ -t فعل که فقط با har/hade استفاده می‌شود و هرگز با چیزی مطابقت نمی‌کند. این زمان یک کنشِ گذشته را با ربطِ حالیِ آن، یا یک رویدادِ گذشته بدونِ زمانِ مشخص، توصیف می‌کند. 'har' را با 'hade' عوض کنید تا پلوسکوامپرفکت («انجام داده بود») به دست آید.

گروهمصدرسوپینپرفکت
۱talatalathar talat
۲ringa / läsaringt / lästhar ringt / har läst
۳bobotthar bott
۴ (قوی)skriva / drickaskrivit / druckithar skrivit / har druckit

سوپین‌های قویِ کلیدی برای حفظ کردن: vara → varit، ha → haft، göra → gjort، gå → gått، få → fått، se → sett، ta → tagit، komma → kommit، säga → sagt. سوپین ثابت است: 'jag har skrivit'، 'vi har skrivit'، 'breven har skrivits' — همان شکلِ -it.

  • Jag har redan ätit. — من دارم قبلاً خورده.
    من قبلاً خورده‌ام. (سوپینِ 'ätit' از فعلِ قویِ 'äta')
  • Har du sett min telefon? — داری تو دیده تلفنِ-من؟
    آیا تلفنِ من را دیده‌ای؟ (سوپینِ 'sett'؛ وارونگی برای پرسش)
  • Vi har bott här i tio år. — ما داریم زندگی‌کرده اینجا برای ده سال.
    ما ده سال است اینجا زندگی کرده‌ایم. (سوپینِ گروهِ ۳ 'bott')
  • Hon har gjort sina läxor. — او دارد کرده تکلیف‌های‌خودش.
    او تکلیف‌هایش را انجام داده است. (سوپینِ بی‌قاعدهٔ 'gjort')
  • Tåget hade redan gått. — قطار-آن داشت قبلاً رفته.
    قطار قبلاً حرکت کرده بود. (پلوسکوامپرفکت: hade + سوپینِ 'gått')

SKULLE VILJA + مصدر (دوست داشتن که...)

برای بیانِ آرزویی مؤدبانه یا فرضی — «دوست داشتم...» — سوئدی دو فعلِ وجهی را روی هم می‌چیند: 'skulle vilja' + مصدرِ ساده. 'Skulle' شکلِ گذشتهٔ 'ska' است و مانندِ 'would' انگلیسی عمل می‌کند؛ وقتی با 'vilja' همراه شود، «می‌خواهم» را به «دوست داشتم» نرم می‌کند. برای گرمیِ بیشتر 'gärna' (با کمالِ‌میل) اضافه کنید: 'Jag skulle gärna vilja…'. برای خواستنِ یک چیز، با 'ha' جمله را تمام کنید: 'Jag skulle vilja ha…' یعنی دوست داشتم (که) داشته باشم…

عبارتسطحمعنا
Jag vill ha…خنثی / مستقیممی‌خواهم…
Jag skulle vilja ha…مؤدبانهدوست داشتم…
Jag skulle gärna vilja ha…بسیار مؤدبانهواقعاً دوست داشتم…

'Skulle' به‌تنهایی + مصدر، شرطیِ ساده را هم می‌سازد: 'Jag skulle resa om jag hade pengar' یعنی اگر پول داشتم سفر می‌کردم.

  • Jag skulle vilja boka ett bord. — من می‌خواستم رزرو‌کنم یک میز.
    دوست دارم یک میز رزرو کنم. (skulle vilja + مصدرِ ساده)
  • Jag skulle vilja ha en kopp te. — من می‌خواستم داشته‌باشم یک فنجان چای.
    یک فنجان چای می‌خواستم. (خواستنِ یک چیز: + 'ha')
  • Vi skulle gärna vilja träffa dig. — ما می‌خواستیم با‌کمالِ‌میل ملاقات‌کنیم تو را.
    واقعاً دوست داریم تو را ببینیم. ('gärna' گرمی اضافه می‌کند)
  • Skulle du vilja dansa? — می‌خواستی تو برقصی؟
    آیا دوست داری برقصی؟ (دعوتِ مؤدبانه، وارونگی)
  • Jag skulle resa om jag hade tid. — من سفرمی‌کردم اگر من داشتم وقت.
    اگر وقت داشتم سفر می‌کردم. ('skulle' به‌تنهایی = شرطی)

استمراری: hålla på att و فعل + och + فعل

سوئدی شکلِ -ing ندارد، پس زمانِ حال از قبل «I am working» را پوشش می‌دهد. وقتی واقعاً بخواهید تأکید کنید که کنشی در حالِ انجام است، دو ساختارِ اصطلاحی وجود دارد. 'hålla på att' + مصدر یعنی «در وسطِ انجامِ کاری بودن»: 'Jag håller på att laga mat' یعنی (دارم) آشپزی می‌کنم. یک جایگزینِ بسیار رایج در گفتار، یک فعلِ حالت (sitta، stå، ligga) را با 'och' + فعلِ دومی در همان زمان جفت می‌کند: 'Han sitter och läser' یعنی او (نشسته و) دارد می‌خواند. هر دو ساختار صرفاً حسِ کنشِ در‌حال‌انجام را به زمانِ حال یا گذشتهٔ ساده اضافه می‌کنند.

  • Jag håller på att laga mat. — من نگه‌می‌دارم بر تا آشپزی‌کنم غذا.
    دارم (در حالِ) آشپزی می‌کنم. (hålla på att + مصدر)
  • Vänta, jag håller på att klä på mig. — صبرکن، من نگه‌می‌دارم بر تا بپوشم بر REFL.
    صبر کن، دارم لباس می‌پوشم. (کنشی که آشکارا در حالِ انجام است)
  • Han sitter och läser en bok. — او می‌نشیند و می‌خواند یک کتاب.
    او دارد کتابی می‌خواند. (فعلِ حالت + och + فعل)
  • Barnen ligger och sover. — بچه‌ها-آن دراز‌می‌کشند و می‌خوابند.
    بچه‌ها خوابیده‌اند. (هر دو فعل در زمانِ حال)
  • Vi stod och väntade på bussen. — ما ایستادیم و منتظرماندیم برایِ اتوبوس-آن.
    ما منتظرِ اتوبوس بودیم. (این الگو در گذشته هم کار می‌کند)

KUNNA + مصدر (توانستن)

'Kunna' فعلِ وجهیِ توانایی و امکان است — معادلِ 'can' / 'be able to' در انگلیسی — و مانندِ هر فعلِ وجهیِ دیگر با یک مصدرِ ساده (بدونِ 'att') می‌آید. حالِ آن بی‌قاعدهٔ 'kan' است (برای همهٔ اشخاص یکسان)، گذشته‌اش 'kunde'، و سوپینش 'kunnat'. 'Kunna' همچنین «بلد بودنِ» یک مهارت یا زبان را هم می‌پوشاند: 'Jag kan svenska' (سوئدی بلدم)، که در آن حتی می‌تواند بدونِ فعلِ بعدی هم بیاید.

شکلسوئدیفارسی
مصدرatt kunnaتوانستن
حالkanمی‌تواند/می‌توانم
ماضیِ سادهkundeتوانست
سوپینkunnatتوانسته است

سایرِ افعالِ وجهیِ اصلی هم به همین شکل رفتار می‌کنند (مصدرِ ساده): måste (باید)، får (اجازه‌داشتن)، bör (بایست)، ska (خواهد/قرار است)، vill (خواستن).

  • Kan du hjälpa mig? — می‌توانی تو کمک‌کنی به‌من؟
    آیا می‌توانی به من کمک کنی؟ (kan + مصدرِ ساده؛ وارونگی)
  • Jag kan inte komma i kväll. — من می‌توانم نه بیایم امشب.
    امشب نمی‌توانم بیایم. ('inte' درست بعد از فعلِ وجهی)
  • Hon kan tala fyra språk. — او می‌تواند صحبت‌کند چهار زبان.
    او می‌تواند به چهار زبان صحبت کند.
  • Jag kan svenska. — من می‌توانم سوئدی.
    سوئدی بلدم. ('kunna' = بلدبودنِ یک مهارت/زبان، بدونِ فعلِ بعدی)
  • Vi kunde inte hitta huset. — ما توانستیم نه پیداکنیم خانه-آن.
    ما نتوانستیم خانه را پیدا کنیم. (گذشتهٔ 'kunde')

نمای کلیِ افعالِ وجهی (مصدرِ ساده)

افعالِ وجهیِ سوئدی دو ویژگیِ مشترک دارند: در زمانِ حال بی‌قاعده‌اند (یک شکل برای همهٔ اشخاص) و با یک مصدرِ ساده بدونِ 'att' می‌آیند. شکل‌های حال را یاد بگیرید — آن‌هایی هستند که مدام استفاده می‌کنید:

فعلِ وجهی (مصدر)حالمعنامثال
kunnakanتوانستنJag kan simma.
viljavillخواستنJag vill sova.
skolaskaخواهد (قصد)Jag ska gå nu.
måstemåsteبایستن، مجبور بودنJag måste jobba.
fårاجازه‌داشتنFår jag fråga?
börabörبایست، شایسته بودنDu bör vila.

'måste' در حال و مصدر یکسان است. منفی صرفاً 'inte' را بعد از فعلِ وجهی می‌گنجاند: 'Du får inte röka här' (اینجا اجازهٔ سیگارکشیدن نداری). به دوستانِ دروغین توجه کنید: 'vill' یعنی خواستن (نه 'will')، و 'får' یعنی اجازه‌داشتن/گرفتن (نه 'far').

  • Jag måste gå nu. — من بایدمی‌روم حالا.
    باید الان بروم. (måste + مصدرِ ساده)
  • Får jag sitta här? — اجازه‌دارم من بنشینم اینجا؟
    آیا می‌توانم اینجا بنشینم؟ (får = اجازه‌داشتن؛ وارونگی)
  • Du bör dricka mer vatten. — تو بایست بنوشی بیشتر آب.
    باید آبِ بیشتری بنوشی. (bör = بایست)
  • Vi får inte glömma biljetterna. — ما اجازه‌داریم نه فراموش‌کنیم بلیت‌ها-آن.
    نباید بلیت‌ها را فراموش کنیم. ('inte' بعد از فعلِ وجهی)
  • Ska vi gå på bio? — آیا می‌رویم ما به سینما؟
    آیا برویم سینما؟ (ska = پیشنهاد/قصد)